سالهاست قدیمیها از این گذر کوچ کردهاند، اما اهالی با پیشینه سکونت سیساله میگویند که در گذشته به این کوچه تبرک میگفتهاند؛ کوچهای که در نقشههای سال1333 مشهد دو معبر تاجرباشی و نایبالتولیه را به هم متصل میکرده و اکنون میان بهجت3 و بهجت7 راه کشیده است. ویژگی خاص این کوچه حضور دو عالم در آن بوده است که اکنون ساختمانهایشان هست، ولی خودشان به رحمت خدا رفتهاند.
محله
بالاخیابان
محله بالاخیابان یکی از دو محله منطقه ثامن است که خردهمحلات بسیاری را در دل خودش جای داده است. تاریخ این محله به دوران صفوی و اقدام ماندگار شاه عباس اول برمیگردد. آب خیابان و بیشترین قناتهای مشهد از این محله وارد شهر میشده و باغها و باغچههای اعیاننشینها را آبیاری میکرده است.
صحبت از جلسه قرآنی است که دو کودک سیزده و دهساله با پشتیبانی مادر به راه انداختهاند و اکنون پس از 25سال برپایی، جوان برومندی شده است که همه مشهد و جهان اسلام آن را میشناسند. دورهمی قرآنی که در ته یک کوچه بنبست راهگشای بسیاری از قرآندوستان شده است تا در مسیر این کتاب آسمانی قدم بگذارند.
پس از مقتلخوانی، پیرمرد از منبر پایین میآید و عمامهاش را میان جمعیت پرت میکند. میان مردم راه میرود و سینه میزند. دیدن شیخ رویسپیدکرده و قدخمیده با جسمی نحیف و حالی نزار در عزای روز عاشورا مستمعان را نیز منقلب و فریاد یا حسینشان را بلندتر میکند.
این توصیف، تنها یکی از فیلمهایی است که از مقتلخوانی آیتالله محمدحسین سیبویه حائری باقی مانده است. مردی که سال57 به کشور آبا و اجدادیاش بازمیگردد تا پایههای مقتلخوانی روز عاشورا را در ایران بگذارد.
گذرهای باریک اطراف حرم مطهر اندک نشانه ها از هویت ارض اقدس را در خود زنده نگه داشته اند. کوچه کشمیری ها یکی از همین نشانه هاست که در سالروز استقلال پاکستان به سراغش رفته ایم؛ قومی که روزگاری در مشهد همسایه ما و مجاور امام مهربانی ها بوده اند و در حد توانشان، چرخ تجارت شهر را می چرخانده اند.
حسینیه فاطمیه شیرازیها که در کوچه شهیدیگانه3 قرار دارد، یکی از این مکانهای اقامتی است که هیئت متوسلین به حضرت زهرا(س) شیراز آن را بنا کرده است. این حسینیه که بیشتر با نام فاطمیه شیرازیها شناخته میشود، در همه روزهای سال پذیرای زائران شیرازی در مشهد است.
نوغان9 کوچهای در حوالی بارگاه امامرضا(ع) است که مسجدالرضا(ع) هویتی تاریخی به آن بخشیده است. زنان نوغان هرسال در سالروز فراغ غریبانه حضرت رضا با راهانداختن دستههای عزاداری از این مسجد به سوی حرم مطهر حرکت میکنند و پیکر نمادین امام مهربانی را تشییع میکنند. مراسمشان هم از سالهای گذشته با نام «سوگواره زنان محله نوغان» شهرت پیدا کرده است.
نه تنها در خاطرات مشهدیهای قدیم، که در تاریخ این شهر، نام «روضه خاندان شاهحیدری»یک نماد هویتی است که بیش از یک قرن است در محله سرشور جان دارد و نفس میکشد. تکیهای که نامش را از اسم برپاکنندهاش، «سیداسماعیل شاه حیدری» معروف به «آقای شاه» وام گرفته ونشان این وام داری را میتوان در ماجرایی شیرین و شنیدنی جست وجو کرد؛ روایت است که آقای شاه رامشهدیها به دلیل خصوصیاتی اخلاقی که ویژه او بوده، دوست داشتند و بسیار احترامش میکردند.
