طرح پژوهشی فاطمه خادمیفر ، برگزیده رویداد ملی بانوان مهندس شد
هنوز دانشجوی کارشناسی بود که در یک پروژه ساختمانی، سرپرست کارگاه شد و مسئولیتهایی مثل طراحی داخلی، نظارت بر اجرا و کنترل نقشه و اندازهگذاریها را برعهده گرفت؛ تجربهای که در حدود بیستودوسالگی به دست آورد.
برای فاطمه خادمیفر که یک مادر دهههفتادی است، معماری از پشت میز دانشگاه شروع نشد. او که از هنرستان همین رشته را دنبال کرده است، حدود سال۱۳۹۸، فعالیتش را در کمیته معماری و عمران شورای اجتماعی محله چهارچشمه آغاز کرد؛ کمیتهای که خلاقانه و فقط در همین محله شکل گرفته بود.
این بانو بهعنوان نماینده جوانان میخواست از نزدیک با مسائل محله و مهمتر از آن، با نگاه مردم به این مسائل روبه رو شود. این تجربه به او نشان داد گاهی فاصله شایانتوجهی میان آنچه متخصصان و مدیران شهری مهم میدانند و آنچه مردم هرروز با آن دستوپنجه نرم میکنند، وجود دارد.
باید از زبان مردم شنید
یکی از تجربههای مهم فاطمه خادمیفر در فعالیتهای محلهای، سرپرستی گام پنجم طرح «محله ما» برای یکی از پروژههای محله چهارچشمه بود؛ پروژهای که در آن، ارتباط مستقیم با مردم، بخش اصلی کار محسوب میشد. او توضیح میدهد: یک گروه چهار یا پنجنفره، حدود یک ماه خانهبهخانه بهسراغ ساکنان میرفتیم و از آنها درباره مهمترین مشکلات محله میپرسیدیم. قرار نبود ما اعضای گروه از قبل تعیین کنیم چه چیزی برای مردم مهم است؛ تلاش میکردیم اولویتها را از زبان خود ساکنان بشنویم.
نتیجه برای او قابل تأمل بود و متوجه شد مسئلهای که از نگاه یک متخصص بسیار مهم به نظر میرسد، دغدغه اصلی فردی نیست که هرروز در آن محله زندگی میکند. همین تجربه، نگاه او را به برنامهریزی شهری که رشته تحصیلیاش در مقطع کارشناسی ارشد بود، تغییر داد.
این جوان دغدغهمند میگوید: نمیتوان برای یک محله از پشت میز تصمیم گرفت. کسی که هرروز از یک کوچه عبور میکند، فرزندش را به مدرسه میبردو شب به خانهاش برمیگردد، مسائل محیط زندگی خود را به شکلی متفاوت از یک ناظر بیرونی میبیند.
یکی از نتایج همان بررسیهای محلهای، منجر به رسیدگی مدیریت شهری به یک نیاز قدیمی ساکنان بود؛ یعنی اتصال انتهای خیابان سرافرازان۱۳ به هاشمیه۶۲ و فکوری۴۵ و مسیری که بهدلیل تنگی و باریکی معابر، مشکلاتی برای رفتوآمد ایجاد میکرد. پروژه پساز بررسی و نظرسنجی در دستور کار قرار گرفت و با وجود فاصلهای که بهدلیل محدودیت بودجه ایجاد شد، درنهایت اجرا و این اتصال برقرار شد.
تجربه محله برای رسیدن به یک ایده
همین تجربهها، پرسش مهمتری را برای او ایجاد کرد؛ اگر مردم مسائل خود را بیان کنند، چگونه میتوان این مسائل را به راهحلهای تخصصی و قابل اجرا تبدیل کرد؟ از طرف دیگر، عضو جوان شورای اجتماعی بهعنوان دانشآموخته رشته معماری، با مسئله دیگری هم روبهرو بود؛ فاصله بین دانشگاه و واقعیت را چگونه میتوان پر کرد.
به باور فاطمهخانم، دانشجوی معماری نباید سالها در دانشگاه پروژههای فرضی انجام دهد و بعداز فارغالتحصیلی، تازه با واقعیتهای اجرا، شناخت مصالح ساخت، نیازهای مردم و محدودیتهای یک پروژه واقعی روبهرو شود. دانشگاه میتواند پیش از ورود دانشجو به بازار کار، او را با مسئلهای واقعی در یک محله مواجه کند؛ مسئلهای که مردم آن را مطرح کردهاند و قرار است برای آن راهحل ارائه شود.
۳ ضلع یک مسئله
اینجاست که ایده اصلی طرح پژوهشی این عضو شورای اجتماعی شکل گرفت؛ مدلی که او آن را «مدل شبکهسازی دانشگاه و مدیریت شهری برای بازآفرینی فضاهای اسلامی با رویکرد ارتقای سلامت روان شهروندان» نامگذاری کرده است.
معماری را فراتر از یک مسئله فنی میدانم؛ موضوعی که با اقتصاد، روانشناسی، جامعهشناسی و حتی تربیت فرزند ارتباط پیدا میکند
جوان دهههفتادی توضیح میدهد: در این مدل، نقطه شروع، مردم هستند. شهروندان مشکلات و نیازهای خود را در شورای اجتماعی محله مطرح میکنند. شورا این مسائل را دریافت، دستهبندی و اولویتبندی میکند. سپس مدیریت شهری، مسائل مشخصشده را به دانشگاه منتقل میکند و دانشگاه از ظرفیت استادان و دانشجویان برای بررسی و ارائه راهحل تخصصی استفاده میکند.
