کد خبر: ۱۴۸۰۸
۱۸ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۸:۰۰
مغازه بی‌بی خانم نقطه پیوند دخترها و پسرهای دم‌بخت است

مغازه بی‌بی خانم نقطه پیوند دخترها و پسرهای دم‌بخت است

سیده‌مرضیه جاویدی، معروف به «بی‌بی‌خانم» را بسیاری به‌عنوان کنشگری اجتماعی در محله مهدی‌آباد می‌شناسند؛ زنی که آوازه‌اش از محل زندگی‌اش فراتر رفته و باعث شده است دختران و پسران در آستانه ازدواج درکنار یکدیگر آرام بگیرند و زندگی مشترکشان را آغاز کنند.

همیشه قرار نیست تحصیلات عالی، جایگاه اجتماعی ویژه یا چهره‌ای شناخته‌شده داشته باشیم تا بتوانیم قدمی بزرگ برداریم. بعضی آدم‌ها خوب بلدند از ظرفیت‌های خود استفاده کنند و استعدادهایشان را در مسیری به کار بگیرند که زندگی دیگران را هم تحت تأثیر قرار دهد.

این‌بار سراغ بانویی در محله مهدی‌آباد رفتیم که بیش‌از بیست‌سال پیش، پایش به اینجا باز شد؛ کسی که برای خیلی از هم‌محله‌ای‌هایش مادری می‌کند و از خوشحال‌کردن دیگران لذت می‌برد. این بانو اگرچه هنوز دهه پنجم زندگی خود را می‌گذراند، بیشتر از تعداد انگشتان دست و شاید بیشتر از سال‌های عمرش توانسته است دل‌هایی را به هم پیوند بزند و به قول خودش، دو نامحرم را به یکدیگر محرم کند.

سیده‌مرضیه جاویدی، معروف به «بی‌بی‌خانم»، همان بانویی است که امروز، بسیاری او را به‌عنوان کنشگری اجتماعی در محدوده عباس‌آباد، محله مهدی‌آباد و روستا‌های فرخ‌آباد و کریم‌آباد مشهد می‌شناسند؛ زنی که آوازه‌اش از محل زندگی‌اش فراتر رفته و باعث شده است دختران و پسران بسیاری درکنار یکدیگر آرام بگیرند و زندگی مشترکشان را آغاز کنند.

 

شروع داستان از یک مغازه کوچک

برای دیدن سیده‌مرضیه جاویدی، راهی روستای فرخ‌آباد می‌شویم؛ کمی بالاتر از خیابان عباس‌آباد. نشانی‌ای که می‌دهد، پاتوق خیلی از اهالی محله است؛ جایی برای خرید، گپ‌وگفت، رد‌وبدل‌کردن شماره تلفن‌ها و گاهی حتی هماهنگ‌کردن قرار‌های خواستگاری. همه‌چیز از یک مغازه کوچک لباس‌فروشی آغاز شد. مغازه‌ای حدود دوازده‌سیزده‌متری که طبقات لباس دورتادور آن را پر کرده‌اند و سال‌هاست بی‌بی‌خانم پشت دخل آن ایستاده است.

احوالپرسی گرمی می‌کند و خودش را این‌طور معرفی می‌کند: بیست‌سال پیش بود که وارد خیابان عباس‌آباد شدیم. البته همسرم چندسالی است فوت کرده و همه خرج و مخارج زندگی روی دوش خودم است. با‌این‌حال از همان زمان، جایی را برای فروشگاه لباس اجاره کردم. مردم محله کم‌کم با من آشنا شدند. کنار خرید، حرف می‌زدیم و از احوال هم باخبر می‌شدیم.

همین گپ‌های روزمره و آشنایی‌های سرپایی کم‌کم مسیر تازه‌ای را پیش پای او گذاشت. صحبت از دختر‌ها و پسر‌هایی شد که قصد ازدواج داشتند و از مرضیه‌خانم می‌خواستند اگر فرد مناسبی را می‌شناسد، معرفی کند.

 

مغازه کوچک سیده مرضیه جاویدی، نقطه آغاز پیوند دخترها و پسرهای دم‌بخت

 

نخستین میانجیگری برای ازدواج

بی‌بی تاریخ دقیقش را به خاطر ندارد، اما ماجرا را خوب به یاد می‌آورد. حدود بیست‌سال پیش، یکی از مشتریان مغازه‌اش هنگام صحبت از او می‌پرسد آیا دختر مناسبی سراغ دارد یا نه.

