محله بالاخیابان - صفحه 15

محله

بالاخیابان

محله بالاخیابان

محله بالاخیابان یکی از دو محله منطقه ثامن است که خرده‌محلات بسیاری را در دل خودش جای داده است. تاریخ این محله به دوران صفوی و اقدام ماندگار شاه عباس اول برمی‌گردد. آب خیابان و بیشترین قنات‌های مشهد از این محله وارد شهر می‌شده و باغ‌ها و باغچه‌های اعیان‌نشین‌ها را آبیاری می‌کرده است.

محله بالاخیابان
«یادم می‌آید وقتی هفت‌هشت سالم بود، در حیاط خانه‌مان تئاتر یوسف و زلیخا اجرا شد. خانه سیصدمتری‌مان پر شده بود و حتی پشت‌بام همسایه‌ها هم مردم جمع شده بودند. هنوز هم صحنه‌ها و نورپردازی‌های عجیب آن را یادم می‌آید. حالا اما به‌جای آن خانه بزرگ و آدم‌هایش هتل و مهمان‌سرا ساخته‌اند.» این‌ها را جعفر منسوب‌آستانه می‌گوید؛ کسی که به‌سبب ۲۸سال خادمی گنبدخشتی، شده است صندوقچه اسرار و تاریخ سال‌های ۱۳۳۰ به بعد.
شهیدسیدعلی اندرزگو اصالتش تهرانی بود، اما سال1351 به سبب فعالیت‌هایش علیه رژیم شاه مخفیانه راهی مشهد شد. او مدت زیادی در مشهد ماند و برای اینکه ساواک شناسایی‌اش نکند، بارها خانه‌اش را عوض کرد. یکی از همین خانه‌ها که مخفیانه در آن زندگی می‌کرد، در محدوده خیابان سرشور(فرعی دوازدهم خیابان خسروی‌نو قدیم) قرار داشت. پس از پیروزی انقلاب‌اسلامی، درحالی‌که هنوز یک‌سال از شهادت او نگذشته بود، محدوده خانه‌اش، یعنی خیابان خسروی‌نو به نام او تغییر کرد و تابلوگذاری شد.
حالا از زمانی که اسماعیل یوسفی‌مقدم به‌دلیل علاقه‌اش به فوتبال، به جرگه کارهای تولیدی پوشاک ورزشی پیوسته است، 25سال می‌گذرد و با وجود همه فرازونشیب‌ها و مشکلاتی که این روزها بر سر راه تولیدکنندگان هست، می‌گوید: اگر زمان به عقب برگردد، باز هم این مسیر را بدون ذره‌ای پس و پیش طی خواهم کرد.
نام «حاج‌نائب علی‌اکبرخان» که بیش از ۱۳۰سال از فوتش می‌گذرد، هنوز هم در اسناد تاریخی مشهد پررنگ است؛ نه به‌دلیل کارگزاری‌اش در حکومت قاجار، بلکه بیشتر به‌سبب دست خیری که داشت و دو مسجدی که در بالاخیابان ساخت. یکی از مساجد او «نائب» نام داشت که این روزها مردم آن را به نام امام‌جماعت سابقش، یعنی «ملاهاشم»، می‌شناسند. این مسجد که خشت‌به‌خشتش با روح مردم گره خورده و هر صبح صدای اذان از گلدسته‌هایش بلند می‌شود، عمرش به حدود 180سال پیش می‌رسد.
درواقع مدتی پس از آغاز اجرای طرح شارستان برای اتصال خیابان آیت‌الله شیرازی به طبرسی نگذشته بود که معارض‌بودن مسجد مروی‌‌ها رسانه‌ای شد. از طرف دیگر، طبق توافق اولیه نماینده اداره اوقاف، شهرداری و متولی قرار بر این بود تا مسجد تبدیل به احسن شود. با همه این همراهی‌ها، در ادامه حاشیه‌هایی ایجاد شد که جلو تخریب این مسجد را گرفت، اما درب مسجد از سال1398 تاکنون بسته است و مردم درخواست بازگشایی آن را دارند
در مشهد درخت توت را وقف عام می دانسته و معتقد بوده‌اند این درخت از ازل متعلق به عموم مردم بوده است و تا ابد، از آن همه مردم خواهد بود.
