ترویج فرهنگ کارآفرینی در هنرستان شهید اول
عظیمزاده | وقتی از یک دختر و پسر جوان بپرسی که دوست داری در آینده چه شغلی داشته باشی، احتمال اینکه بگویند قصد ادامه تحصیل در یکی از رشتههای نظری را دارند یا مایلند به جرگه پزشکان و مهندسان بپیوندند، زیاد است. شاید کمترکسی باشد که بخواهد برای ادامه تحصیل، یکی از رشتههای کاردانش و فنیوحرفهای را انتخاب کند؛ مثلا رشتهای با عنوان خیاطی را؛ کاری که بهناز و رحیمه و مهدیه انجام دادند.
آنها با انتخاب این رشته، آینده خودشان را با پارچه و چرخ خیاطی و دوختودوز و این صحبتها گره زدهاند و البته با علاقه این کار را انجام دادهاند و حالا که از هنرستان شهید اول فارغالتحصیل شدهاند، دارند تجربه روی تجربه جمع میکنند. سفارش قبول میکنند. کار میکنند. در حد خودشان پول درمیآورند و خلاصه کلام اینکه بهمدد شرایطی که برایشان فراهم شده است و البته پشتکار و تلاش خودشان، دستشان از همین سنوسال کم توی جیب خودشان است.
هنر دست بچهها، روی در ودیوار کارگاه
قرار ملاقاتمان را توی کارگاه خیاطی بچهها میگذاریم؛ یک سالن بزرگ با یک میز بزرگ در وسط آن و دورتادورش صندلیهایی که بهردیف چیده شده است. قشنگ میشود حس کرد جو پشت میز نشستن بچهها را؛ پارچهها را روبهرویشان میگذارند، مسئول کارگاه تمامقد مقابل آنها میایستد و اصول برش و دوختن و هر شیوه دیگر مربوط به خیاطی را به آنها میآموزد. بخش دیگرِ سالن هم اختصاص دارد به چرخهای خیاطیای که میطلبد هرکدام از این هنرجوها پشتش بنشینند، پارچهها را اندازورانداز کنند، بدوزند و کارشان را به سرانجام برسانند.
تازه، تمام کارشان به لباس و انواعواقسام روپوش مدارس و فرمهای ورزشی و مانتو ختم نمیشود. ساخت تاجهای عروس و تابلوهای تزیینی هم از عهدهشان برمیآید، این هنر دست بچههاست که درودیوار کارگاه را آراسته است و هرطرف که سر بچرخانی، یکی از کارهایشان را میبینی.
لباس عروسیام را خودم دوختم
بهناز علیزاده، رحیمه محمدی و مهدیه پادام، سه نفر از هنرجویان سابق و فارغالتحصیلان حال حاضر هنرستان شهید اول واقع در محله مهرآباد مشهد هستند؛ سه نفر از بچههای فعال و جوان، اما در حد خودشان باتجربه که در این هنرستان، هنرجوی رشته خیاطی بودهاند و حالا بعد از گذراندن دوران تحصیلشان، حسابی از آموختههایشان استفاده میکنند و برای خودشان یکپا خیاط شدهاند و سفارش میگیرند و میدوزند و در همین اوان جوانی دارند نان بازوی خودشان را میخورند.
بچهها بهخوبی مهارت کسب کردهاند. الآن دیگر خیلی از مشتریهای معمولیشان، مشتریهایی ثابت شدهاند
کبری انجامی که سرپرست بخش کارگاه کارآفرینی آنهاست، میگوید: «بچهها مهارت دارند؛ درواقع بهخوبی مهارت کسب کردهاند. الآن دیگر خیلی از مشتریهای معمولیشان، مشتریهایی ثابت و وفادار شدهاند.
علاوهبر این کارهای جنبی شخصی، خیلیاوقات سفارشهای متعددی را هم قبول میکنند؛ مثل سفارشهای همین روپوش مدارس محله خودمان. آنها الآن به مرحلهای رسیدهاند که مهارت دوخت انواع لباس را دارند. ما، اما بر حسب نیاز مشتری کار میکنیم، بههرحال باید ببینیم مشتری چه چیزی میخواهد.» و حالا مهدیه، عکس لباسی عروسی را از توی گوشیاش نشانم میدهد و میگوید: «ببین! کار خودم است.»