کوچه آیتالله خزعلی3 یا کوچه روشن که میان دو مسیر شوکتالدوله و مسیر تازهتأسیس آیتا... واعظطبسی قرار دارد، یک راه گذر قدیمی بهسوی حرم مطهر رضوی است که هویتی دیرینه دارد، اما اکنون جز نامش عناصر زیادی از آن باقی نمانده است. پیشترها مرد متمولی به نام حاجیروشن در این محله ساکن بوده که این معبر به اعتبار او معروف شده است. یافتن افراد ساکن و قدیمی در این کوچه مانند دیگر کوچههای نزدیک به حرم دشوار است.
یکی از محدودههایی که هنوز هم حضور طلاب در آن زیاد به چشم میخورد، همین کوچه است. کوچهای در خیابان آیتالله بهجت3 که بهواسطه وجود مدرسه علمیه امامرضا(ع) و همچنین دو خانه شخصی که وقف اسکان طلاب شده، محل رفتوآمد بسیاری از طلبههاست.
یکی از این چهرهها که با تربیت فرزندانش برای برخاستن بر محور حق و عدالت قدمهای بزرگی برداشت و سخت کوشیدن را به آنها آموخت تا همواره در راستای مبارزه با بیعدالتی لحظهای آرام ننشینند، مرحوم آیتالله سیدجواد حسینیخامنهای است؛ بزرگمردی که به عنوان پدر رهبر معظم انقلاب شناخته میشود.
او که در خاندانی اصیل در علم و تقوا و از پدری فقیه به نام آیتالله سیدحسین مجتهدخامنهای و مادری پاکدامن چشم به جهان گشود، چنان پرورش یافت که با گذشت زمانی کوتاه، با مجوز مرحوم آیتالله نائینی و تأیید مرحوم آیتالله عبدالکریم حائری، اجازه روایت و اجتهاد به ایشان دادهشد.
داستان کوچه «پنجه» به حضور امام رضا(ع) در مشهد و رد انگشتان دستش روی سنگ سیاهی در این کوچه برمیگردد.
کوچه هفتم خیابان آیتالله بهجت فاصله زیادی با بیت مرحوم آیتالله عبدالله شیرازی در نزدیکی چهارراه شهدا دارد، اما به نام آیتالله شیرازی معروف است. آن هم به این دلیل که از قدیم فرزند دوم ایشان یعنی محمدعلی در این کوچه ساکن بود، در خانهای که سالهاست به محل درس و بحث حوزویها، حسینیه امیرالمؤمنین(ع) و همچنین کتابخانه عمومی رایگان با 12هزار جلد کتاب تبدیل شدهاست.
پیشینه جلسات قرآن مسجد کرامت مشهد به سالها پیش از پیروزی انقلاب اسلامی برمیگردد. صبحهای جمعه مسجد کرامت میعادگاه عاشقان کلام وحی بود و پس از قرائت دعای کمیل نیز جلسه قرآن با مدیریت سیدمرتضی ساداتفاطمی برگزار میشد.
در آن سالها که در اوج خفقان رژیم طاغوت سپری میشد، این جلسه با حضور رهبر معظم انقلاب به کانونی برای گردهمایی مردم انقلابی تبدیل شده بود.
10سالی است که خیابان آزادی مشهد که راه اتصالی چهارراهشهدا و ایستگاه راهآهن به یکدیگر است، با نام آیتالله بهجت شناخته میشود. نخستین نام این خیابان شاهرضا نو بود که در فروردین سال1358 تابلوهایش به نام آزادی تغییرکرد. گویا با آزادسازی دفتر نیروی پایداری مستقر در آن بهدست نیروهای انقلاباسلامی در زمستان سال1357، بزرگترین مرکز وابسته به رژیم پهلوی در هسته اصلی شهر سقوط کرد و درعمل شهر مشهد آزاد شد.