خانه موسوی (پریشانی) یکی از خانه‌های قدیمی و تاریخی مشهد است که در سال 1384 در فهرست آثار ملی قرار گرفت. تمام شهرت این خانه قدیمی و تاریخی به هنر و معماری خاص آن است که توسط صاحب اولیه این خانه با نهایت وسواس و ریزبینی در جای‌جای آن مشهود است. خانه موسوی (پریشانی) انتهای خیابان نوغان 6، کوچه محمدزاده قرار دارد و شکوه و جلال اولیه خود را از دست داده است اما اگر عینک زیبابینی به چشم بزنید و گرد و غبار ناملایمات روزگار را با دست از آینه نمایش پاک کنید، حتما زیبایی‌های این خانه را خواهید دید.
به رسم همان زمان که پادویی ساده برای مرحوم پدرش بود و به حکم اوستا می‌ایستاد دم در، کنار در ایستاده است. سن‌وسال چندانی ندارد، اما این روزها یکی از کسبه‌ قدیمی کوچه آب‌میرزاست که خوش‌خلقی‌اش شهره کوچک و بزرگ است. همه این‌ها را بگذارید کنار دیانتی که وادارش می‌کند هنوز ظهر نشده آستینش را برای وضوگرفتن بالا بزند و هنوز آخر اردیبهشت نرسیده، حساب سال بکند و سهم خمس و زکاتش را بدهد. مجید هاشمیان را همه به این عادت‌ها و انصافش در کاسبی می‌شناسند؛ کسی‌که معتقد است: به زائر کم‌فروشی نکنیم تا شرممان نشود رو به گنبد آقا امام‌رضا(ع) سلام دهیم.
برخی دارالشفا را یادگار گوهرشادخاتون می‌دانند و معتقدند او در وقت ساخت مسجد، درمانگاهی نیز برای معالجه بیماران زائر و مجاور ساخته است.
همه آن‌هایی که از سر ارادت هدیه‌ای به امام‌رضا(ع) می‌دهند، خودشان هم می‌دانند اگر قرار به استفاده از آن هدیه در حرم مطهر است، باید به‌نحوی تبدیل به احسن شود. فرقی هم نمی‌کند هدیه طلا باشد یا تکه پارچه دست‌باف. هدیه هرچه باشد بعد از جمع‌آوری و قیمت‌گذاری به‌نحوی فروخته می‌شود تا پول آن صرف حرم مطهر شود. از زبان حسین حاجی‌زاده روایت‌هایی خواهیم خواند که از هدیه‌های متبرک در مغازه او آغاز می‌شود و در نهایت به خانه علاقه‌مندان می‌رسد.
اگر قرار به رسم شکل باشد، امروز ته‌پل‌محله را باید ذوزنقه‌ای کشید که در شمال‌غربی حرم‌مطهر قرار دارد. محله‌ای قدیمی که طبق نوشته‌های کتاب «مطلع‌الشمس» چون درگذشته بخشی از نوغان به‌حساب می‌آمده، در منابع کهن به‌نامش اشاره‌ای نشده است. اما نام آن از پلی که در انتهای خیابان نوغان بود گرفته شده و محل سکونت مردم آن‌طرف پل، در لهجه مشهدی به «ته‌پل» معروف شده‌ است. این محله این روزها چهل‌تکه شده است و بیشتر از هرچیزی ساخت هتل‌های بزرگ در آن به چشم می‌آید.
«حاج‌حسین حاجی‌زاده» را نه‌تنها اهالی محله نوغان و ته‌پل‌محله به‌خوبی می‌شناسند، بلکه او آشنای زائران زیادی نیز هست. کاسبی پنجاه‌ساله‌ که در ته‌پل‌محله به دنیا آمده‌ است و این روزها مغازه کوچکی در کوچه حمام‌باغ دارد. محلی‌ها او را «حاج‌حسین» صدا می‌زنند و آن‌هایی که یک‌بار از در مغازه‌اش رد شده‌اند، او را ‌متبرک‌فروش می‌شناسند. قبل از گفتن از کارش باید از خود حاج‌حسین گفت که یک‌سر دارد و هزار سودا؛ هم به کاسبی در مغازه کوچکش می‌رسد و هم در رسیدگی به زائر دست‌ خیر دارد. بزرگ‌ترین خیرش در این راه هم روشن است؛ آماده‌بودن هرروزه سماور چای مغازه‌اش.
