کتابخانه پدر محمود ذاکری را شاعر کرد
دیوان حافظ، کلیات سعدی، شاهنامه، مجملالتواریخ، ناسخالتواریخ همه در طاقچه کوچک گچی یکی از اتاقهای منزلشان چیده شده بود. پدر که در خانه بود، بیشتر وقتش با خواندن این کتابها میگذشت. محمود نیز در همان عالم کودکی روی پای پدر مینشست و به صدای او گوش میداد. او شیفته آهنگ خوش اشعار شده بود.
زمانیکه محمود ذاکری در دهسالگی اولین شعرش را برای پدر خواند، تشویقهای پدر، او را بهسمت شاعری سوق داد. سالها از آن زمان میگذرد و شاعر محله سمزقند حالا دیوان شعری در دست دارد که خودش سروده است. ذاکری با وجود نداشتن سواد دانشگاهی، تنها با اتکا به ذوق، قریحه و عشقی که به شاعری داشته، دیوانی چندهزاربیتی سروده و چاپ کرده است.
با او همکلام میشویم و او از فرازونشیبهای این مسیر میگوید.
سکونت اجباری در زاوین کلات
محمود ذاکری متولد سال۱۳۲۳ در زاوین کلات است. البته به گفته خودش، او اصالتی مشهدی دارد و روستای «فارمد»، زادگاه خانوادگی و اجدادیاش است. ماجرای کوچ اجباری خانواده آنها به این نقطه مرزی، به دوران کشف حجاب رضاخانی برمیگردد. مرحوم شیخصفرعلی ذاکری، پدر محمود ذاکری، از دوستان و مریدان مرحوم بهلول گنابادی و آیتالله فقیه سبزواری بود و در قضیه قیام مسجد گوهرشاد نقش فعالی داشت.
بعداز ماجرای خونین مسجدگوهرشاد مأموران امنیتی دربهدر دنبال دستگیری شیخ صفرعلی بودند. او نیز بههمراه خانوادهاش از مسیر بیابان بهسمت کلات حرکت کرد. ذاکری میگوید: بهدلیل سختی و مشقت راه در نزدیکی زاوین برادر و خواهرکوچکم، جان خود را از دست دادند و خانواده ما در زاوین کلات ساکن شدند.
۶ کلاس سواد
مرحوم شیخصفرعلی در زاوین کلات بهعنوان مربی قرآن، خواندن کتب درسی را به دانشآموزان این روستا آموزش میداد و پسرش یکی از شاگردانش شد. به گفته خودش او تا کلاس سوم را نزد مرحوم پدرش خواند و پدر اولین کسی بود که استعداد شاعری او را کشف کرد.
آقامحمود با اشارهبه دلیل این اتفاق میگوید: هفتساله بودم که مأموران اداره فرهنگ به زاوین آمدند و بچهها را برای تحصیل در مدارس جدید ثبت نام کردند. اما پدرم به این مدارس اعتقادی نداشت و از ثبت نام من و برادر بزرگم جلوگیری کرد. بعد از آن، ما تا کلاس سوم را نزد پدر آموختیم و با بیماری او از ادامه تحصیل بازماندیم.
آقا محمود بعداز فوت پدر و بازگشت به مشهد بین سالهای ۱۳۴۱ و ۱۳۴۲ کلاس پنجم و ششم را در مدرسه اکابر بزرگسالان واقع درکوچه جوادیه طبرسی گذراند. همه سوادی که آموخت، تا همین سطح بود و بعد از آن دیگر فرصتی برای درسخواندن پیدا نکرد.
شاید از لحاظ کلاسیک و علم روز دانشگاهی، محمود ذاکری با داشتن مدرک ششم ابتدایی سواد چندانی نداشته باشد، اما کتابهایی که او در همان سن کم میخواند، اکنون در دانشگاهها تدریس میشود. تفسیر جامع، ناسخالتواریخ، مجملالتواریخ، تاریخ طبری، شاهنامه، کلیات سعدی، نظامی و مولانا ازجمله کتابهایی است که او در نوجوانی خوانده است.

استعداد عجیب در حفظ اشعار
علاقه و استعداد محمود ذاکری درزمینه حفظ اشعار فارسی بهاندازهای است که با یکبار خواندن، آنها را حفظ میکند. این شاعر بااستعداد با بیان خاطرهای دراینباره میگوید: کلاس پنجم، معلم سر کلاس، یکی از اشعار سعدی را برایمان خواند و به بچهها گفت «هرکس بتواند این ابیات را تا فردا حفظ کند، جایزهای خوب پیش من دارد.»
