اذن ورود به محرم، زیر سایه والدین شهدا
یک شب مانده به آغاز ماه محرم، بعد از نماز مغرب و عشا، صحن و سرای مسجد امام سجاد (ع) در محله سجاد حالوهوایی متفاوت دارد. صدای مداحی و بوی گلاب در فضا پیچیده است و زمزمه «حی علیالعزاء» پیرغلامان، نمازگزاران را به پیشواز ماه عزای سیدالشهدا (ع) فرا میخواند.
در بخش برادران، نوجوانان و جوانان به صف هستند تا با همراهی غلامرضا محمدیمفرد، پدر شهید جواد محمدیمفرد، پیراهن مشکی بر تن کنند. در بخش بانوان نیز دختران نوجوان و جوان منتظر ایستادهاند تا مادر شهید خلیل ظفر روسریهای مشکی را بر سرشان بگذارد؛ آیینی که یک دهه است بهعنوان یکی از سنتهای معنوی این مسجد برگزار میشود و پیوند نسل جوان با فرهنگ عاشورا را زنده نگه میدارد.
انتقال باورها از بزرگترها به جوانان
پساز نماز مغرب و عشا و پیشاز آغاز رسمی مراسم، نوحهخوانی فضای مسجد را پر کرده است؛ نوجوانانی که با لباسهای رنگی وارد شدهاند، دقایقی بعد با پیراهنهای مشکی از صف خارج میشوند. نگاههای پرشوق کودکانی که با لباس در دست منتظرند نوبتشان برسد، نشان میدهد این سنت قدیمی هنوز در قلب محله سجاد زنده است.
این مراسم که به همت جوانان و نمازگزاران مسجد برگزار شده است، نشان از پیوندی دارد که در محلههای قدیمی شهر میان نسلها برقرار شده است؛ در این پیوند باورها و آیینها از بزرگترها به جوانترها منتقل میشود.
زنده نگهداشتن یاد و راه امامحسین (ع)
وقتی غلامرضا محمدیمفرد روی صندلی مینشیند، صفی از نوجوانان و جوانان مقابلش شکل میگیرد. با صدای بلند مداحی، حال و هوای خاصی در مسجد جریان مییابد؛ مردی که روزی فرزندش را در راه آرمانهای حسینی بدرقه کرده بود، حالا با دستان پدرانه، دکمههای پیراهن مشکی نسل تازه محله را میبندد و آنها را برای رسیدن محرم آماده میکند.
پدر شهید مفرد درباره فلسفه این آیین میگوید: هر کار پسندیدهای در این دنیا به نوعی تبلیغ نیاز دارد، اما تبلیغی که ما برای محرم انجام میدهیم از جنس دنیا نیست؛ این یک تبلیغ معنوی و اخروی برای زنده نگهداشتن یاد و راه امامحسین (ع) است.
به گفته این پدر شهید، پوشیدن لباس سیاه، تنها یک تغییر ظاهری نیست. او ادامه میدهد: وقتی جوانها را میبینم که با این شوق در صف ایستادهاند تا لباس مشکی بپوشند، یقین دارم که آنها اعلام میکنند که سربازان امامحسین (ع) هستند و میخواهند در این مسیر باقی بمانند.
محمدیمفرد حضور پرشور نسل جدید در مسجد را نشانه زندهبودن مکتب عاشورایی میداند و میگوید: این سیاهپوشی و آمادهکردن مسجد، نوعی اعلام آمادگی برای آغاز محرم است؛ یعنی میخواهیم به اربابمان بگوییم جوانان محله سجاد هنوز پای این پرچم ایستادهاند.
او در پایان با ذکر دعایی برای جوانان محله میگوید: تنها آرزویم این است که همه مسلمان بمانیم و مسلمان از دنیا برویم؛ باتقوا زندگی کنیم و پیوند خود را با اهلبیت (ع) حفظ کنیم.

ارثیه مادری برای دختران محله
در بخش بانوان مسجد نیز حال و هوایی مشابه جریان دارد. مادر شهید خلیل ظفر که روی ویلچر نشسته است، با حوصله روسریهای مشکی را بر سر دختران نوجوان و جوان میاندازد و گره میزند؛ همان دستانی که سالها پیش، بند پوتین فرزندش را برای رفتن به جبهه محکم کرده بود.
تنها آرزویم این است که همه مسلمان بمانیم و مسلمان از دنیا برویم؛ باتقوا زندگی کنیم و پیوند خود را با اهلبیت (ع) حفظ کنیم
او توان گفتوگوی طولانی ندارد، اما وقتی از او درباره دعایی که برای دختران زیر لب میخواند میپرسیم، در جملهای کوتاه میگوید: از خدا میخواهم جوانها عاقبتبهخیر شوند.
دستان لرزان او که روسریهای مشکی را مرتب میکند، خود گویای معنای این دعاست؛ دعایی برای نسلی که میخواهد در سایه نام سیدالشهدا (ع) مسیر زندگیاش را پیدا کند.

سنتی که با همت جوانان زنده مانده است
عضو هیئتامنای مسجد امامسجاد (ع) نیز میگوید: حدود یک دهه است که این مراسم در مسجد ما برگزار میشود. بیشتر کارهای آن هم به همت جوانان و نوجوانان محله اجرا میشود.
سیدحسین عابدی با اشاره به حضور پرشور نسل جدید در برنامههای محرم میافزاید: هرچه داریم از محرم داریم. همین «یاحسین (ع)» گفتن جوانهاست که آیندهشان را میسازد و باعث میشود این مسیر در محله ادامه پیدا کند.
نماینده جوانان در شورای اجتماعی محله سجاد، درباره فلسفه این مراسم میگوید: در فرهنگ محلی ما، دست پدر شهید دست خیر و برکت است. وقتی پدر شهید، یقه پیراهن جوانی را مرتب میکند یا لباس مشکی بر تنش میپوشاند، برای او دعای خیر و عاقبتبهخیری به همراه دارد.
حسین صادقی ادامه میدهد: بیشتر جوانها فقط برای پوشیدن لباس در صف نمیایستند؛ ما برای گرفتن دعای خیر پدر شهید و شروع عزاداری بابرکت او به مسجد آمدهایم.
* این گزارش شنبه ۳۰ خردادماه ۱۴۰۵ در شماره ۶۵۲ شهرآرامحله منطقه ۱ و ۲ چاپ شده است.