از خیابانهایی که وقت مرور خاطرات زیارتیمان ردپای آن در ذهنمان پررنگ است، خیابان آیتالله طبسی است که با داشتن دید مستقیم به حرممطهر، این روزها یکی از گذرهای اصلی تشرف و پاتوق عکاسی است. این خیابان پنجساله که ساختش نیز پنج سال طول کشید، قراربود دوسطحی باشد؛ طبقه بالا ماشینرو و سطح زیرین تجاری. از همین رو موقتا روگذر آن در سال1396 به بهرهبرداری رسید تا طبقه زیرین آمادهشود، اما این روزها با کشوقوسهای بهوجودآمده بر سر طرح جدید حریم رضوی که طبقه زیرین آن را برای فضای فرهنگی و گردشگری پیشبینی کرده، بخش دوم آن تعطیل است
وقتی داشتیم به این مکان میآمدیم، یکی از کاسبان خیابان شهیداندرزگو گفت: «دنبال آقای آرزوها میگردید؟»
به خود حاجیهاشمیان که میگوییم شما را «آقای آرزوها» صدا میزنند، خبر ندارد. امیر هاشمیان همان فردی است که این نامههای محرمانه را در مغازهاش مانند گنجی نگه میدارد. آنها را میخواند، به تلفن نوشتهشده در نامهها زنگ میزند و میگوید: «امامرضا(ع) شما را دعوت کرده است به مشهد.»
قصه موفقیتهای فائزه متولد سال1386 خیلی زود و از همان سن پیشدبستانی آغاز شد. او که همراه مادرش برای شرکت در مراسم مذهبی یکی از حسینیههای اصفهان برنامهریزی میکردند، هنگام پیداکردن آدرسی که از آن مکان داشتند، اشتباهی از حسینیه دیگری سردرآوردند.
هنگام ورود، متوجه دوربین صداوسیما و حضور جمعی از دختربچهها شدند که در حال دادن آزمایش صدا بودند. مادر جوان فائزه با زیرکی چند و چون موضوع را جویا شد و بدون معطلی فائزه پنجساله را برای آزمون صدا آماده کرد.
حدود 150سال قبل وقف بزرگی در حرممطهر ثبت شد که واقفش مردی بهنام آقبابا بود. کسی که در کوچه و بازار مردم او را با نام «حاجآقاجان» میشناختند. او که معمارباشی بود و صحن آزادی را به دستور علینقیمیرزا، پسر فتحعلیشاه، ساخت، درست در مجاورت همین بنا در پشت باغ رضوان چندهزار متر زمینش را هم وقف امامرضا(ع) کرد.
ورودی غربی حرم امامرضا(ع)، درست نقطهای که باید با گذر از بازار فرش قدیمی به آن رسید، با مسجدی زینت یافته که هرکسی آن را به یک نام میشناسد؛ یکی «شاه» مینامد و دیگری «هفتادودوتن». در حقیقت این مکان قبل از مسجد شدن، آرامگاه «امیر غیاثالدین ملکشاه» بوده و گویا سالها بعد از فوت و دفنش در سرداب مقبره، تبدیل به مسجد شده و از زمان ساخت محراب کج داخل آن (برای تبدیل شدن به مسجد) نام «شاه» -برگرفته از لقب خود امیر غیاثالدین- گرفته است.
کوچه آیتالله بهجت1 که از 25سال پیش هتل بزرگ الغدیر در آن ساخته شده، سالهاست به نام همین هتل در بین مردم شناخته میشود؛ کوچهای عریض که بین زائران بهعنوان میانبر پیاده از چهارراه شهدا تا خیابان شهیدکاشانی معروف است. این کوچه محل خانههای پانصدمتری و ششصدمتری مشهد در گذشته بود که امروز اندکی از آنها ماندهاست. درست پشت ساختمان همین هتل آبانبار قدیمی و خانه تاریخی سبزواریها قرار دارد. متأسفانه خانه که سال1383 ثبت ملی شدهبود، با شکایت مالک به دیوان عدالتاداری از ثبت خارج و در سال1398 تخریب شد، اما همچنان آبانبار که ورودیاش دیوار شده، موجود است.