تمرین رفاقت و مهارت در کانون انعکاس نور مهدوی
در طبقه بالای مسجد صاحبالزمان (عج) محله مهدیآباد، چندمتر قبل از پایان محدوده شهری، جمعی از دختران نوجوان کنار هم نشستهاند؛ دخترانی که بخشی از روزهای نوجوانیشان را در همین مسجد، در کلاسهای آموزشی، برنامههای فرهنگی، اردوها و فعالیتهای گروهی میگذرانند.
اینجا برای آنها فقط محل برگزاری کلاس نیست. نزدیک به ۶سال است که «کانون فرهنگی تربیتی انعکاس نور مهدوی» تلاش میکند فعالیت فرهنگی برای دختران نوجوان حاشیه شهر را از برنامههای مقطعی و مناسبتی فراتر ببرد و آنها را برای حضور فعالتر در محله و جامعه آماده کند.
قصه کانون از سال۱۳۹۹ و از دغدغه چندبانوی فرهنگی آغاز شد؛ بانوانی که خودشان از محلههای مختلف شهر، از وکیلآباد و سجاد گرفته تا الهیه و قاسمآباد، راهی مدارس و محلههای حاشیه شهر میشدند تا دختران مستعد را پیدا کنند، آموزش دهند و به آنها فرصت تجربهکردن فعالیت فرهنگی بدهند.
حالا بعداز گذشت ۶سال، حدود سیدختر نوجوان بهشکل ثابت در این کانون آموزش میبینند و در برنامههای فرهنگی محله نقش دارند؛ گروهی که قرار است خودشان، بخشی از جریان فرهنگی محله باشند، نهفقط مخاطب آن.
شروع یک دغدغه از مدرسه
زهرا ابراهیمنژاد، مربی کانون و یکی از بنیانگذاران آن، نقطه شروع این فعالیت را سال۱۳۹۹ میداند؛ زمانیکه همراه مهدیه سعیدی، معلمی دیگر در یکی از مدارس ناحیه۴ فعالیت میکردند. به گفته او، مسئله اصلی این بود که برنامههای فرهنگی و تربیتی برای دختران دانشآموز، اثر ماندگار و مستمر داشته باشد.
ابراهیمنژاد میگوید: سال۱۳۹۹ بود که همراه یکی از همکارانم به نام مهدیه سعیدی در یکی از مدارس ناحیه۴ خدمت میکردیم. آنجا دغدغهای داشتیم که فعالیتهای فرهنگی و تربیتی مربوطبه دانشآموزان دختر ماندگار و اثربخش باشد.
او ادامه میدهد: قبل از آن بارها صحبت میکردیم که، چون آموزشها مقطعی و در فصل تحصیلی است، اثربخشی مطلوب را نخواهد داشت. ما آن موقع در همه اعیاد و مناسبتها از استادان مختلف دعوت میکردیم و همزمان با برگزاری مراسم، برنامههای فرهنگی متنوعی داشتیم، ولی آنطورکه باید و شاید نتیجه نمیگرفتیم.
ابراهیمنژاد میگوید: در دبیرستان ثامن نور در بولوار فرامرزعباسی حدود ۱۰سال فعالیت میکردیم و با افراد توانمند ارتباط گرفته بودیم. از سوی دیگر، دانشآموزان بااستعداد و دغدغهمندی هم طی آن سالها به جایگاههای مختلف علمی و فرهنگی رسیده بودند و دوست داشتند در این کار همراهی کنند. برای همین تصمیم گرفتیم کانونی را ایجاد کنیم تا بتوانیم برنامهها را منظم اجرا کنیم.
چرا حاشیه شهر؟
مهدیه سعیدی، دیگر بنیانگذار کانون، میگوید انتخاب حاشیه شهر اتفاقی نبوده است. او درباره آن روزها میگوید: دور هم نشستیم و مدتها گفتوگو کردیم و به این نتیجه رسیدیم که فعالیتهایمان را در حاشیه شهر ادامه دهیم، بهاین دلیل که این بچهها دسترسی کمی به مجموعه و امکانات فرهنگی دارند.
