شبهای همدلی همسایهها در محله شهیدقربانی
در دل محله شهیدقربانی، جایی که شبهایش با اجتماع مردمی و دورهمیهای صمیمی روشن میشود، روایتهایی شکل گرفته که بیش از هرچیز برپایه همدلی و همراهی همسایهها استوار است. سیدجعفر ستاری و همسرش فاطمه رضایی، همایون خانم کامیاب و آمنه رضایی، همسایههایی هستند که درکنار هم میزبانی از مردم را به دوش میکشند. آنها با همراهی و همدلی، چهره متفاوتی از همسایگی را در کوچه ابرار ۹ رقم زدهاند.
پشت صحنه یک میزبانی مردمی
در چهلمین شب اجتماع مردمی محله شهیدقربانی، روایت سیدجعفر ستاری، مردی که با وجود ازدستدادن یک دست، هر شب با چای از مردم پذیرایی میکرد، سوژه گزارش ما بود. حالا در صدوپنجمین شب این اجتماع، بهسراغ همسرش فاطمه رضایی آمدهایم؛ بانویی که در پشت صحنه بسیاری از این فعالیتها حضور دارد، اما دیده نمیشود.
فاطمه رضایی، ساکن بلوک۲۷ کوچه ابرار۹، از همدلی همسایهها بهعنوان مهمترین سرمایه محله یاد میکند. او میگوید: از زمانیکه این اجتماعهای شبانه شکل گرفته، صمیمیت و اتحاد بین همسایهها بیشتر شده است.
نمونه این همدلی را میتوان در پخت غذاهای نذری دید. فاطمهخانم میگوید: چند بار با کمک همسایهها دیگ آش و آبگوشت بار گذاشتیم و از مردم محله پذیرایی کردیم. هرکسی هرچه در توان داشت آورد؛ یکی مواد اولیه تهیه کرد، یکی برای پخت کمک کرد و یکی هم کار توزیع را برعهده گرفت.
او درمیان همسایهها از خانم همایون کامیاب یاد میکند و میگوید: هر وقت کاری داشته باشم، قبل از اینکه سراغ فامیل بروم با او درمیان میگذارم و همیشه کنار ما و دیگر همسایههاست.
از قوچان تا پنجتن برای نان نذری
حدود پانزدهسال است که همایون کامیاب و فاطمه رضایی همسایه هستند؛ همسایههایی که آنقدر به هم نزدیک شدهاند که به گفته خودشان «از هم ارث میبریم». همین صمیمیت باعث شده است در بسیاری از برنامههای محله دوشادوش یکدیگر باشند.
خانم کامیاب یکی از خاطرات بهیادماندنی خود را مربوط به عید غدیر میداند؛ زمانی که سیدجعفر ستاری و همسرش تصمیم گرفتند از اهالی محله با آبگوشت پذیرایی کنند، اما با کمبود نان مواجه شدند. او میگوید: وقتی متوجه شدم نان کم دارند، به روستایمان در حوالی قوچان رفتم. با کمک خواهرم و چند نفر دیگر حدود پانصد تا ششصد نان پختیم و آوردیم.
او معتقد است همسایهها باید در شادی و سختی کنار هم باشند. به گفته او، آقای ستاری و فاطمه رضایی نیز بارها در روزهای بیماری و نیاز، همراهش بودهاند.
هر وقت کاری داشته باشیم به هم زنگ میزنیم، با هم درددل میکنیم و از هم کمک میگیریم
خانم کامیاب میگوید: ماهی یکبار با کمک همسایهها آش نذری میپزیم؛ از پاککردن سبزی تا پخت و توزیع غذا. اگر این همدلی نباشد، چنین برنامههایی هم شکل نمیگیرد. او در ادامه از آمنه رضایی بهعنوان یکی از بانوان فعال و تأثیرگذار در آشپزیهای جمعی محله نام میبرد.
همسایههایی شبیه خواهر و مادر
آمنه رضایی حدود هشتسال پیش به جمع همسایههای فاطمه رضایی و همایون کامیاب اضافه شده و از همان زمان، به یکی از همراهان ثابت برنامههای محلی بهویژه پخت نذریها تبدیل شده است.
همسایهها میگویند وقتی قرار است دیگ آش یا غذای نذری در محله پخته شود، حضور آمنهخانم خیالشان را راحت میکند؛ زیرا به گفته آنها، دستپخت او باعث میشود غذا کاملا جاافتاده و مطلوب از کار دربیاید. همین همراهی باعث شده در بسیاری از برنامهها نقش مهمی داشته باشد.
آمنه رضایی نیز میگوید: هر وقت کاری داشته باشیم به هم زنگ میزنیم، با هم درددل میکنیم و از هم کمک میگیریم. خواهرهایم در شهرستان هستند، اما با داشتن این همسایهها احساس تنهایی نمیکنم.
او ادامه میدهد: اگر یک روز فاطمهخانم یا همایونخانم نباشند، سراغشان را میگیریم. اینجا رابطهها فقط همسایگی نیست؛ مثل خواهر و مادر کنار هم هستیم.
* این گزارش یکشنبه ۲۴ خردادماه ۱۴۰۵ در شماره ۶۶۷ شهرآرامحله منطقه ۳ و ۴ چاپ شده است.