خاطرات فراموش شده تهپلمحله به روایت احمدتوانا
هر قدم که با او در محله بالاخیابان برمیداریم، خاطرهای از زیر لایههای فراموششده این بافت قدیمی برایش تداعی میشود. از آبانباری که روزگاری اهالی برای پرکردن حوض خانهشان و تأمین آب آشامیدنی به آنجا میرفتند تا خانههای قدیمی، کوچههای باریک و همسایههایی که به گفته او «بیشتر شبیه فامیل بودند تا همسایه».
مسیرمان با احمدآقای توانا، از ساکنان قدیمی محله بالاخیابان که حالا شصتوششسالگی را از سر میگذراند، از مقابل مسجد حجتیه یا همان «مسجد درخت توت» در تهپل محله ۹ شروع میشود و در ادامه به محل آبانبار تخریبشده و بعد به خانه تاریخی اکبرزاده در تهپلمحله ۴ میرسد؛ خانهای که تا همین امروز فرصت بازدید از آنجا برایش پیش نیامده است. «دومین خانه پدریام روبهروی خانه تاریخی اکبرزاده بود. الان پلاک ۲۸ هنوز باقی مانده، ولی حیاط ویلاییمان تخریب شده است. حیاط ما یک درخت شاهتوت بزرگ داشت که معمولا از آن به همه همسایهها به ویژه حاج آقا اکبرزاده، نوبرانه میدادیم.»

در کوچه باریک شهیدسروقدی۲۲ که کنار مسجد درخت توت است، چند خانواده زندگی میکردند که یکیشان به «اسمالغشو» معروف بود. آقااسماعیل، عیالوار بود و، چون زیاد غَش میکرد، همسایهها به او «اسمالغشو» میگفتند. همه اعضای خانوادهاش با یک گوسفند در ۲۸متر خانه زندگی میکردند.

جلو مسجد درخت توت، جایی که این ماشین پارک شده است، درِ حیاط اولین خانه پدریام بود. آن زمان این تفاوت سطحی که مسجد با خیابان دارد، وجود نداشت. با تخریب و بازسازیهایی که در منطقه انجام شد، مسجد پایینتر از خیابان قرار گرفت.

من و بچههای محل برای آوردن آب نوشیدنی به آبانبار میرفتیم. آبانبار، اوایل کوچه تهپلمحله۴ بود که حالا هیچ اثری از آن نمانده است. برای رسیدن به آب باید پانزده تا هجده پله را پایین میرفتیم. هرچه پایینتر میرفتیم، تاریکتر، ولی آب خنک و زلالتر میشد. با آبی که از اینجا برمیداشتم، حوض خانه را پر میکردم.
* این گزارش پنجشنبه ۲۸ خردادماه ۱۴۰۵ در شماره ۶۳۸ شهرآرامحله منطقه ثامن چاپ شده است.