ما میخواستیم به نوجوانان حاشیه شهر کمک کنیم تا هویت ایرانیاسلامی را در وجودشان تثبیت کنند
هدف آنها از همان ابتدا فقط برگزاری چندکلاس و برنامه مناسبتی نبود. سعیدی تأکید میکند: ما میخواستیم به نوجوانان حاشیه شهر کمک کنیم تا هویت ایرانیاسلامی را در وجودشان تثبیت کنند و در قدم بعدی، نوجوانان کنشگر و تحولآفرینی در محله خودشان و بعد در سطوح بالاتر، در اجتماع باشند.
او میگوید: حلقه اولیه این فعالیت فقط ۱۰نفر مربی بود؛ گروهی کوچک که قرار بود بهتدریج بزرگتر شود.
پنجشنبههای متفاوت مدرسه
در قدم بعد، بنیانگذاران کانون سراغ قرارگاههای جهادی و کانونهای مختلف میروند و همان سال تحت عنوان گروه جهادی «انعکاس نور مهدوی» از سپاه پاسداران انقلاب اسلامی مجوز میگیرند. فعالیت رسمی آنها در دبستان عدالت محله مهدیآباد آغاز میشود. برنامه پنجشنبهها شکل میگیرد؛ کلاسهایی که قرار نیست فقط یک موضوع را دنبال کنند. زبان انگلیسی، ریاضی، قرآن، کاردستی و دیگر فعالیتهای علمی، فرهنگی و هنری در برنامه قرار میگیرد.
ابراهیمنژاد درباره این مرحله میگوید: ما دنبال این بودیم که بچههای مستعد را شناسایی و برای ادامه مسیر فرهنگی کادرسازی کنیم. برای این کار نیاز داشتیم گروه سنی مشخصی را انتخاب کنیم. با مدیر مدرسه صحبت کردیم و قرار شد جُنگی بازیمحور اجرا و درخلال آن استعدادیابی کنیم؛ جامعههدف نیز دختران کلاس چهارمی بودند.

جشن روز دختر با ۲۵۰مهمان
البته فعالیتها تنها به مدرسه محله محدود نمیشده و هر موقع شرایط ایجاب میکرده، سراغ تمام دختران محله هم میرفتند؛ مثلا یکی از برنامههای پرمخاطب کانون در سال۱۴۰۱ برگزار شد؛ جشن روز دختر در مسجد صاحبالزمان(عج).
آمنه جونابادی، از بانوان فعال محله، آن روز را به یاد دارد. تعریف میکند: جای سوزنانداختن نبود و با اینکه کرونا شیوع داشت، بیشاز ۲۵۰دختر محله در مسجد صاحبالزمان (عج) مهمان ما بودند. این برنامه برای کانون یک تجربه مهم بود، اما فعالیت مستمر همچنان مسئله اصلی باقی ماند. با پایان سال۱۴۰۱، بچهها از هم فاصله گرفتند و فعالیت فرهنگی منظم بهشکل موردنظر بنیانگذاران ادامه پیدا نکرد. اعضای کانون دوباره به مدرسه برگشتند و در طول سال تحصیلی فعالیتهایشان را دنبال کردند.
«ستاره باش» استعدادیابی با بازی
سال۱۴۰۲ برنامهای با عنوان «ستاره باش» آغاز شد؛ طرحی که قرار بود در قالب بازی و فعالیت گروهی به استعدادیابی بپردازد. سعیدی درباره این برنامه میگوید: «ستاره باش» نام جذابی بود؛ با لوگو و کانالی پررونق و جذاب برای بچهها. سه کلاس چهارم، جامعههدف این برنامه بودند. بازیها بدون طراحی قبلی اجرا نمیشد. او توضیح میدهد: یک ماه روی طراحی بازیها فکر کردیم و در هر بازی بهدنبال هدف خاصی بودیم.
