ماجرای بالا نگه داشتن پرچم از یک تصمیم ساده شروع شد؛ جوانانی که نه در خط مقدم بودند و نه قرار بود سلاحی در دست بگیرند، فکر کردند شاید بتوانند کاری نمادین انجام دهند تا سهمشان از این روزها را با ایستادن برای وطن نشان دهند.
محله
احمدآباد
محله احمدآباد که از محلات برخوردار مشهد محسوب میشود، در اوایل سده چهارده خورشیدی به حاجرضا رئیسالتجار، فرزند حاجابوالقاسم (ملکالتجار خراسان)، تعلق داشت و او آن را بهنام فرزند خود حاجاحمدآقا به ثبت رساند. مزرعه احمدآباد قلعهای برای کشاورزان داشت که به «قلعه دراز» مشهور بود و بین طالقانی تا سهراه راهنمایی گسترده بود.
عبدالحسین دربندی فقط یک کارمند بازنشسته نیست، بلکه بهخاطر سابقه و اینکه جزو اولین کارکنان راهآهن مشهد بوده، به حافظه تاریخ شفاهی راهآهن این شهر تبدیل شده است؛ کسی که شاهد رشد یکی از مهمترین خطوط ریلی کشور بوده است.
سهراب سرابی قهرمان پرورش اندام جهان هنگام بالا رفتن از سکوی اول خیال سامان کوچکش را بر همان سکو، نقش میزد. همینطور هم شد حالا در و دیوار خانه سرابیها پُر است از جامهایی که به ترتیب خاصی چیده شدهاند.
از روز اول نوروز مردم پای کار آمدند و با حضور مقابل مسجدالرضا(ع) در محله احمدآباد جمعیت بیشتر شد. این مسجد در اجتماعات شبانه ایستگاههای متفاوتی برپا کرد تا پاسخگوی نیازهای مختلف مردم باشد.
سید مصطفی طباطبایی که از سال ۱۳۶۸ در مکانی فعلی مشغول قنادی است میگوید: این شغل پدرم و پدربزرگم است، راز موفقیت قنادی طباطبایی جلب اعتماد مشتریهاست
احمد ابراهیمی؛ مردی که مسیر زندگیاش با واژههایی، چون ایثار و تعهد گره خورده است، سالها در کسوت معلمی به تعلیم و تربیت پرداخت و درکنار آن، حضور در جبهه و فعالیتهای جهادی در مناطق محروم را نیز از یاد نبرد.
در این شبها نمازگزاران دیگر مساجد نیز به مسجدالزهرای احمدآباد میآیند تا با هم یکصدا باشند. این هزاران نفر، یک بیانیه زنده هستند برای جهانیان و فریاد میزنند: «ما فرزندان این خاکیم. زیر سایه این پرچم، با یاد رهبر شهیدمان، تا آخرین نفس خواهیم ماند.»
جواد بهاری، ساکن محله احمدآباد در دوران نوجوانی بر اثر بیماری دو چشم خود را از دست داد، اما این موضوع او را نه تنها ناامید نکرد بلکه او را به روشندلی شاعر تبدیل کرد.
علاقه هما دلفَکار به قرآن از همان سالهای کودکی شکل گرفت؛ با شنیدن تلاوتهای مادر در خانه، دلش با آیات الهی پیوند خورد. او در پانزدهسالگی توانسته است در رشته قرائت قرآن، مقامهای متعدد استانی و کشوری را به دست آورد.
احمدرضا بهارلو، ساکن محله احمدآباد، بیش از ۳۹سال در تمام سطوح آموزشی تدریس و مقالات و کتابهایی را تالیف کرده است. او علاوه بر تسلط به چند زبان خارجی و باستانی، بنیانگذار روش کلیدواژه و تندخوانی است.
مهدی ظریف درد جانبازی را تحمل کرد، اما دلش همیشه جای دیگری بود؛ همانجا که رفیقش آسمانی شده بود. انگار ماندنش، تمرینی برای رفتن بود. تا اینکه سرانجام او شنبه ۲۰دیماه در اغتشاشات، به ضرب گلوله مستقیم تروریستهای مسلح مجروح و شهید شد.
معماری استاد دانشدوست تقلیدی از فرمهای گذشته نیست و به هویت محلی ضریب میدهد. هر کدام از آثارش، پیوندی میان فرم، معنا و تجربه انسانی برقرار میکند. طراحیهای او هم به تجربه زیست شهری نزدیک است، هم هویت میسازد و هم برای مردم پذیرفتنی است.
پنجشنبه، هجدهم دیماه، شب متفاوتی برای بچههای مسجد الزهرا (س) بود. آنها بهطور ناگهانی دربرابر هجوم اغتشاشگران قرار گرفتند. آن شب، مسجد الزهرا (س) فقط یک ساختمان نبود که آسیب دید؛ دل یک محله سوخت.
در منطقه یک مشهد، خاطرات هندوانههای حاجمحمد و کرسیهای نشیمن، امروز با نوای روضه و صلهرحمی سیاهپوش درآمیخته تا تولد دوبارهای از خورشید را نوید دهد.
شجاعالدین ابراهیمی، شاعر کهنقلم و روزنامهنگار پیشکسوت مشهدی در محله احمدآباد است. مردی با ۱۲۰ هزار بیت شعر و ۳۱ کتاب، که اینبار نه بر کاغذ، که در کافههای فرهنگیاش سنگر گرفته تا ادبیات را به میان مردم بازگرداند و مشهد را پایتخت شعر ایران کند.
در محله احمدآباد مشهد، خانهای قدیمی، خاطرات شهید مهدی نعمتی را در سینه دارد. مادری که هنوز با یاد پسر بیستسالهاش زندگی میکند؛ جوانی که از کتابخانه مسجد محله تا خاکریزهای فاو رفت و در اردیبهشت۶۵، آسمانی شد.
احسان رضاییمنش مخترع محله احمدآباد، با ساخت دستگاه منحصر به فردی برای تنظیم فشار لوله تراشه، گامی بزرگ در کاهش درد بیماران برداشته است. او داستان ایدهاش را از جشنواره خوارزمی تا ثبت اختراع روایت میکند.
مرتضی عظیمی، مدیر یکی از مجتمعهای نان محله احمدآباد در منطقه یک، از پنج سال پیش به خاطر علاقه و رشته تحصیلیاش که صنایع غذایی است، به پختن نان روی آورد. سال گذشته هم جزو چهار نانوایی نمونه شهر شده و به خاطر رعایت نظافت از او تقدیر شد.
این سه همسایه، هروقت کاری داشتهاند، به کمک هم آمدهاند؛ از مشکل مالی گرفته تا درستکردن خانه و جابهجایی. کسبوکارشان نیز همینجاست و همسایهها آنها را کاسبان مردمدار، باانصاف و بااخلاق محله میدانند.
«معصومه پیشخدمت» سال۶۹ با عنوان تنها مربی خانم مشهد در آموزشگاههای مختلف رانندگی، آموزش میدهد تا اینکه در سال۷۰ گواهینامه پایه یک را هم اخذ میکند.او اولین راننده زن اتوبوس در شهر مشهد است.