مرضیه‌خانم هم خواهر خودش را معرفی می‌کند. آن زمان خانواده پدری او در تربت حیدریه زندگی می‌کردند. بی‌بی می‌گوید: یادم نمی‌رود؛ یک روز بارانی بود که دنبالم آمدند و گفتند برویم تربت‌حیدریه. همان جلسه اول خانواده داماد، خواهرم را پسندیدند. بعد هم عقد کردند و بعد از ازدواج به مشهد آمدند. خدا را شکر زندگی خوبی دارند و الان خواهرم سه بچه دارد.

همان ازدواج، نخستین قدم بی‌بی در این مسیر بود؛ قدمی که جرقه یک کار خیر ماندگار را در ذهنش روشن کرد. خودش با خنده می‌گوید: دقیق یادم نیست خواهرم چه سالی ازدواج کرد؛ همین‌قدر می‌دانم که پسر بزرگش الان ۲۲‌سال دارد و برای او هم خودم آستین بالا زدم. یک ماه پیش عقد کردند و تا الان همه‌چیز خوب پیش رفته است.

در انتخاب داماد، دو معیار برایش از همه مهم‌تر است؛ یکی سالم باشد و یکی اهل کار. حتی اگر سیگار بکشد، قبول نمی‌کنم

البته دامنه این فعالیت فقط به دختر و پسر‌های جوان محدود نمی‌شود. بی‌بی در این سال‌ها واسطه ازدواج افراد مطلقه، میان‌سال و حتی سالمند هم شده است؛ افرادی که دوباره صاحب همدم و همراه برای ادامه زندگی شده‌اند.

 

اعتماد، سرمایه اصلی بی‌بی‌خانم

وقتی از راز موفقیتش می‌پرسیم، بدون مکث از یک کلمه نام می‌برد؛ اعتماد. او می‌گوید: جور‌کردن ازدواج در زمانه ما خیلی سخت شده است، اما مردم محله به خاطر اعتمادی که دارند، سراغم می‌آیند. سال‌هاست اینجا زندگی می‌کنم و همه مرا می‌شناسند. وقتی دیدند چقدر برای این وصلت‌ها دقت می‌کنم، درخواست‌ها بیشتر شد.

بی‌بی معتقد است واسطه‌شدن برای ازدواج، فقط معرفی‌کردن دو نفر به یکدیگر نیست. به همین دلیل بار‌ها پیش آمده که درخواستی را نپذیرفته است. او توضیح می‌دهد: خیلی وقت‌ها همسایه‌ها یا آشنایان مرا به دیگران معرفی می‌کنند، اما اگر خانواده‌ای را نشناسم یا شناخت کافی از دختر و پسر نداشته باشم، اصلا وارد ماجرا نمی‌شوم. نمی‌خواهم فردا کسی پشیمان شود یا اتفاقی بیفتد که نتوانم جواب‌گویش باشم.

با‌این‌حال، هر‌بار که ازدواجی به سرانجام می‌رسد، احساس رضایت عمیقی پیدا می‌کند؛ «از اینکه دو نامحرم را به هم می‌رسانم و محرم می‌شوند، قلبا خوشحال می‌شوم. حس خوبی دارم وقتی می‌بینم دو نفر به هم رسیده‌اند و زندگی موفقی دارند.»‌

جالب اینکه نقش بی‌بی بعد‌از مراسم عقد و عروسی هم تمام نمی‌شود. بعضی از زوج‌هایی که به‌واسطه او ازدواج کرده‌اند، هنوز هم در مسائل و اختلافات زندگی از او مشورت می‌گیرند. او می‌گوید: بار‌ها پیش آمده وقتی مشکلی بین زن و شوهر به وجود آمده، از من خواسته‌اند پادرمیانی کنم. خیلی وقت‌ها با چند جمله و نصیحت، اوضاع بهتر شده و زندگی‌شان آرام گرفته است.

 

فقط برای رضای خدا

بی‌بی‌خانم برای این کار، اصول و قواعد خودش را دارد؛ قواعدی که به گفته او باعث شده است امروز همه ازدواج‌هایی که به واسطه او شکل گرفته، سرانجام خوبی داشته باشند؛ «من تا دختر و پسر را نشناسم، آنها را به هم معرفی نمی‌کنم. سال‌هاست در همین محله زندگی می‌کنم و به خاطر مغازه با بیشتر مردم رفت‌وآمد دارم. اگر کسی را نشناسم، اصلا قدمی برنمی‌دارم.»‌

او می‌گوید در انتخاب داماد، دو معیار برایش از همه مهم‌تر است؛ «یکی سالم باشد و یکی اهل کار. حتی اگر سیگار بکشد، قبول نمی‌کنم.»‌

‌وقتی از او می‌پرسیم آیا بابت این واسطه‌گری پولی دریافت می‌کند یا نه، کمی تعجب می‌کند و می‌گوید: نه، اصلا! من هیچ توقعی از کسی ندارم و فقط برای رضای خدا این کار را انجام می‌دهم. البته در جلسات اول خواستگاری خودم هم می‌روم و اگر بعد‌از جواب بله دعوتم کنند، در مراسم شادی‌شان هم شرکت می‌کنم.

