از قدیم همانطور که مردم به قدمگاه نیشابور میرفتند، برای دیدن اثر پنجه حضرت رضا(ع) به کوچه آیتالله خزعلی1 میآمدند؛ کوچهای در پانصدمتری ورودی غربی حرم مطهر که همه شهرتش را از همین سنگ سیاه منتسب به پنجه حضرت(ع) دارد. این سنگ تا 12سال پیش، هم نزدیکتر به حرم مطهر و هم بزرگتر بود، اما در جریان ساختوسازها محلش جابهجا شد.
محله
بالاخیابان
محله بالاخیابان یکی از دو محله منطقه ثامن است که خردهمحلات بسیاری را در دل خودش جای داده است. تاریخ این محله به دوران صفوی و اقدام ماندگار شاه عباس اول برمیگردد. آب خیابان و بیشترین قناتهای مشهد از این محله وارد شهر میشده و باغها و باغچههای اعیاننشینها را آبیاری میکرده است.
شهید سیدمحمد روحبخشباغی در هفدهسالگی، وقتی شور مبارزه داشت، در 9و10دی سال1357 خودش را از پایینخیابان به بیت آیتالله شیرازی رسانده بود تا اعتراضش را با حضور در راهپیمایی بیان کند. او روز یکشنبه، دهم دی، بعد از مدت کوتاهی شعاردادن در چهارراه شهدا، هدف گلوله رگبار مسلسل قرار گرفت و با اصابت تیر به سرش به شهادت رسید.
راسته خیابان دریادل، 58 سال است که معروفترین کلهپزی مشهد را در دل خود جا داده است؛ کلهپزی «اصغر کله»، جایی که «حاج اصغر طباخی کبابی» هنوز هم با 73 سال سن پشت کلههای به صف شده داخل سینی مینشیند تا برای عشق کلهها، کله بکشد.
کسی که 58 سال دغدغهاش برای کار شبانهروزی رضایت مردم بوده و به قول خودش برکت زندگیاش از دعای مردمی است که در مغازهاش کله گوسفند میخورند. کلهپزی که معتقد به برکت فراوان خدا در روزی حلال است و میگوید: اگر این شعر را سرلوحه خودت قرار دادی دیگر دغدغه نداشته باش؛ چرا که آن بالایی برایت همه چیز را درست میکند «طمع را نباید چندان کنی که صاحب کرم را پشیمان کنی».
آخرین نسل از گیوهدوزهای مشهد است و اگر او دست به دوختودوز نبرد، دوختن گیوه بهشکل سنتی بهخاطرهها و تاریخ میپیوندد. درباره علیاکبر حمامی صحبت میکنیم. کسی که این روزها بیماری و تولیدات کارخانهای و کفشهای برند دیگر به او اجازه نمیدهند در بازار کفش جولان دهد، اما 62سال بازار گیوه را قبضه کرده بود.
داستان زندگی عباسقلی صابر که صاحب بزرگترین و معتبرترین برند فرش در کشور و دنیا بود، از همین کارگاه در نزدیکی حرم مطهر آغاز میشود و بعدها به بافت فرشهای نفیس برای بارگاه منور رضوی میرسد. داستانی که احمد بزمیمقدم که اکنون ادامهدهنده راه صابر و برند اوست، آن را از ششسالگی خود، یعنی همان موقع که مشغول به بافندگی در کارگاه صابر میشود شروع میکند و تا آخرین روزهای او و خدماتش برای مشهد که بخشی از آن در حرم مطهر خلاصه میشود، روایت میکند.
کوچه آیت الله شیرازی3، 100سال پیش صاحب حمامی شد که در تاریخ برقکشی مشهد از آن به عنوان نخستین حمام برقدار شهر یاد شدهاست. آن زمان مرحوم حاججواد توکلی یزدی سرمایهاش را صرف ساخت حمام کرد. این بنا حدود 40سال بعد از آمدن برق به ایران بهعنوان نخستین حمام عمومی مشهد برقکشی شد.
کوچه آیتالله محمد واعظزاده را هنوز هم خیلیها با این نام نمیشناسند. چون تا همین یکسال پیش تابلوهای خیابان شهید کاشانی27 نام بیهقی داشت و به گفته سنوسالدارهای کوچه، قدمت این نام به هفتادهشتاد سال میرسید. نام آیتالله واعظزاده مؤسس دانشگاه مذاهب اسلامی و نخستین دبیرکل مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی که در گذشته از ساکنهای همین محدوده بود، زمستان سال1399 روی تابلوها نشست.
حاجترواشدن در مشهد به لطف امامرضا(ع)، نهتنها قصههای زیادی دارد، بلکه یادگارها و ردپاهایی هم دارد که به یمن این اتفاق مبارک در تاریخ ماندگار شده است. نمونه آن مسجد فاطمیه هراتیها در خیابان شهیدکاشانی8 است؛ مسجدی که زمین آن را بانویی از اهالی روستای هرات شهرستان خاتم استان یزد 110سال پیش و بعد از حاجتگرفتن در حرم مطهر رضوی وقف کردهاست و مردم هم بانی ساختش شدهاند.
