جنگ تحمیلی سوم - صفحه 6

میدان ولیعصر(عج این شب‌ها پاتوق تجمعات مردم وطن‌دوست الهیه شده است. بیش از پنج هزار نفر در این شب‌ها در این نقطه از شهر جمع می‌شوند تا قوت قلبی باشند برای نیرو‌های مسلح جمهوری اسلامی ایران که در میدان نبرد ایستاده‌اند.
والدین شهیدمیرزامحمود تقی‌پور دو بار توفیق دیدار با آیت‌الله خامنه‌ای را داشتند. مادرشهید می‌گوید: حس ملاقات با پدری بود که خیلی برایت عزیز است و مهرش در دلت هست؛ اما سال‌ها از او دور بوده‌ای و برای دیدارش لحظه‌شماری می‌کردی.
سیده اقدس حقانی موسوی می‌گوید: از همان روز‌های اول خواستیم مؤثر باشیم. تصمیم گرفتیم به‌جای اینکه در این شرایط جنگی، صف‌های نانوایی را اشغال کنیم، نانِ با کیفیت برای بسیجیان بپزیم.
راضیه طهرانیان می‌گوید: دیدم شهر آن‌طور که باید، رنگ عزا ندارد و فضاآرایی‌ها، بیشتر در حد حماسی است. من معلم مدرسه هستم و با عیدی‌ای که دولت داد، پارچه خریدم و با دو نفر از خانم‌ها کار دوخت پارچه‌های مشکی با عکس رهبر شهید را شروع کردیم.
مردم همیشه در صحنه هر شب در خیابان‌های منطقه ۷ برای رهبر شهید عزاداری می‌کنند. یکی از ساکنان قدیمی محله مقدم می‌گوید: کشور ما هیچ‌گاه شروع‌کننده جنگ نبوده است، اما این‌بار تا نابودی کامل رژیم غاصب اسرائیل از پا نمی‌نشینیم.
پس از اعلام خبر شهادت رهبر معظم انقلاب، اهالی منطقه ۶ هم مثل مردم دیگر نقاط شهر در غم‌و‌اندوه فرو رفتند و به سوگواری پرداختند و حالا پس از باز کردن روزه و جمع کردن سفره‌های افطاری، در جهاد علیه دشمن آمریکایی و صهیونی نقش‌آفرینی می‌کنند.
در این شب‌ها نمازگزاران دیگر مساجد نیز به مسجدالزهرای احمدآباد می‌آیند تا با هم یک‌صدا باشند. این هزاران نفر، یک بیانیه زنده هستند برای جهانیان و فریاد می‌زنند: «ما فرزندان این خاکیم. زیر سایه این پرچم، با یاد رهبر شهیدمان، تا آخرین نفس خواهیم ماند.»
‌خبر ناگهانی، تلخ و برای خیلی‌ها شوکه‌کننده و باور نکردنی است. این‌بار نیز چشم امید همه به مساجد محله هست و مسجد جوادالائمه (ع) و کانون بسیج سردار شهید‌محمدحسین بصیر مثل همیشه پیشگام است.
فرزاد پورفائز می‌گوید: غیرت ملی و دینی ما، این روز‌ها تمام وجودمان را به جوش آورده است ولی حیف که نمی‌توانیم کاری بیش از این انجام دهیم. پس در میدان هستیم تا بگوییم پشت نظام و ایران و نیرو‌های نظامی می‌ایستیم.