محله احمدآباد - صفحه 3

محله

احمدآباد

محله احمدآباد که از محلات برخوردار مشهد محسوب می‌شود، در اوایل سده چهارده خورشیدی به حاج‌رضا رئیس‌التجار، فرزند حاج‌ابوالقاسم (ملک‌التجار خراسان)، تعلق داشت و او آن را به‌نام فرزند خود حاج‌احمدآقا به ثبت رساند. مزرعه احمدآباد قلعه‌ای برای کشاورزان داشت که به «قلعه دراز» مشهور بود و بین طالقانی تا سه‌راه راهنمایی گسترده بود.

محله احمدآباد
سیدداوود بی‌طرف حدود دو دهه در سوریه زندگی می‌کرد. وطنش شده بود حرم حضرت‌رقیه (س) و او هم امام‌جماعت حرم شده بود. او نتوانست در سوریه و سقوط حکومت بشار اسد بی‌طرف بماند تا سرانجام به شهادت رسید.
عصمت کریمی‌ترشیزی می‌گوید: با اینکه دو دهه می‌شود که منازل مسکونی اینجا تبدیل به مراکز پزشکی شده و اکثر همسایه‌ها از اینجا رفته‌اند، همان‌ها که مانده‌اند، هوای یکدیگر را دارند و در سختی و خوشی کنار هم هستند.
عصمت کریمویی، مادر شهید حسین مصلایی است. آخرین بار و لحظه خداحافظی وقتی به قد و بالای پسرش نگاه کرد، قلبش لرزید و احساس کرد در این رفتن برگشتی وجود ندارد.
ماجرای همکاری امین رضایی و امیرحسین یزدانی از کلاس شیمی و علاقه شخصی‌شان شروع شد. نتیجه پشتکار این دو دانش‌آموز پس‌از دو سال آزمون و خطا، نوشتن مقاله‌ای بود که جزو ۴۰ رتبه برتر شد.
«سفیران هدایت» یکی از فرصت‌های زندگی‌ کیخائی بود، درست همان سالی که در مقطع ارشد رشته نرم‌افزار قبول شد. دو‌راهی سختی بود و علیرضا طلبگی را انتخاب کرد و حالا پس‌از یازده‌سال در نقطه‌ای که دلش می‌خواسته ایستاده است.
بولوار ابوذر غفاری یادآور خاطرات بسیاری برای سیدمحسن موسوی‌زاده‌جزایری است که از بدو تولد تا زمان ازدواجش را در آنجا گذرانده است. هنوز هم گاهی برای مرور خاطراتش، سری به محله می‌زند.
کمتر از یک قرن قبل، احمدآباد مزرعه‌ای در حاشیه شهر و بر کرانه راه شوسه منتهی به وکیل‌آباد بود. از اسناد چنین برمی‌آید که مزرعه احمدآباد به خاندان ملک‌التجار خراسان تعلق داشته است.
محمدرضا قلندرشریف می‌گوید: منطقه یک، منطقه‌ای اصیل و قدیمی در مرکز شهر است که سروکار بیشتر مردم به آن می‌افتد. با‌توجه‌به اینکه همه نقاط این محدوده ساخت‌وساز شده است، امکان توسعه برخی امکانات در این منطقه وجود ندارد.
مسعود سنجر در طول ۲۶ سال کاری، از هیچ سندی بدون بررسی و دقت در قدمت خانه، موقوفه یا ملکی و آستانه بودن و ... نگذشته است و بدین‌ترتیب حالا اطلاعات خوبی از تاریخ و هویت محلات مشهد دارد.
یک جرقه باعث می‌شود این جوان خلاق عروسک‌های نخودی را بسازد. او تعریف می‌کند: یکی از دغدغه‌های من طراحی عروسک ایرانی بود. از عروسک‌های دارا و سارا خوشم نمی‌آمد.
بدون شک بسیاری از کتاب‌خوان‌های شهر حداقل یک‌بار سروکارشان به محمد رجبی یا به قول خودش «محمد آرزون‌فروش» افتاده است. او که خوره فیلم و کتاب بوده، در جوانی تصیم گرفت خودش کتابفروش شود.
امیرحسین ابراهیمی یکی از نوجوانان فعال مسجدی که از پنج‌سالگی قرائت قرآن را شروع کرده و حالا چندسالی است که در مسجدالنبی (ص) محله مکبری هم می‌کند.
پارک «گل سوسن» نزدیک به دو دهه است تنها پارک محلی در نزدیکی بوستان کوهسنگی است که در گذر زمان هویت خاصی پیدا کرده است و مردم آن را به‌نام پارک آزمون رانندگی می‌شناسند.
محمدرضا نوری دلوئی می‌گوید: علاقه‌ام به درس‌خواندن سبب شده بود در‌ کنار کار معلمی، یکسره درس بخوانم و سه دیپلم داشتم. بعد از مدتی به تهران منتقل شدم. آنجا جزو اولین دانشجویان دانشکده اقتصاد شدم.
هاشم تفکری یکی از زرگران قدیمی سی‌متری‌ احمدآباد است که که مغازه او به عنوان واحد نمونه صنف طلافروشان نیز معرفی شده است.
تقی غفوریان در طول ۴۸ سال گذشته بزرگ‌ترین طاق نصرت انتظار در مشهد و شاید ایران را ساخته است. اهالی ابومسلم ۱۲ نیمه‌شعبان منتظر آمدن حاج‌تقی هستندتا با این پیرمرد ۷۰ ساله میلاد موعودشان را جشن بگیرند.
مهندس تبریزی‌نیا در کارنامه‌اش افتخارات متعددی دارد که از ایجاد انستیتو تکنولوژی در هنرستان شهید بهشتی تا راه‌اندازی مرکز تربیت معلم فنی‌وحرفه‌ای مشهد را شامل می‌شود.
سه سال است مشهدی‌ها در ماه صفر، چشم‌شان به موکب باصفای دور میدان شریعتی روشن می‌شود. جوانان این ایستگاه صلواتی هر‌سال بیست‌و‌پنجم ماه محرم دورهم جمع می‌شوند و کار‌های خیمه را انجام می‌دهند.
وقتی پنج سال داشت، به‌خاطر بمباران، مدتی به مشهد نزد پدربزرگ و مادربزرگ می‌آید، اما الیاس صفاردزفولی که نمی‌توانست خاطرات تلخ اهواز را فراموش کند، به‌محض شنیدن صدای هواپیما برروی زمین دراز می‌کشید.
آقا محسن کارش را با حرفه نجاری شروع کرده که با فامیلش هم تناسب داشته است. او و برادرش ۳۳‌سال پیش همین‌جا کارشان را با تولید کیف‌های چرمی شروع کردند، اما حالا او دست‌تنها با تعمیر کیف و چمدان، مغازه را باز نگه داشته است.