روحانی مشهدی خانهاش را فروخت و دو کتابخانه تاسیس کرد
لباده بر تن از مدرسه علمیه بیرون میآمد و راهی خیابان میشد. کتابفروشیها، دکههای روزنامهفروشی، مراکز بازیافت کاغذ یا هرجا که میتوانست کتابی رنگ و رورفتهای را پیدا کند و از عاقبت دور انداختهشدن و خمیر گشتن نجات دهد، حاضر بود.
اوکتابهای رنگ و رورفته و به ظاهر غیرقابل استفاده را که میدانست حالاحالاها تاریخ مصرف دارند، از زیر خروارها اجناس دورریختنی دیگر بیرون میکشید، خاکشان را با گوشه لباسش را میگرفت تا قفسه کتابخانهاش پر شود از کتابهایی که برخیشان حتی ارزش تاریخی داشتند.
این حرفها مربوط میشوند به حدود سال ۱۳۵۱ یا ۵۲، یعنی زمانی که پشت نیمکتهای درس مدرسه فیضیه قم مینشست، بعد از آن هم رفت حوزه علمیه مروی تهران تا تا در این مسیر لایق لباس روحانیت شود. توی کارنامه جوانیاش علاوه بر سوابق فرهنگی، حرف از مبارزات سیاسی علیه رژیم شاهنشاهی و تجربه زندان این حکومت هم هست.
عادت جمعآوری کتابهای دور ریخته شده
تا سالها بعد عادت جمعآوری کتابهای دور ریخته شده همراه سیدعلی سیف بود. زندگی خانوادگی حاجآقا سیف زیر سقف خانه ۵۰ متری در خیابان حرعاملی جاگرفته بود که آن را هم بهخاطر تاسیس کتابخانه فروخت. هنوز به زندگی مستاجری عادت نکرده بود که با پول فروش منزلش ۲ کتابخانه تاسیس کرد. یکی برای خواهران و دیگری هم سهم آقایان شد. خودش اینطور میگوید: کتابخانه ویژه خواهران در خیابان عدلخمینی و کتابخانه ویژه برادران را در بازار جنت تاسیس کردم.
کتابخانه ۱۵ متری یاس نبی
کتابخانه او در بازار جنت و محله جنت مشهد یک مغازه کوچک سهدرچهار است که کتابهای از سر و گردن دیوارهایش بالا رفتهاند. با خودم گفتم حتما جایی را که مناسب کتابهایش باشد پیدا نکرده و به اجبار بهاین فضای کوچک قناعت کرده است، اما حاجآقا سیف میگوید: بازار جنت انتخاب خودم بود. برایش هم دلیل محکمی داشتم. وی ادامه میدهد: نمیخواستم مخاطب کتابخانهام فقط افراد مذهبی و فرهنگی باشند، چرا که در این صورت برکت کتاب از بین میرفت.
وقتی کتابهایم را درمکانی ۱۵ متری چیدم از اینکه همهجای آن از کتابها پر شده بود، خوشحال شدم
مسئول کتابخانه یاسنبی که حالا در آستانه ورود به ششمین دهه زندگیاش قرار دارد، ادامه میدهد: وقتی کتابهایم را درمکانی ۱۵ متری چیدم از اینکه همهجای آن از کتابها پر شده بود، خوشحال شدم، آن هم کتابهایی که همه را صاحبانشان دور انداخته بودند و من خودم آنها را صحافی و احیا میکردم.
۱۷۰ عضو از بازار جنت
کمکم حاجآقا سیف، با جوانهای این محله تجاری ارتباط برقرار میکند و با آنها دوست میشود. همین جوانها و کسبه بازار کمی بعد اعضای پر و پاقرص کتابخانه او میشوند، طوریکه حالا نام ۱۷۰ نفر از همان جوانها، بازاریها و کارگران بازار در لیست اعضای کتابخانه جاخوش کردهاند.
حاجآقا سیف در حالیکه لبخند میزند، میگوید: همه جوانهای محل شماره من را دارند گاهی زنگ میزنند و در مورد مشکلاتشان با هم صحبت میکنیم، درست مثل دوتا دوست که همدیگر را درک میکنند، حتی خانوادههایشان به من مراجعه کرده و میگویند رفتارهای فرزندانشان دستخوش تغییرات زیادی شده است.
کتاب به روستاهای افغانستان میفرستم
«کمک به پابرهنگان» عنوان یکی از طرحهایی است که از طریق یاسنبی جهت کمک به نیازمندان انجام میشود، در این طرح حاجآقا سیف گروههایی را ساماندهی کرده تا لباس و بستههای غذایی را به دست محرومان برسانند. حاجآقا سیف میگوید: مکاتباتی با روستاهای مختلف و مناطق شیعهنشین افغانستان هم داشتهایم تا کتابهایمان به دست آنها نیز برسد. او ادامه میدهد: خوشبختانه مردم این کشور هم از طرح ما استقبال کرده و همچنان با ما مکاتبه دارند.
حاجآقا سیف میگوید: مکاتباتی با روستاهای مختلف و مناطق شیعهنشین افغانستان هم داشتهایم
از کتابداری تا تالیف
این روحانی کتابهایی را نیز خود تالیف کرده است. «فرشته انس» عنوان اولین کتاب اوست که در باب سیره حضرت فاطمهزهرا (س) نوشته است. این کتاب با استقبال بسیار خوبی مواجه شد و هماکنون به چاپ دوم نیز رسیده است. «حرفهای یک دل» عنوان کتاب دیگریست که سیف در باب مسائل و محرومیتهای اجتماعی نگاشته است. کتاب «مد و مدپرستی» او نیز هماکنون زیر چاپ بوده و کتاب چهارمش تحت عنوان «کتاب و کتابخوانی» نیز در دست چاپ میباشد.
هنوز هم کتاب...
حاجآقا سیف حالا در سن ۶۰ سالگی با انرژی فراوانی به اداره کتابخانه و مرکز فرهنگی یاس نبی میپردازد. او اکنون ۴ فرزند دارد که همه تحصیلکرده و به مدارج بالای علمی رسیدهاند. سیف این را از برکت همان خانهای میداند که به نیت کتابخانه فروخت و حالا افرادی را تربیت کرده که به آنها افتخار میکند. او هنوز هم کتابهایی را که برخی به بازیافت کاغذ میسپارند برداشته، صحافی میکند و به قفسههای کتابش میبخشد تا به این اعتقاد که؛ «کتابها آدم میسازند.» کمک کرده باشد!
*این گزارش دی ماه سال ۹۰ در شماره ۵ شهرآرامحله منطقه ۸ چاپ شده است.