سعیدی برای توضیح روش کار، نمونهای از بازیها را به یاد میآورد: برای مثال، ابزاری را برای تولید کاردستی همراه با تنها یک چسب حرارتی دراختیار سه گروه میگذاشتیم؛ میخواستیم بدانیم در زمان اندک چطور چسب حرارتی را به اشتراک میگذارند و برخوردشان با این محدودیت چطور است. درنهایت، حاصل دو دوره «ستاره باش» انتخاب چهلدختر مستعد برای ادامه برنامههای فرهنگی بود.
از ۴۰ دختر تا یک کانون ثابت
بعداز شناسایی این چهلدختر، ارتباط با خانوادههای آنها آغاز شد. خانوادهها نیز از ادامه فعالیت استقبال کردند و همین همراهی، امکان شکلگیری یک گروه ثابت را فراهم کرد.
پیش از این، بخش مهمی از فعالیتهای کانون، صرف شناسایی دختران مستعد شده بود. عید غدیر سال۱۴۰۲، فعالیت رسمی آنها برای این گروه با اردویی در روستای نغندر آغاز شد. سپس فعالیتها را در مسجد صاحبالزمان (عج) ادامه دادند؛ مسجدی که حالا محل اصلی فعالیت دختران کانون انعکاس است و آمنه جونابادی و دیگر بانوان فعال محله نیز درکنارشان قرار دارند.
در همین مرحله، عنوان «کانون فرهنگی تربیتی انعکاس» و هدف تربیت «دختر مسلمان ایرانی» پررنگتر شد؛ دختری که قرار است هم آموزش ببیند و هم خودش در فعالیت فرهنگی محله نقش داشته باشد.

فعالیت فرهنگی، فقط کلاس و مراسم نیست
آمنه جونابادی، فرمانده پایگاه بسیج مبارکه حوزه۶ نجمه، پیشاز شکلگیری کانون انعکاس نیز در پایگاه فعالیتهای فرهنگی مختلفی داشته است. با آمدن اعضای کانون، بخشی از این فعالیتها درکنار هم قرار گرفت و شناخت آنها از نوجوانان و خانوادهها گستردهتر شد.
جونابادی میگوید: کار مهمی که درکنار فعالیتهای فرهنگی صورت گرفت، شناختن بچهها و خانوادههایشان از جنبههای مختلف بود؛ مثلا با تحقیقات، نوجوانهایی که در این گروه به لحاظ مالی نیازمند بودند، شناسایی و حمایت شدند.
حالا دامنه حمایتها گاهی به مسائل درمانی خانوادهها هم میرسد. جونابادی میگوید: حمایتها حتی در حوزه دارویی هم هست و برای خانوادههایی که بیماران صعبالعلاج دارند، از طرف خیران کمک میرسد. بستههای کمکمعیشتی نیز معمولا برقرار است.
او ادامه میدهد: در چندنمونه هم با همکاری کانون نفس و خیران، از سقط جنین که بهسبب ترس از مسائل مالی دوران حاملگی و زایمان قرار بود صورت بگیرد، جلوگیری شد.
البته طبق صحبت جونابادی درکنار دختران نوجوان، مادران آنها نیز وارد چرخه آموزش میشوند. کلاسهای آموزشی و مشاورهای برای مادران برگزار میشود و برای زنانی که توانمند هستند، دورههای مهارتی نیز درنظر گرفته میشود.
نتیجه برخی از این دورهها به کارآفرینی میرسد. جونابادی میگوید: مثلا یکی از بانوان مشغول خیاطی است و فرد دیگری هم در خانهاش کارگاه عروسکسازی دارد.
بهاین ترتیب، فعالیت فرهنگی کانون فقط در گروه نوجوانان باقی نمیماند و به خانوادهها نیز امتداد پیدا میکند.