 

بی‌بی فقط واسطه ازدواج نیست

طاهره عیدی، از همسایگان قدیمی و عضو فعال بسیج و شورای اجتماعی محله، بی‌بی را سال‌هاست می‌شناسد. او می‌گوید: از زمانی‌که یادم می‌آید و در این دوازده‌سالی که در خیابان عباس‌آباد زندگی کرده‌ام، بی‌بی همیشه در کار خیر بوده است.

‌طبق اطلاعات او، فعالیت‌های مرضیه‌خانم فقط به معرفی دختر و پسر ختم نمی‌شود؛ «یک حساب دفتری دارد که مشتری‌ها از او قسطی خرید می‌کنند. برای زیارت‌اولی‌ها و سفر‌های ارزان‌قیمت کربلا برنامه‌ریزی می‌کند و به واسطه آشنایی‌هایی که دارد، مردم محله را با هزینه کمتر به سفر‌های زیارتی و تفریحی می‌برد.».

اما شاید یکی از فعالیت‌های شناخته‌شده او، صندوق وام خانگی باشد؛ طرحی که سال‌ها پیش با مبلغ ۵۰۰‌هزار‌تومان آغاز شده و حالا به ۱۲۰‌میلیون‌تومان رسیده است. بی‌بی می‌گوید: خیلی‌ها با کمک پول همین وام خانه خریدند، ماشین خریدند، جهیزیه تهیه کردند، سفر رفتند یا ازدواج کردند.

طاهره عیدی هم معتقد است این صندوق، گره بسیاری از مشکلات مردم را باز کرده است و می‌گوید: اینجا حاشیه شهر است. خیلی از مردم توان گرفتن وام‌های پر‌دردسر بانکی را ندارند، اما بی‌بی با همین کارهایش کمک کرده است که خیلی از خانواده‌ها از پس مشکلاتشان برآیند.

 

انتخاب‌هایی بر اساس اعتماد

یکی از زوج‌هایی که توسط بی‌بی به هم رسیده‌اند، زهرا و فرزاد هستند که نزدیک به یازده‌سال از ازدواجشان می‌گذرد و امروز صاحب دو فرزند هستند. فرزاد، پسر سیده‌مرضیه جاویدی است و ماجرای آشنایی او و همسرش به سال‌۹۴ برمی‌گردد. زهرا می‌گوید: قبل از ازدواج، مادرم با بی‌بی رفت‌وآمد داشت. از مغازه‌اش خرید و در قرعه‌کشی‌هایش هم شرکت می‌کرد. گاهی من هم همراه مادرم به مغازه می‌رفتم.

هجده‌سال داشته که مادرش خبر می‌دهد بی‌بی‌مرضیه قصد دارد برای پسرش به خواستگاری او بیاید. زهرا ادامه می‌دهد: تا آن زمان فرزاد را ندیده بودم، اما، چون شناخت خوبی از بی‌بی و خانواده‌اش داشتیم، با خیال راحت این پیشنهاد را پذیرفتیم. خدا را شکر از زندگی‌ام راضی هستم و آرامش دارم.

فرزاد هم در تأیید حرف‌های همسرش می‌گوید: از انتخابی که مادرم برایم انجام داد، راضی‌ام. همسر خوبی دارم و زندگی‌مان را با تفاهم پیش می‌بریم.

بعد‌از گذشت بیش‌از یک دهه، این زوج همچنان از انتخابی که با واسطه بی‌بی انجام شده رضایت دارند؛ رضایتی که شاید بهترین گواه برای اعتماد اهالی محله به او باشد.

 

بی‌بی؛ از خواستگاری تا عروسی

مریم و رضا از دیگر زوج‌های محله مهدی‌آباد هستند که نزدیک به شش‌سال از ازدواجشان می‌گذرد و حالا فرزند دو‌ساله‌ای به نام امیرارسلان دارند. مریم در‌حالی‌که پسرش را در آغوش گرفته است، از نقش بی‌بی در شکل‌گیری زندگی مشترکش می‌گوید؛ «سال‌هاست هم‌محله‌ای بی‌بی هستیم. مادرم با او رفت‌وآمد داشت و از مغازه‌اش خرید می‌کرد. خانواده همسرم هم او را می‌شناختند.»

