محله چهنو - صفحه 2

محله

چهنو

محله چهنو که از ترکیب دو کلمه «چاه» و «نو» ساخته شده است و ظاهرا نامش را از چاهی تازه‌ساز وام گرفته است، در تاریخ مشهد، بیشتر با نام کوچه‌ای در محله سرشور پیوند خورده است. با این حال شاید کمترکسی بداند که محله چهنو، اسم مزرعه‌ای بسیار قدیمی در سمت شرقی مشهد بوده که نام آن را می‌توان در بسیاری از منابع قدیمی یافت.

محله چهنو
حجت‌الاسلام محمدجواد فاضلی، از انقلابیون محله چهنو است که خاطرات مشترکی از اقدامات دهه ۴۰ و ۵۰ در کنار مقام معظم رهبری دارد.
حاج احمد برپا، از آخرین کسبه‌ای است که صابون‌پزی را در کوچه مصلی ۳ زنده نگه داشته است.
آقاماشاالله تعریف می‌کند: تقریبا هر شب با پدر و مادرم به مسجد می‌رفتیم. همسایه‌ها هم می‌آمدند، انگار که یک خانواده بودیم. آن روزها، افطار فقط یک وعده غذایی نبود، یک رسم بود که همه را دور هم جمع می‌کرد.
هیئت جوادالائمه (ع) درخت تنومندی است که حالا حالا‌ها میوه می‌دهد، حتی شاخه‌های دیگری می‌زند و این شهر را از ثمره خود بهره‌مند می‌کند؛ و این اتفاق عجیبی نیست که از محله‌ای قدیمی، چون چهنو به بار آید.
شهیدان محمدجواد و محمود شیری، دو برادر بودند که با اصرار خودشان راهی جبهه شدند و روزی که جنازه‌شان برگشت چیز زیادی از جسم آنها باقی نمانده بود، اما اسم‌شان روی همه زبان‌ها بود.
ابراهیم قلمائی نامه‌رسان محله چهنو می‌گوید: آدم انتظارش را ندارد، اما خیلی از مردم می‌دانند روز پست در تقویم چه روزی است، هنگام تحویل بسته به ما تبریک می‌گویند و خداقوتی می‌گویند. همین به ما انرژی می‌دهد.
روضه خانه حاج غلامحسین، یک روضه هفتگی چرخشی بوده که هر هفته در خانه یکی از اعضا برگزار می‌شده، اما از سی سال پیش دیگر نچرخیده و اینجا ماندگار شده است.
در پنجمین کوچه از خیابان چهنو، سردر حسینیه بیت العباس خودنمایی می‌کند.بهانه تاسیس آن هم، یک جلسه خانوادگی بوده و با کمک خیّری ساخته شده است.
علی نیک‌منش را خیلی‌ها با عنوان «آقای دوچرخه» می‌شناسند. آقای دوچرخه‌ای که همچون خیلی از افراد، اولین تصویری که از دوچرخه پیدا کرده، چهار فلز به‌هم‌وصل‌شده با دو چرخ جلو و عقب بوده است.
امروز کمتر نشانی از مزرعه قدیمی چهنو وجود دارد و چنین به نظر می‌رسد که تاریخ پرفرازونشیب آن در قالب نام کوچه‌ای قدیمی که امروز از حدود عیدگاه تا قلب محله قدیمی سرشور امتداد پیدا کرده، خلاصه شده است.
هادی طالبی تعریف می‌کند: هر سال چند بانی داریم که هرکس چیزی خیرات می‌کند و سفره افطاری روزه‌داران را در مسجد پهن می‌کنند.
بچه‌های آکادمی هنر‌های رزمی فرهنگ‌سرای غدیر هم درس می‌خوانند، هم کار می‌کنند و به ورزش می‌پردازند.
«حاجی‌گلابچی» در ساخت و پاگیری این مسجد نقشی جدی داشته است تا در روز‌های انقلابی سال ۱۳۵۷ مسجد شجره اصلی‌ترین پایگاه انقلابی مردم محدوده باشد.
آخرین بنای زنده‌یاد عابدزاده که آن را در سال ۱۳۴۹ می‌سازد، مدرسه جعفریه است که در خیابان صدر ۱۲ قرار گرفته است. زمین این بنا متعلق به فردی به نام «حسین گچ‌پز ارض اقدس» بوده است.
حاج محمدرضا آتشبار از ۱۸ سالگی مداحی و روضه‌خوانی را شروع می‌کند و، چون در این زمینه ریشه‌ای خانوادگی دارد می‌تواند به موفقیت‌هایی خوبی دست یابد و در محضر مقام معظم رهبری نیز به ذکر مصیبت بپردازد و مورد تشویق قرار گیرد.
محمدجمعه صابری را همه اهالی محله چهنو می‌شناسند. پیرمرد آرام و خوش‌رو و مشتری‌مدار که آوازه لبنیات‌فروشی و کره و ماست‌های خوشمزه‌اش همه جا پیچیده و کلی طرف‌دار دارد.
مادر شهیداحمد اسکندری‌فر که هیچ نشانی از فرزندش نداشت بعد از ۹ سال چشم انتظاری خواب شهید را می‌بیند که به او می‌گوید: «مادرجان، از انتظار دَرَت می‌آورم».
حسن گچ‌پز، تنها وارث بنای مدرسه جعفریه، تلاش می‌کند تا یادگار مرحوم حاجی‌عابدزاده از گزند تخریب دور بماند.
در زمان‌های قدیم مردان و پسرانی که مشکل داشتند، برای گرفتن حاجت خود، چادری بر سر می‌کشیدند.
جواد عاقلی یکی از آخرین تعمیرکاران سماور‌های قدیمی محله چهنو است که سابقه پنجاه‌ساله او و پدرش باعث شده غالبا او را به نام جواد چراغ‌ساز بشناسند.