چندمرتبه از روی تعجب پرسید «تو از قبل این اشعار را حفظ بودی؟» گفتم همین الان حفظش کردهام
یادم است هجدهبیت سعدی را همانجا سر کلاس بعداز چندبار خواندن حفظ کردم و آخر کلاس جلو معلم و بچهها بدون غلط خواندم. لحظه خواندن اشعار، چشمان معلم گرد شده بود و برایش قابل باور نبود. چندمرتبه از روی تعجب پرسید «تو از قبل این اشعار را حفظ بودی؟» گفتم همین الان حفظش کردهام.
۶۴ سال عضویت در کتابخانه آستان قدس رضوی
محمود ذاکری به توصیه معلمان مدرسه و برای آشنایی با دیوان شاعران و اوزان شعری، عضو کتابخانه آستان قدس رضوی شد و این عضویت تا امروز ادامه دارد.
آقامحمود میگوید: حدود ۶۴سال از عضویت من در کتابخانه آستان قدس رضوی گذشته است. مکان کتابخانه تغییر کرده است و دو نسل از کتابداران آن پیر و بازنشسته شدهاند. خوشبختانه، چون شغلم آزاد بود (موزاییکسازی) برای رفتن به کتابخانه محدودیت زمانی نداشتم. آنقدر شیفته کتابها و اشعار میشدم که گذشت زمان را فراموش میکردم. یک روز صبح از ساعت۸ صبح تا ۸ شب در کتابخانه بودم. خانواده نگرانم شده بودند که نکند اتفاقی برایم افتاده است.
این شاعر خوشذوق نزدیک سهسال در جلسه شب شعر «انجمن ادبای خراسان» که در باغ نادری برگزار میشد، شرکت میکرد و با بسیاری از شاعران معروف مشهدی ازجمله استاد احمد کمالپور، دکتر حسینعلی بیهقی، رضا شکوهی حشرونشر ومراوده داشته است.
او با ذکر خاطرهای دراینباره میگوید: یکی از افراد مشهور و معروف این جمع شاعرانه، استاد احمد کمالپور بود که خیلی هوایم را داشت. همان اوایل یکی از اشعارم را که به سبک کلاسیک و نزدیک به اشعار حافظ بود، در جمع شاعران خواندم. چند نفر از حاضران انتقاد کردند که این اشعار را به تقلید از فلان شعر حافظ سرودهام و بیارزش است. اما استاد کمالپور مخالفت کرد و گفت این شعر تقلیدی نیست و معنا و مفهوم تازهای دارد.

سرقت اشعار سرودهشده
محمود ذاکری در طول سالهای متمادی براساس ذوق و شوق شاعری که داشت، اشعار زیادی سرود و به صورت دفترچههایی دستنویس در خانه نگهداری میکرد. با سرقت بخشی از این اشعار دستنویس به فکر چاپ اشعارش افتاد.
ذاکری میگوید: با مراجعه به اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی مشهد، موضوع را اطلاع دادم و مانعاز انتشار آنها توسط سارقان ادبی شدم. بعد از این ماجرا برای چندسال همه اشعار دستنویس باقیمانده و آنهایی را که سرقت شده بود، دوباره جمعآوری و ویراستاری کردم و در سال۱۴۰۱ «دیوان ذاکری» را با بیش از سیزده هزار بیت شعر به چاپ نهایی رساندم.
میان اشعار این کتاب چاپشده، سبکهای غزل، ترجیعبند، مسمط، مثنوی را میتوان دید. موضوع اشعار نیز بیشتر مذهبی و اجتماعی است و اشعار مدحی مربوط به امامان بهویژه امامزمان (عج) است.
او این روزها مشغول جمعآوری اشعار تازه سروده و بهدنبال چاپ جلد دوم کتاب اشعارش است. از خدا خواسته است که این کار را هرچه زودتر و قبل از مرگ به سرانجام برساند.
* این گزارش شنبه ۲۳ خردادماه ۱۴۰۵ در شماره ۶۵۱ شهرآرامحله منطقه ۱ و ۲ چاپ شده است.