بی‌بی‌جان در محله ما آدم شناخته‌شده‌ای است. نه‌فقط برای ما، بلکه برای خیلی از جوان‌های دیگر واسطه ازدواج شده است

او هفده‌ساله بوده که مراسم خواستگاری برگزار می‌شود. پس‌از آشنایی دو خانواده و شناختی که از‌طریق بی‌بی به دست می‌آید، پاسخ مثبت خود را اعلام می‌کند. اما نقش بی‌بی فقط به معرفی دو خانواده محدود نمی‌شود. مریم می‌گوید: بی‌بی در جلسات اولیه خواستگاری حضور داشت. بعد هم در مراسم عقد، محضر، عروسی و بیشتر جشن‌های ما کنارمان بود.

او در‌حالی‌که امیرارسلان را در آغوش خود خوابانده است، از زندگی مشترکش ابراز رضایت می‌کند و می‌گوید: خدا را شکر احساس خوشبختی دارم. همسرم اهل کار است، صداقت دارد و برای زندگی تلاش می‌کند. درباره تربیت امیرارسلان هم همیشه با هم مشورت می‌کنیم تا بهترین تصمیم را بگیریم.

برای مریم و رضا، بی‌بی فقط واسطه یک ازدواج نبوده؛ او از روز خواستگاری تا روز عروسی و حتی بعد از آن در‌کنارشان حضور داشته است.

 

مغازه کوچک سیده مرضیه جاویدی، نقطه آغاز پیوند دخترها و پسرهای دم‌بخت

 

رضایت از زندگی شیرین

ایمان بیست‌و‌پنج‌ساله و محدثه بیست‌ساله از جوان‌ترین زوج‌هایی هستند که به‌واسطه بی‌بی خانم، زندگی مشترک خود را آغاز کرده‌اند. دو سال از ازدواجشان می‌گذرد و حالا دختری نُه‌ماهه به نام هلیا دارند. ایمان ماجرای آشنایی با همسرش را این‌گونه روایت می‌کند: قصد ازدواج داشتم و موضوع را با مادرم در‌میان گذاشتم. چند‌جا خواستگاری رفتیم، اما به نتیجه نرسید. تا اینکه مادرم گفت بی‌بی در این زمینه استاد است و دختر‌های بسیاری را می‌شناسد.

پس از آن، مادر ایمان از بی‌بی کمک خواست و در‌نهایت خانواده او به خواستگاری محدثه رفتند. سه جلسه خواستگاری برگزار شد و درنهایت پاسخ مثبت خانواده عروس را دریافت کردند. محدثه هم درباره آن روز‌ها می‌گوید: وقتی ایمان به خواستگاری‌ام آمد، دیدم پسر سالم و اهل کاری است. این موضوع برای من و خانواده‌ام اهمیت بسیار داشت. پدرم هم رضایت داشت و در‌نهایت ازدواج کردیم.

این زوج در طول دوران خواستگاری فقط یک جلسه فرصت گفت‌و‌گو با یکدیگر را پیدا کردند؛ جلسه‌ای که به گفته خودشان برای شناخت اولیه کافی بوده است. ایمان با خنده می‌گوید: الان دو سال از زندگی مشترکمان می‌گذرد و من از انتخابم راضی هستم. زندگی شیرینی دارم و اگر ۱۰‌سال دیگر هم از من بپرسید، همین جواب را می‌دهم.

ایمان و محدثه معتقدند حضور فردی مانند بی‌بی در محله یک نعمت است. آنها می‌گویند: «بی‌بی‌جان در محله ما آدم شناخته‌شده‌ای است. نه‌فقط برای ما، بلکه برای خیلی از جوان‌های دیگر واسطه ازدواج شده است. چند نفر از آشنایان و اطرافیانمان را می‌شناسیم که به واسطه او ازدواج کرده‌اند و تا جایی‌که ما خبر داریم، همه از زندگی‌شان رضایت دارند.»‌

کنار گهواره کوچک هلیا، رضایت این زوج جوان از زندگی مشترک، شاید بهترین نتیجه سال‌ها قدم‌برداشتن بی‌بی در مسیر پیوند دل‌ها باشد.

 

* این گزارش دوشنبه ۱۸خردادماه ۱۴۰۵ در شماره ۶۷۳ شهرآرامحله منطقه ۵ و ۶ چاپ شده است.

آوا و نمــــــای شهر
03:04
03:44
اینستاگرام