یک جمع ۳۰ نفره، یک شبکه بزرگتر
امروز حدود سینوجوان بهشکل ثابت و مستقیم تحت آموزش و مراقبت کانون انعکاس هستند. حدود سیبانوی بزرگسال نیز پای ثابت برنامههای فرهنگی و آموزشیاند. در برنامههای عمومی، اما دامنه حضور بیشتر میشود و گاهی چندصد نوجوان محله در برنامهها شرکت میکنند. جونابادی نیز در روزهای تابستان، از صبح تا عصر در پایگاه حضور دارد و نوجوانان را همراهی میکند. بخشی از روزهایشان حتی با هم میگذرد؛ گاهی ناهار را در همان محل آماده میکنند و کنار یکدیگر غذا میخورند.
دخترانی که خودشان برنامه اجرا میکنند
بخش دیگری از فعالیت کانون، اجرای برنامه توسط خود دختران است. آنها بسته به شرایط، اجرای گروه سرود، نمایشهای آیینی و مذهبی، سخنرانی و دکلمه دارند. گاهی نیز مطالب آموزشی دینی و مهدوی را برای نوجوانان حاضر در مسجد و مدرسه ارائه میکنند.
در محرم و صفر گذشته نیز چندین نوبت مراسم عزاداری برگزار شد و در پایان مراسم، از مهمانان محلی با دستپخت خودشان پذیرایی کردند. حالا گروه دختران کانون انعکاس هر شب در تجمعات شبانه محله حضور دارد و بخشی از مسئولیت اجرای برنامهها را برعهده میگیرد.

مربیانی که از نقاط مختلف شهر میآیند
یکی از ویژگیهای کانون انعکاس، حضور مربیانی با تخصصهای مختلف است. مهدیه سعیدی درباره تعدادی از آنها توضیح میدهد. میگوید: خانم زهرا دزیانی، استاد کلاسهای تربیتمحور هنر و خلاقیت کانون انعکاس است. ایشان استاد هنر دانشگاه الزهرا (س) است و سهسال متوالی با بچهها کار تربیتی با چاشنی هنر انجام داده است.
سعیدی درباره یکی دیگر از مربیان میگوید: خانم کوثر شیرازی، مربی تربیتی کانون انعکاس. از ابتدای راهاندازی مجموعه حضور داشته و طراحی خیلی از برنامههای تربیتی، مسابقات و فعالیتهای اردویی تربیتمحور به عهده ایشان بوده است.
او درباره صدف صداقت نیز میگوید: خانم صدف صداقت، کارشناسارشد مهندسی عمران، مربی بچهها درزمینه تحصیلی و درسی است.
درکنار این افراد، زهرا رضایی، کارشناس بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود (عج)، نیز حدود دوسال است که با کانون همکاری میکند. کلاس او پنجشنبهها و همزمان با تهیه این گزارش برگزار میشود.
شکرخدا با اینکه بچهها در سنین نوجوانی هستند، آنقدر سواد مهدویت دارند که با یک کارشناس مهدویت همردیف هستند
رضایی درباره انگیزه حضورش در کانون میگوید: پنجشنبهها هرطور شده خودم را به اینجا میرسانم؛ چون نوجوانانش خیلی باانگیزه هستند و زود به مطالب مسلط میشوند.
او سطح علمی و مهارتی دختران را نیز شایان توجه میداند؛ «شکر خدا با اینکه بچهها در سنین نوجوانی هستند، آنقدر سواد مهدویت دارند که با یک کارشناس مهدویت همردیف هستند.»
رضایی تأکید میکند: ازطرفی آنقدر مهارت ارتباطگیری خوبی دارند که میتوانند برای همه گروههای سنی، کلاس برگزار کنند.