خیابان شهیدکاشانی ۸ ممیز۱۳ از حدود یک قرن پیش به نام بختیاریهاست. مرحوم آیتالله سیدمحمدرضا بختیاری از قدیمیهای نوغان بود که بیشتر از امامجماعتبودنش به مردمداری شهره بود. بعد از فوت، پسرانش که راه پدر را رفتهبودند، سکونت در خانه او را بهجاهای دیگر شهر ترجیح دادند.
داستان تسبیحفروش معروف خیابان امامرضا (ع) و کارآفرینی را میخوانید که تسبیحهای دستساز و صنعتیاش در بازار سوغات مشهد و بازارهای مذهبی کشورهای همسایه حرف اول را میزند. محمد فیروزی، کوچکترین پسر حاججعفر (نوه پسری حاجمیرزای تسبیحفروش) است که به نمایندگی از پدر و برادرانش با ما به گفتگو نشسته است.
انتهای بازار قدیمی فرش مشهد (همان بازار بزرگ مشهد قدیم) بیشاز ۴۰۰ سال است که بزرگترین حمام عمومی ایران را در دل خود جا داده؛ حمام وقفی «مهدیقلیبیک» که ۳۶۵ سال در آن برای پاکیزگی مردم، آب جاری بود. حمامی که در دوره صفویه (شاه عباس اول) به وسیله مهدی قلیبیک، میرآخور و مسئول اصطبل اسبهای شاهعباس ساخته و وقف حرم امامرضا (ع) شد.
امروز کوچهپسکوچههای قدیمی شهر، زبان گویای خاطرات گذشته شدهاند. کوچه مخابرات در بالاخیابان یکی از همین محدودههاست؛ کوچهای یکطرفه که 70سال پیش و بعد از ساخت نخستین ساختمان مخابرات مشهد در کمرکش آن و استفاده مردم از تلفنخانهها، نام «مخابرات» گرفت و از سالهای پایانی دهه50 هم مرکز فروش لوازم پلاستیکی شد.
برادران سزاوار رحمت تاکنون 2مدرسه وقف کردهاند.
همچنین مسجدی با نام امام جعفرصادق(ع) تابستان امسال در همسایگی حرم مطهر افتتاح کردهاند. برای خانوادههای نیازمند در روستای کاظمآباد 24واحد آپارتمان ساختهاند و در آخرین قدم هم در چندروز آینده ساخت درمانگاه جدیدی را برای عکسبرداری از بیماران سرطانی آغاز خواهند کرد.
جعفر نقیبی یکی از پسران روحانی خوشنام محله نوغان بود. مادرش خانهدار بود و از نظر کدبانویی برای زنان اهل محل نمونه و الگو بود. پدرش روحانی مسجد تپلمحله بود. از همان سنین جوانی که مردم او را در کوچه و خیابان میدیدند، بسیار محجوب و سر به زیر بود.
وقتی در رشته طبابت قبول شد و درسش را تا گرفتن مدرک ادامه داد، به گفته مردم نه خودش را گرفت و نه سلام کسی را بیجواب گذاشت
کوچه شوکتالدوله که به موازات خیابان خسروینو (شهیداندرزگو)، مسیری برای رسیدن به حرم مطهر است، روزگاری در قرق امیراسدالله خان، فرزندان و خاندانش بود.
سکونت خانواده توانا در تپلمحله به ابتدای دوره قاجار بازمیگردد. از همین رو روایتهایش را از قدمت همین سکونت آبا و اجدادش و حق آب و گلی که در این محله دارد، شروع میکند: سال۱۳۳۹ در تپلمحله به دنیا آمدم. حدود ۵۰سال هم در همین محله زندگی کردم. پدرم در میدان حرم مغازه میوهفروشی داشت و مادرم یکی از زنان فعال اینجا بود، اما قبل از اینکه من در تپلمحله به دنیا بیایم، مادرم میگفت بیش از ۴۰۰سال است که خانوادهمان در این محله ساکن بودهاند.
همه خیابان آیتالله شیرازی4 را با نام چهارباغ میشناسند؛ که اولین کوچه آن به نام مؤسسش، خواجه نظامالملک طوسی وزیر سلجوقیان است.
محمود قانعی کسی که حرفه و مهارت امروزش در فروش لوازم بهداشتی ساختمان را از پدر به یادگار دارد. قانعی این روزها از شغل موروثیاش بازار خوبی ندارد، اما معتقد است این کار هم جذابیت و هم درآمد دارد.
«جواد آقا علیزاده» را اهالی «دریادل» و «نوغان» بهخوبی میشناسند. کاسب پنجاهسالهای که در کوچه حمام بهاءالتولیه به دنیا آمده است و بقالی کوچکی نزدیکی خانه پدریاش دارد. بچههای محله او را «عمو» صدا میزنند و بزرگترها «آقا جواد». آقا جواد یک سر دارد و هزار سودا؛ هم به کاسبی در بقالی کوچکش میرسد و هم دست خیر دارد برای افرادی که از پس مایحتاج خود برنمیآیند.
حمامی قدیمی در کوچه شهید محسن کاشانی۸ به نام حمام باغ قرار داشته که ابتدای دهه70 تخریب و جای آن را بوستان سرسبزی گرفته است. روبهروی حمام گودالی بوده است که به آن «گوشله» میگفتهاند و کودکان در این گودال بازی میکردهاند. آبانباری نیز در نزدیکی حمام قرار داشته که دیگر اثری از آن نیست و جایش ساختمان ساخته شده است.