شاعر

هاشم شکوهی شاعر سرشناس اهل‌بیت (ع) و انقلاب ۱۴دی ۱۳۹۴، درگذشت. پیشینه خانوادگی‌ او با اهل بیت گره خورده است و آبا و اجداد آقای شاعر نسل در نسل در نقاره‌خانه حضرت مشغول خدمت بوده‌اند.
بیش‌از دوماه است که نرگس اکبرپور -سراینده شعر- و فرزندش سید‌محمدطا‌ها اعتمادی، مداح دهه‌نودی به عشق رهبر شهید و ایران عزیز، شب‌ها در خیابان حضور می‌یابند و حالا با آغاز ماه محرم کار مضاعفی را آغاز کرده‌اند.
سیدمحمد مهدوی الحسینی از ۳۵ سالگی شعر گفته و بیشتر سروده‌هایش در قالب غزل است و حالا مجموعه اشعارش به حدود ۷ هزار بیت رسیده است. با این حال، هر بار که او را شاعر می‌خوانند، پاسخ یکسانی می‌دهد: «من شاعر نیستم؛ دلی ابیاتی می‌سرایم.»
زمانی‌که محمود ذاکری در ده‌سالگی اولین شعرش را برای پدر خواند، تشویق‌های پدر، او را به‌سمت شاعری سوق داد. او با وجود نداشتن سواد دانشگاهی، تنها با اتکا به ذوق، قریحه و عشقی که به شاعری داشته، دیوانی چند‌هزار‌بیتی سروده و چاپ کرده است.
کتاب‌های زهرا سلحشور شاعر، نویسنده و سفیر کتاب محله خین‌عرب برگرفته از زندگی‌های واقعی است. برای شناخت عمق قلم او، باید به سال‌ها پیش بازگشت؛ به خانه‌ای که در آن، زنی درس‌ناخوانده، بزرگ‌ترین معلم ادبیات دخترش شد.
سر کوچه بازارچه سراب مغازه‌ای است که عطر گیاهان دارویی آن با خانواده شاعر مطرح مشهدی، مهدی اخوان ثالث درهم آمیخته است. عطاری «آقْ علی عطّار» را هنوز نسل چهارم این خانواده اداره می‎‌کند.
محمد معتمدی که سال 89 در مسابقه‌های تکواندو کشوری اول شد، در شعر و ادبیات نیز دستی دارد و حتی در این رشته نیز توانسته مقام سوم استانی را کسب کند.
دوشنبه‌ها برای اهالی محله بهاران، روزی است که در آن، واژه‌ها از دل کتاب‌ها بیرون می‌آیند و در فضای صمیمی زیرزمین کتابخانه حضرت خدیجه (س) جان می‌گیرند. اینجا، هرهفته محفل ادبی «نسیم سحر» برپاست و علاقه‌مندان دورهم جمع می‌شوند.
هاشم طوسی، از شاعران جوان منطقه ثامن است که زندگی هنری خود را وقف ذکر اهل بیت (ع) کرده است. او از سال ۷۵ و هم‌زمان با ورود به جلسه مذهبی «شیفتگان اهل بیت» کار سرودن شعر را آغاز کرده است.
علی نیک‌خواه، نوجوان ۱۵ ساله ساکن محله شهید فرامرزعباسی، در ادبیات و شاعری هم دستی توانا دارد. آثارش ابتدا نثری ساده داشت و به تدریج به صورت شعر‌هایی در‌آمد که وزن و قافیه در آنها رعایت می‌شد.
شب شعر «سپندوار»؛ محفلی که از اواخر دهه ۸۰ و در پی نشست‌های شعری هم‌زمان با سفر‌های نوروزی رهبر معظم انقلاب به مشهد شکل گرفت و به‌تدریج هویتی مستقل پیدا کرد؛ هویتی که آن را از یک مراسم مناسبتی فراتر برد.
جواد بهاری، ساکن محله احمدآباد در دوران نوجوانی بر اثر بیماری دو چشم خود را از دست داد، اما این موضوع او را نه تنها ناامید نکرد بلکه او را به روشن‌دلی شاعر تبدیل کرد.
«شفیق» تخلص علی‌اکبر خویشاوندی است و این‌طور که خودش می‌گوید، این عنوان را به این دلیل انتخاب کرده تا شفیق شعرهایش باشد.
محمدرضا میرنژاد شاعری نابینا و متولد زابل است و به عشق امام رضا(ع) ساکن مشهد شده است. شاعر شدنش نیز ماجرای شنیدنی دارد. میرنژاد می‌گوید: شهادت دایی‌ام توسط قاچاقچیان مواد مخدر سبب شد که اولین شعر را در سوگ دایی شهیدم بگویم.
سعید تقی نیا هم نویسنده است و هم شاعر و هم مغازه‌دار؛ شاید بار‌ها برای خرید ظروف یک‌بار مصرف به مغازه‌‌اش در فلکه ضد سر زده‌ باشید، اما اگر می‌دانستید شاعر است بی‌شک پاهایتان لختی درنگ می‌کرد تا ظرفی شعر از او به یادگار بردارید.
شعر و داستان بخش جدایی‌ناپذیر زندگی امیر افتخار‌زاده بوده است؛ ایوان خانه پدربزرگش، هر هفته مکانی بود برای مشاعره و گپ‌وگفت‌های ادبی. او هم در چنین فضایی رشد کرد و با کلمه‌ها انس گرفت اما بدلیل روحیه پرسشگری حسابدار شد.
سمانه مصدق شاعر نابینای محله آزادشهر است. دبیرستان را در مدارس عادی درس خواند و در دانشکده ادبیات دانشگاه فردوسی، لیسانسش را گرفت.  کتاب"تکیه کن فقط به چشمان خودت" نخستین کتاب سمانه مصدق است که به چاپ رسیده است.
مجید رحمانی‌صانع، شاعر طنزپردازی مشهدی است که طنز را به‌عنوان یک کنش آگاهانه اجتماعی دنبال می‌کند. او تاکنون سه مجموعه شعر طنز منتشر کرده و معتقد است مخاطب اصلی طنز انتقادی بیش از آنکه مردم باشند، مدیران و تصمیم‌گیران هستند.
نجمه آخرتی شوراب اولین نشانه‌های علاقه‌اش به شعر را در ۹ سالگی با حفظ‌کردن اشعار حافظ و سعدی بروز داد. او در ۱۸ سالگی سرودن را به‌صورت حرفه‌ای آغاز کرد و در این سال‌ها توانسته رتبه سوم استان در جشنواره شعر را به دست آورد.
آیت‌الله میرزاحبیب خراسانی یکی از چهره‌های تأثیرگذار تاریخ معاصر مشهد است. او را با عنوان عالم، فقیه و عارف برجسته می‌شناسند. رحلت میرزاحبیب یکی از معما‌های پرابهام در تاریخ مشروطیت مشهد است. فرزندش می‌گوید: درگذشت این چهره نامدار معاصر، طبیعی نبوده است.