آگاهی بیشتر درباره مهدویت
کوثر عظیمی، چهاردهساله، از سال چهارم ابتدایی و اجرای برنامه «ستاره باش» با کانون آشنا شده است. خاطره اولین برخوردش با مربیان کانون هنوز برایش روشن است. میگوید: یادم است که آن سال سر کلاس بودیم و از ما خواستند به نمازخانه مدرسه برویم. در آنجا چندبانو با لباسهای رنگی متنوع حضور داشتند و دستهجمعی حسابی بازی کردیم. سال تحصیلی که تمام شد، من یکی از انتخابشدههای کلاسمان بودم.
کوثر از میان دستاوردهای حضورش در کانون، آشنایی با امامزمان (عج) و مفهوم مهدویت را مهمتر میداند. میگوید: قبلا حجاب کاملی نداشتم، ولی الان حجاب را با آگاهی کامل نگه میدارم. اینجا در کانون هم لحظات خوبی را سپری میکنم.
رؤیای مربیشدن برای دختران محله
نرگس هراتی نیز از دخترانی است که در این سالها اعتمادبهنفس بیشتری پیدا کرده و در کنار آن، با مطالب مختلف درباره دین اسلام و مفهوم مهدویت آشنا شده است.
او میگوید: مهمترین خواستهام این است که در آینده بتوانم همانند مربیان کانون برای دختران نوجوان، بهخصوص دختران این محله، کلاسهایی برگزار کنم تا آگاهی آنها از مفاهیم دینی و اجتماعی افزایش یابد.
خانوادههایی که به کانون اعتماد کردهاند
زهرا احمدی، یکی دیگر از اعضای این گروه، درباره اعتماد خانوادهاش به محیط مسجد و کانون صحبت میکند. میگوید: خانوادهام آنقدر به محیط مسجد و کانون اطمینان دارند که با خیال راحت ساعتها اینجا کنار دوستانم هستم.
زهرا ادامه میدهد: گاهی حتی یک روز کامل اینجا هستیم و فقط برای اینکه نگران نشوند، اطلاع میدهیم دیرتر به خانه میرویم. حتی گاهی بعد از اجتماع شبانه و نزدیک نیمهشب به خانه برمیگردیم.
ایجاد فرصت فرهنگی برای دختران محله
نجمه مریمی، تجربه نخستین برخوردش با کانون را به حدود پنجسال پیش برمیگرداند. او میگوید: آنقدر محیط شاد و مفرحی ساخته بودند که به حضور در برنامههایشان علاقهمند بودم.
نجمه بعدها به عضویت کانون درآمد و درباره تأثیر این حضور میگوید: به نظر خودم از لحاظ روحی و جسمی خیلی بهتر شدهام. هم اعتمادبهنفسم بهتر شده است و هم کارهایم را با نظم بیشتری انجام میدهم.
اما خواسته نجمه فقط برای خودش نیست؛ «دلم میخواهد که بقیه دختران هممحلی هم چنین فرصتی داشته باشند.»
اعتمادبهنفس، ویژگیای که در جمع شکل میگیرد
ستایش علیمیرزایی نیز از روزهای نخست حضورش، رفتار مربیان را به یاد دارد. او میگوید: مربیان این طرح خیلی شوخطبع بودند و اقدامات فرهنگیشان خیلی جذاب بود. بازی و سرگرمیهایی که انجام میدادیم باعث میشد دلمان بخواهد بیشتر مشارکت داشته باشیم.
وقتی مادر ستایش فهمید دخترش برای عضویت در کانون انتخاب شده است، استقبال کرد. ستایش حالا مهمترین نتیجه حضورش را افزایش اعتمادبهنفس میداند.
او میگوید: از وقتی به کانون آمدهام، روابط عمومیام خیلی بهتر شده و راحتتر با دیگران بهتر ارتباط میگیرم. درمجموع وقتی اینجا هستم، انرژی خوبی میگیرم و لحظات شادی را کنار دوستانم میگذرانم.
* این گزارش دوشنبه ۲ شهریورماه ۱۴۰۵ در شماره ۶۸۳ شهرآرامحله منطقه ۵ و ۶ چاپ شده است.