زمان کمتر، دستمزد بیشتر
مهدیه درباره انتخاب این رشته بهعنوان رشته تحصیلیاش میگوید: «خب، راستش اول خیلی علاقه نداشتم، اما بعد از مدتی این علاقه شکل گرفت. درواقع بعد از اولین کاری که دوختم و تحویل دادم، حس شعفی در من شکل گرفت که کمکم ترغیبم کرد تا با عشق بیشتری کار کنم.» بهناز و رحیمه، اما هردویشان اذعان دارند که با علاقه این رشته را انتخاب کرده و ادامه دادهاند و کماکان کارشان را با عشق انجام میدهند، آنقدر که آینده کاری و زندگیشان را هم بر همین اساس پایهریزی کردهاند. بهناز همین الآن در منزل، یک چرخ صنعتی دارد و کارهای تولیدیاش را در خانه انجام میدهد. مهدیه و رحیمه هم معتقدند: «خوبی شغل خیاطی این است که در منزل خودمان و در آسایش و امنیت روانی کار میکنیم؛ به خاطر همین، کار در منزل را ترجیح میدهیم.»
و حالا مهدیه اضافه میکند: «اوایل مشتریها به ما اعتماد نمیکردند. مخصوصا که سنوسال زیادی هم نداریم؛ مثلا خیلی از آنها اوایل برای سفارش کار، پارچههای خیلی معمولی و ارزانقیمتی را دراختیارم میگذاشتند، اما حالا که کارم را دیده و قبول کردهاند، با خیال راحت بهسراغم میآیند و سفارش کار میدهند.» انجامی درمورد درآمد بچهها میگوید: «واقعبینانه نگاه کنیم، آنها درآمد بدی ندارند؛ البته بچهها باتوجهبه سفارشهایی که قبول میکنند، هرچقدر بتوانند در زمان کمتری کار را تحویل بدهند، میتوانند دستمزد بیشتری بگیرند.»
همهجوره پشت بچهها هستیم
موفقیتهای این سه دختر جوان فارغالتحصیل، تنها محدود به حال حاضر نمیشود. هنرستان، آنها را سال گذشته برای شرکت در رقابت خیاطی به مرکز رشد کارآفرینی معرفی کرد و درنهایت موفق به کسب رتبه دوم در این استارتاپ شدند. موسوی، مدیر هنرستان شهید اول، میگوید: «این مرکز نقش یک مرکز استعدادیابی را ایفا میکند. این لوح تقدیری هم که مرکز به بچهها داد، درواقع حکم مجوز کار را برای آنها داشت و به بچهها کمک کرد تا با اعتمادبهنفس لازم شروع به کار کنند.»
موسوی صحبتهایش را اینگونه ادامه میدهد: «هنرستان شهید اول، اولین هنرستان دخترانهای بود که در استان شروع به ترویج فرهنگ کارآفرینی کرد و البته نقش خانم انجامی هم در این بین، خیلی پررنگ بود. از سال ۹۱-۹۰ بود که خیلی جدی این کار را آغاز کردیم و هنوز که هنوز است، سعی در گسترش آن داریم. سعی کردیم در همین هنرستان، امکانات و تجهیزات لازم را دراختیار بچهها قرار بدهیم تا آنها بتوانند فارغ از هرگونه دغدغه دیگری، کارشان را به بهترین شکل ممکن انجام بدهند. روی همین حساب، تابستانها نیز وقت میگذاریم، هزینه میکنیم و برنامههای کارورزی را برای هنرجوها به اجرا درمیآوریم.»
و جالب اینکه همین الآن گوشی خانم موسوی زنگ میخورد و ظاهرا کسی دارد پیگیر میشود که ببیند دخترها حاضرند سفارش دوخت چادرهای مختلف را برای کشورهایی مثل امارات قبول کنند یا نه.
این گزارش دوشنبه، ۷ خرداد ۹۷ در شماره ۲۹۴ شهرآرامحله منطقه ۵ چاپ شده است.