در محرم سال ۱۳۳۷؛ کودکی فلج که از قضا پدرش در کاخک پزشک بوده، در آرامگاه امامزاده سلطان محمد شفا پیدا میکند. این اتفاق حاجحسین ملک را برای زیارت امامزاده راهی کاخک میکند و انجام برخی اقدامات خیرخواهانه حاجحسین را در آنجا فراهم میکند.
در کوچه شهیدتاجری۱۴ هنوز راه و رسم همسایهداری پررنگ است اگر کسی به رحمت خدا برود یا جشن ازدواجی برپا شود، همسایهها بدون کارت دعوت به مراسم میروند و کمک میکنند.
قدمت سکونت نخستین خانوادهها در کوچه دادگر به بیش از چهاردهه میرسد. همسایههایی که فقط در کنار هم زندگی نکردهاند؛ بلکه برای سرسبزی، آبادانی و پیوند بیشتر دلها قدمی برداشتند و درکنار هم، محلهای منسجمتر و گرمتر بسازند.
کوچه وحدت ۱۹ در پایین خیابان و بهویژه سوپری قدیمی آن، محل بهاشتراکگذاشتن حالها و احوالهاست. خانمهای همسایه در اینجا، اشتراکاتی فراتر از دیوار خانههایشان دارند و آن هم روحیه همسایهمداری است.
جواد مرادی پاکبان شهرداری است. او چندی پیش کیف پولی پیدا کرد و به صاحبانش برگرداند، کیفی که می گوید پول دوا و دکتر یک مریض آبادانی بوده است.
شهباز پاشازادهشیران از قدیمیترین بازماندگان راهآهن ایران است؛ مردی که بخش بزرگی از زندگیاش را نه در یک شهر، بلکه میان ایستگاه به عنوان مباشر خط گذراند و هر بار محل خدمتش تغییر میکرد، خانواده و اسباب زندگی نیز همراه او جابهجا میشدند.
در کوچه شهید دهستانی۱۴ اگر کسی بیمار شود، همسایهها به عیادتش میروند و اگر مراسمی باشد، همه برای برگزاری آن پای کار میآیند. اهالی کوچه معتقدند حال خوبشان را مدیون همین مهربانیها و همراهیهای ساده هستند.
کوچه شهیدبرات هنرمند یک در محله سجادیه، یادگاری از روزگار کورههای آجرپزی و خشتمالی این محدوده است. آنچه بیشاز هرچیز در این کوچه به چشم میآید، صمیمیت و همدلی ساکنانی است که سالها درکنار یکدیگر زندگی کردهاند.
فهیمه سروری دبیر مدارس حاشیه شهر است و فرمانده پایگاه بنتالهدی و مدیر قرارگاه کرامت. او یک تشکل و گروه جهادی فعال به نام ولیعصر (عج) هم دارد. به واسطه همین فعالیتها حالا سیصدنیروی پای کار دارد که مثل او دغدغه پیشرفت محلهشان را دارند.
سیدجعفر ستاری و همسرش فاطمه رضایی، همایون خانم کامیاب و آمنه رضایی، همسایههایی هستند که درکنار هم میزبانی از مردم را در اجتماعات شبانه به دوش میکشند. آنها با همراهی و همدلی، چهره متفاوتی از همسایگی را در کوچه ابرار ۹ رقم زدهاند.
پویش «نه به پلاستیک»، هرچند ابتدا به بهانه حمله دشمن به پتروشیمیها و افزایش قیمت پلاستیک، شکل گرفت، اما با همراهی اعضای یک گروه هزاروهفتصدنفره از اهالی محله، به نمادی از همبستگی و تلاش برای بازگشت به سبک زندگی درست، تبدیل شده است.
مؤسسه عامالمنفعه ضیافتالزهرا (س) در محله شهید قربانی، نیازمندان را خودکفا میکند، آدمهایی که بعضیشان هیچ مهارتی نداشتند، بعضیشان سالها از بازار کار دور مانده بودند و بعضی دیگر حتی اعتمادبهنفس شروع دوباره را از دست داده بودند.
همسایههای خیابان باباطاهر۱۴ پای ثابت برنامههای فرهنگی مسجد محله هستند و جوانترها را هم پای کار میآورند. برایشان فرقی نمیکند که فعالیت و مراسم برای یک نفر باشد یا برای محله.
حسین رستمیانتودرباری از آن دسته آدمهایی است که انگار زندگی را با صحنه آغاز کرده است. او سالهاست با صداوسیمای خراسان همکاری دارد تا رشته وصلش به دنیای هنر پاره نشود.
«نجمالهدی» عنوان موسسهای است که آموزش تخصصی قرآن از پیش دبستانی تا بزرگسالی را در راس فعالیتهای خود قرار داده است.
سید ابراهیم جبلی باغچه خشکیده مقابل خانهاش را به یک فضای سبز زیبا تبدیل کرده است، آن هم در روزهایی که اطراف خانه آنها هیچ پارک یا بوستانی پیدا نمیشد.
شهربانو مقنیباشی با شروع جنگ با وجود برخی ناملایمتهای جسمی در سن ۵۴ سالگی سه روز در هفته، راهی خانه یکی از دانشآموزانش میشد تا آموزش را در شرایطی متفاوت و بهصورت حضوری برای بچهها ادامه دهد.
سیدهمرضیه جاویدی، معروف به «بیبیخانم» را بسیاری بهعنوان کنشگری اجتماعی در محله مهدیآباد میشناسند؛ زنی که آوازهاش از محل زندگیاش فراتر رفته و باعث شده است دختران و پسران در آستانه ازدواج درکنار یکدیگر آرام بگیرند و زندگی مشترکشان را آغاز کنند.
فاطمه غفوری میگوید: چندین برنامه برای شرایط جنگی تعریف کردهایم که مهمترینش، جمعآوری عروسک برای بچههای جنگزده، بهویژه دختربچههاست. اعلام کردهایم هر مدل عروسکی که خیران به دست ما برسانند، آن را برای بچهها میبریم.
هادیه خانم همسر مرحوم یزدیان تعریف میکند: وقتی کارت اهدای عضو برایم آمد، همسرم از این کار خوشش آمد و برای گرفتن کارت اقدام کرد. از زمانیکه کارتش آمد، دائم میگفت چه خوب میشود که بتوانم بعد از مرگم اعضای بدنم را اهدا کنم.