این را که به دست چه کسی، در چه اتفاقی و چه روزی نام «هاتف» روی تابلوهای این کوچه نشست، حتی قدیمی ترین ساکن زنده کوچه هم از آن خبر ندارد، اما آن طور که علمای خباز می گوید، «هاتف» تخلص سیداحمد اصفهانی از شاعران سادات حسینی دوره افشاریه است.
آن روزها کسی چه می‌دانست روزی احمدآقا همه‌کاره مسجدی ‌شود که به نام عرب‌ها مهر خورده‌است. روزگار او را که به گفته خودش هیچ‌وقت از خدا مال دنیا را نخواسته و به‌جای آن عاقبت‌به‌خیری را طلب کرده است، در این مسیر انداخت تا هم نوکر اهل‌بیت(ع) باشد و هم با مسجد‌داری، مردم‌داری کند. احمد بهرامی‌نیا حالا 66ساله‌است و همه‌کاره و البته به گفته خودش خادم مسجد عرب‌هاست و کمترین کارش باز‌وبسته‌کردن در مسجد قدیمی کوچه حمام‌باغ(شهیدکاشانی8) موقع نماز ظهر و مغرب است.
خیابان رضوان تاریخی نیست، بلکه از آن معبرهای تازه‌تأسیس است که با تملک و تخریب 110پلاک ساخته شد تا از طریق آن ایستگاه راه‌آهن مشهد اتصال مستقیمی به حرم‌مطهر پیدا‌کند. در کنار این ویژگی وقتی سال1397 روبان افتتاح آن بریده‌شد، به‌عنوان هفتمین خیابانی یاد شد که دید مستقیم به حرم‌مطهر دارد؛ تا به این ترتیب، از اندوه ساکنان ته‌پل‌محله و نوغان به‌دلیل نابودی بخشی از هویت این محدوده کاسته شود
سال‌هاست که این کوچه قربانی همین نوسازی شده و جز یک مسجد از آن چیزی باقی نمانده‌است؛ جایی که تا همین چندسال پیش یکی از حمام‌های قدیمی مشهد را با چهارصدسال قدمت در دل خود داشت و داستانش هم از وقف مرحوم محمد‌حسن صاحبکار مشهدی آغاز می‌شد؛ مردی باخدا و مردم‌دار که چهارصدسال پیش 1400متر از ملکش را حمام و مسجد ساخت و وقف کرد؛ وقفی که امروز پنجمین نسل او آن را اداره می‌کنند.
روایت‌های سیدعلی‌اصغر بامشکی درست از روزهای هفت‌سالگی‌اش آغاز می‌شود؛‌ وقتی که فقط شاهدی خردسال برای وقایع قیام 15خرداد1342 در مشهد بود و در روزهای جوانی بعد از آشنایی‌اش با شهیدهاشمی‌نژاد و رفتن به کانون بحث و انتقاد دینی در مسجد صاحب‌الزمان(عج) اوج گرفت.
جمع آوری خاطرات مردم مشهد از مکان های تأثیرگذار انقلاب اسلامی در این شهر ، همان چیزی است که ما در این مطلب به سراغش رفته ایم.
«نوغان» پاخورترین کوچه اطراف حرم مطهر است که قدمتش بیش از 1500سال است؛ زمانی شهری در نزدیکی تابران بوده است. این دو شهر به همراه سایر روستاها ولایت توس را تشکیل می‌دادند. پس از شهادت امام رضا(ع) اراضی روستای سناباد شهر قدیمی نوغان هسته اصلی شهر مشهد کنونی را تشکیل دادند.
آن سال به دستور امام خمینی(ره) اولین حرکت عمومی و مردمی را زنان مشهدی رقم زدند و به اعتقاد برخی تحلیلگران این حرکت آن‌ها جرقه راهپیمایی‌های عمومی بود. ۰ حال در همه این سال‌ها از این زنان که در کوران حوادث حضور داشتند و جزو محرک‌های اصلی انقلاب اسلامی به شمار می‌آمدند، کمتر خاطره‌ای روایت شده است. هم‌زمان با ایام دهه فجر، پای حرف‌های یکی از همین زنان محله بالاخیابان(خیابان نوغان) به نام «زهرا دائمی» نشستیم که آن موقع اسم و رسمی نداشت و امروز هم ادعایی ندارد.