حاج غلامرضا روحی به زرگری و تعمیر طلا و نقره میپردازد و در کنار اینکار تنها با داشتن سواد مکتبخانهای، شاعری پیشه کرده است.
محله
چهنو
محله چهنو که از ترکیب دو کلمه «چاه» و «نو» ساخته شده است و ظاهرا نامش را از چاهی تازهساز وام گرفته است، در تاریخ مشهد، بیشتر با نام کوچهای در محله سرشور پیوند خورده است. با این حال شاید کمترکسی بداند که محله چهنو، اسم مزرعهای بسیار قدیمی در سمت شرقی مشهد بوده که نام آن را میتوان در بسیاری از منابع قدیمی یافت.
شعبه چهنو این قصابی، گوشت را حدود یک سوم تا نصف قیمت بازار میدهد به همین خاطر در ابتدای مصلی ۳ هر روز از حدود غروب روز قبل تا ۶ و ۵ صبح روز بعد صف تشکیل میشود.
سیزدهسالم بیشتر نبود که مرحوم علیاصغر عابدزاده تصمیم گرفت مسجد رضویه را بسازد. من هم شاگرد حاجمرتضی بنّا شدم و کنار او خشت اول مسجد را گذاشتم.
سال ۱۳۶۹ به اتفاق حاجآقا مسگران کاروانسرا را که محل انبار و خریدوفروش خشکبار و حبوبات و... بوده است، خریداری میکنند و سال ۷۹ و در روز میلاد علیبنموسیالرضا (ع) در دو فاز با نام بازار بهشت به بهرهبرداری رسید.
کوچه شهید شیرودی ۱۲ بین قدیمیها به کوچهباغ یکقرانی معروف بوده است و روزیروزگاری زنها برای شستن لباس در نهر کنار باغ، یکقِران به صاحب باغ پرداخت میکردند.
چهار کودکتکواندوکار که پدرانشان کارگران یک کارخانۀ تولید نوشتافزارِ در آستانۀ تعطیلی هستند، برای جلوگیری از بیکاری پدرانشان و گیر انداختن قاچاقچیانِ این کالا، به تعقیبِ آنها میپردازند.
درِ سبزرنگ کلانتری ۳۴ به رویش باز میشود و دو سرباز وظیفۀ موتراشیده، برای خانمرئیس پا روی زمین میکوبند و خبردار و پاجفت میایستند.
محمدحسین امیری، کاسب ۴۶ ساله محلۀ چمن که سالها در کارگاه مسگری نان زندگیاش را درآورده، از بازماندگان این حرفه است.
کفاش قدیمی پایین خیابان شبها را تا صبح رویهکاری میکرده و روزها به سینما و جنگل میرفته است.
دو کارگاه که باقیمانده سالهای دور نبات و آبنباتپزی مشهدند، هنوز هم بین مردم از قدیمی و معروفترینها در چهنو شناخته میشوند که از سالهای ۱۳۴۰ تاکنون آتش زیر دیگ شکرشان خاموش نشده است.
جلسۀ قرآن هیئت جوادالائمه (ع) ۵۵ سال قبل توسط جوانان خیابان چهنو بنا نهاده شد.
خوب یادم هست یک روز یکی از مشتریهایمان به مورچه و برگهای داخل یخ اعتراضکرد که آقام هم تو جوابش گفت: نمیتونم کارگر مورچه جمعکنی بگیرم. خودت مورچههاشو جمع کن بعد بخور.
سجاد عارف با همان پولی که از پس دادن ماشین دستش آمده بود، کارگاه را از پدر رهن میکند، مقداری پول برای حقوق چند ماه کارگران کنار میگذارد و کارش را شروع میکند.
این درمانگاه خیریه است و علاوهبر انجام امور درمانی، دستی در دستگیری از نیازمندان با تهیه موادغذایی موردنیاز، پوشاک و اهدای مبالغ نقدی دارد.
سرای اردکانیان از مغازهای شروع میشود که پر است از ادویههای رنگرنگی با بوهای مختلف در شکلهای گوناگون.
تنها کلانتری خاص زنان در کشور است. حوزه استحفاظیشان کاملا زنانه است و هر گونه ورود آقایان با هماهنگی قبلی با رئیس کلانتری امکانپذیر است.
غلامحسن قائمی، افسر فنی بازنشسته نیروی هوایی و متولی مسجد امام حسین (ع) محله چهنو به زبانهای روسی و انگلیسی و ترکی و عربی مسلط بوده است.
کمال رافعیپور دارای مقامهای زیادی در رشتههای مختلف ورزشی و بهویژه رشته بدنسازی است؛ سمیه، خواهرش هم ۱۵ سال در همین رشته به صورت حرفهای در میادین ورزشی حضور دارد.
در گذر زمان علافیها و پشم فروشیها جمع شد و درحال حاضر سرای شاهرودی بیشتر به فروش کلی خواروبار و حبوبات شهرت دارد.
مرضیه امینی از آن نویسندگانی است که سوژههایش خیالی و فضایی نیستند بلکه تمام داستانهایش را از دل آنچه در محلهاش دیده، روایت کرده است. داستانهایی محلی و واقعی.