عباس غلامی پیامآور اخبار انقلاب از شهر به روستا بود
بیشتر فعالیتهای انقلابی در مراکز شهرها روی میداد. بااینحال انقلاب برای همهگیرشدن به افرادی نیاز داشت تا پیام آن را به گوشهوکنار کشور برسانند. عباس غلامی را میتوان یکی از پیامآوران انقلاب در محله فردوسی دانست. او که در دهسالگی بهدلیل شغل پدر به شهر مهاجرت میکند، همانجا با انقلاب آشنا شده و بعداز آن، هممحلهایهای قدیمی خود در محله فردوسی را نیز با انقلاب آشنا میکند.
اولین جرقه و آشنایی با انقلاب
عباس غلامی سال۱۳۳۸ در محله فردوسی به دنیا آمد و در نوجوانی بههمراه خانوادهاش به شهر مهاجرت کرد. او در همین زمان، فرصت یافت با انقلابیون آشنا شود. دوران ابتدایی را در محله فردوسی گذراندم. بعداز آن بهخاطر شغل پدرم به شهر آمدیم و در محله تعبدی ساکن شدیم.
زمانیکه در دبیرستان ابوسعید (خیابان جنت) تحصیل میکردم، در کلاس ما دانشآموزی بود که افکار نو و تازهای داشت. او در یکی از کلاسهای انشا که با موضوع آزاد برگزار شده بود، انشایی درباره فلسطین و ظلم و ستم اسرائیل نوشت. بعداز زنگ انشا بهسراغش رفتم تا بیشتر با او آشنا شوم.
آنجا متوجه شدم که او با گروههای انقلابی درارتباط است و نوشتن انشا با موضوع فلسطین هم به خاطر همین آشنایی بوده است. این اولین جرقه برای آشناییام با انقلاب بود. کمکم بهصورت جستهوگریخته با امام و انقلاب آشنا شدم. اوایل سال ۱۳۵۶ یک روز که سر کلاس نشسته بودیم، سروصداهایی از داخل حیاط مدرسه به گوشمان رسید.
حدود ۳۰ نفر از دانشآموزان دبیرستان درحالیکه با صدای بلند شعار «مرگ بر شاه» را تکرار میکردند، وارد حیاط شدند و قصد بیرونرفتن از مدرسه را داشتند. رئیس دبیرستان که خیلی نگران شده بود، تلاش زیادی برای ساکتکردنشان انجام داد، اما آنها در دبیرستان را شکستند و با همان فریاد و سروصدا وارد خیابان جنت شدند.
آن روز خیلی تلاش کردم با آنها همراه شوم، اما مدیر نگذاشت فرد دیگری به آنها ملحق شود. چندروز بعد که درحال خارجشدن از دبیرستان بودم، یکی از انقلابیون، دستهای از اعلامیههای امام را به داخل دبیرستان پرت کرد. تعدادی از آنها را داخل کیفم گذاشتم و به خانه رفتم.
نصب اولین اعلامیه در محله فردوسی
با اینکه خانواده ما در شهر ساکن بودند، خانهمان در محله فردوسی را هنوز داشتیم و گاهی به محله برمیگشتیم. متوجه شدم که اهالی محله فردوسی، آگاهی چندانی از انقلاب و امام ندارند؛ به همین دلیل تصمیم گرفتم یکی از اعلامیهها را در محله نصب کنم.
موضوع را با یکی از دوستان صمیمیام به نام نعمتالله رحمانی درمیان گذاشتم و او نیز با من همراه شد. با تاریکشدن هوا بههمراه نعمتا... وارد میدان محله شدیم و اعلامیهای را روی دیوار نصب کردیم. صبح روز بعد همراهبا نعمتا... به میدان محله رفتیم تا واکنش اهالی را ببینیم.
برخی از وابستگان به ارباب که ساکن روستا بودند، بعداز خواندن اعلامیه شروع به فحاشی و داد و بیداد کردند. من و نعمتا... بدون اینکه حرفی بزنیم گوشهای نشسته بودیم. این اولین اعلامیه از حضرت امام (ره) بود که در محله فردوسی نصب میشد و خیلیها برای نخستینبار ازطریق آن با امام و انقلاب آشنا شدند. بعداز آن ماجرا اعلامیههای حضرت امام (ره) را از شهر به محله فردوسی میآوردم و بین جوانان پخش میکردم.
فحاشی به انقلابیون و سنگانداختن به سمت آنها
دوماه بعداز نصب اولین اعلامیه در محله، تصمیم گرفتیم در محله راهپیمایی راه بیندازیم. هفتهشتنفر بیشتر نبودیم. با شعارهای «ا... اکبر» و «مرگ بر شاه» از مسجد توسعلیا خارج شدیم و به طرف مسجد اسلامیه حرکت کردیم. همه اهالی با بهت و حیرت به ما نگاه میکردند. چند نفر از اهالی محله شروع به فحاشی کردند و چندنفری نیز سنگ میزدند.
با سروکله خونی، خود را به مسجد اسلامیه رساندیم. ارباب و وابستگانش تهدید کرده بودند که بچههای بیکس و بدون پشتیبان را اذیت و آزار خواهند کرد. به همین دلیل تا چندروز، اطراف خانه آنها کشیک میدادیم تا کسی مزاحمشان نشود. بعداز آمادهشدن فضای محله برای پذیرش انقلاب، هرشب یکی از انقلابیون را از شهر به روستا میآوردیم تا برای اهالی سخنرانی کند.
با ادامه این سخنرانیها بیشتر اهالی به انقلاب پیوستند. در سال۱۳۵۷ که انقلاب عمومیت پیدا کرد، تعداد زیادی از اهالی با تریلی، تراکتور و کامیون به شهر میرفتند و در تظاهرات شرکت میکردند. روزی هم که امام به ایران آمد، همه محله در خانه یکی از اهالی جمع شده بودند و از صفحه تلویزیون، صحنه ورود امام را تماشا میکردند. همه شیرینی پخش میکردند و به یکدیگر تبریک میگفتند.
حضور داوطلبانه در جبهه
با شروع جنگ بهدلیل علاقه به انقلاب و ارزشهای آن، دو سال داوطلبانه در جبهه حضور داشتم و بااینکه میتوانستم در جایگاه شغلی خوبی قرار بگیرم، به زندگی عادی بازگشتم. بااینحال هر وقت لازم باشد، از انقلاب و ارزشهای آن دفاع خواهم کرد.
* این گزارش پنج شنبه، ۲۱ بهمن ۹۵ در شماره ۱۷۹ شهرآرامحله منطقه ۱۲ چاپ شده است.