درنهایت، خروجی این فرایند باید دوباره به شهر و مردم برگردد؛ یعنی مسئلهای که از بطن زندگی روزمره شهروندان بیرون آمده، تبدیل به یک پروژه علمی و اجرایی برای بهترشدن زندگی مردم میشود.
درواقع، فاطمه خادمیفر بهدنبال ایجاد یک فرایند تعاملی است؛ مردم نیاز را مطرح کنند، شورای اجتماعی آن را سامان دهد، مدیریت شهری مسئله را به دانشگاه منتقل کند و دانشگاه با استفاده از ظرفیت علمی خود راهحل ارائه دهد.
معماری اسلامی، فراتر از ظاهر
بخش مهم دیگری از طرح، توجه به مفهوم معماری و شهرسازی اسلامی است؛ اما نه بهمعنای تولید ظاهری عناصر سنتی.
از نگاه او، پرسش اصلی این است که آیا فضای زندگی امروز با فرهنگ، نیازها، حریم خصوصی، آرامش و سبک زندگی خانواده ایرانی تناسب دارد یا نه. فاطمه میگوید: برای مثال، رواج آشپزخانههای باز در خانههای ایرانیها. آیا یک الگوی واحد برای همه خانوادهها و سبکهای زندگی مناسب است؟ یا باید طراحی خانه متناسب با ویژگیها و نیازهای ساکنان آن انجام شود؟ برای همین من معماری را موضوعی فراتر از یک مسئله فنی میدانم؛ موضوعی که با اقتصاد، روانشناسی، جامعهشناسی، فرهنگ، مسائل اجتماعی و حتی تربیت فرزند ارتباط پیدا میکند.
به باور او، حتی ارتفاع ساختمان، عرض کوچه، نحوه قرارگیری خانهها، میزان محرمیت فضاها، امکان تعامل همسایهها و کیفیت فضاهای عمومی میتواند بر احساس امنیت و آرامش مردم اثر بگذارد.
دانشگاه مطابق نیاز محله
در مدل پیشنهادی فاطمهخانم، دانشجو برای گرفتن نمره، یک طرح فرضی ارائه نمیکند. مسئلهای واقعی در یک محله به او سپرده میشود؛ او باید آن را از نزدیک ببیند، با مردم ارتباط بگیرد، مسئله را بشناسد و سپس با هدایت استادان، برای آن راهحل ارائه کند.
برای مثال، اگر یک محله به فضای بازآفرینیشده، المان شهری، بهسازی محیط، زیباسازی یا فضای عمومی متناسب با فرهنگ و هویت اسلامی نیاز دارد، این نیاز میتواند به یک پروژه واقعی دانشجویی تبدیل شود.
او میگوید: با این کار، مردم از یک مسئله واقعی پاسخ میگیرند، مدیریت شهری از ظرفیت علمی دانشگاه استفاده میکند و دانشجو هم تجربهای واقعی و مرتبط با آینده حرفهای خود به دست میآورد. این مدل حتی میتواند بهصورت منطقهای اجرا شود؛ به این شکل که هر دانشگاه با چند محله مشخص ارتباط داشته باشد و گروههای دانشجویی با حضور در محله، مسائل را از نزدیک بررسی کنند.

ایدهای از محله چهارچشمه
دغدغه فاطمه آذر سال۱۴۰۴ و در جریان یک رویداد ملی شکل جدیتری پیدا کرد؛ رویداد ملی بانوان مهندس «مهنا» که با همکاری شهرداری شیراز و سازمان بسیج مهندسین عمران و معماری کشور برگزار شد و بانوان مهندس سراسر کشور برای ارائه ایدههایی با قابلیت اجرا در سطح ملی دعوت شدند.
او با تکیه بر تجربه فعالیت در محله چهارچشمه و علاقه همزمانش به معماری و شهرسازی، ایده خود را در این رویداد ارائه کرد. نتیجه، قرارگرفتن طرح درمیان طرحهای برگزیده بود؛ فاطمه میگوید: از میان بیشاز پانصدطرح ارائهشده، حدود پنجاه طرح بهعنوان طرحهای برگزیده انتخاب شدند و تندیس طلایی گرفتند.
اجرای پایلوت در مشهد
پس از ارائه طرح، پیگیریهایی برای عملیاتیکردن آن انجام شده است. گفتوگو با اعضای شورای شهر، شهرداری و مسئولان شهرداری منطقه۹ مشهد ازجمله اقداماتی بوده که برای پیشبرد طرح انجام شده است.
این جوان فعال میگوید: با این طرح هر سه ضلع میتوانند در یک چرخه مشترک قرار بگیرند؛ چرخهای که نقطه آغاز آن مردم و هدف آن، بهبود کیفیت زندگی آنهاست.
* این گزارش چهارشنبه ۲۸ مردادماه ۱۴۰۵ در شماره ۶۷۲ شهرآرامحله منطقه ۹ و ۱۰ چاپ شده است.