کد خبر: ۱۴۴۳۱
۱۹ فروردين ۱۴۰۵ - ۰۸:۰۰
رستم المان وطن، بین دو جنگ متولد شد

رستم المان وطن، بین دو جنگ متولد شد

حوریه معزز طراح المان وطن می‌گوید: بعد از جنگ دوازده‌روزه و حملات اسرائیل و آمریکا که باعث به‌شهادت‌رسیدن سردار‌ها و هم‌میهنانمان شد، با خودم گفتم باید کاری برای وطنم انجام دهم.

اقتدار، صلابت، قدرت، شکست‌ناپذیری، عشق به وطن، معنویت، اصالت تاریخی، ریشه‌های مذهبی؛ همه را به نمایش گذاشته. اغراق نیست اگر بگوییم محال است ایرانی باشی و از تماشایش لذت نبری. از سه‌راهی طرقبه که به‌سمت مشهد می‌آیید، المانی نصب شده است که توجه هر رهگذری را به خود جلب می‌کند. خیلی‌ها آن‌قدر جذب زیبایی و صلابت این المان می‌شوند که تغییر مسیر می‌دهند تا بروند از نزدیک آن را ببینند و در قاب دوربین ثبتش کنند.

دورتادور سازه نقشه ایران، نقوشی از کاشی‌های حرم رضوی دیده می‌شود. مقابل سازه وطن، مجسمه ۱۰ متری رستم گذاشته شده است. این رستم، کلاه‌خود بر سر گذاشته و گرز آهنی در دست گرفته، تا به جنگ دشمن رود و از مرز‌های کشور دفاع کند. رستمی که در داستان‌های شاهنامه او را شناخته بودیم، حالا نمادی است که ما را یاد تمام مدافعان وطن هم می‌اندازد؛ چه آنهایی که پای لانچر‌ها و در زمین و هوا و دریا جان‌فدا ایستاده‌اند، چه آنها که شب‌ها سنگر خیابان را حفظ می‌کنند؛ و چه زیباست وقتی در پس تمام این تصاویر، پرچم به‌اهتزار‌درآمده ایران عزیزتر از جان را مشاهده می‌کنیم!‌ا

 

باید کاری می‌کردم

المان وطن جزو المان‌های نوروزی‌۱۴۰۵ است و در پارکینگ بوستان وکیل‌آباد نصب شده. از زمان رونمایی‌اش در سوم فروردین تاکنون شاهد استقبال زائران و مجاوران از آن هستیم. این روز‌ها افراد بسیاری که در اخبار و رسانه‌ها عکس و فیلم‌های المان وطن را دیده‌اند، مقصد تفریحاتشان را بوستان وکیل‌آباد قرار داده‌اند تا به قول معروف، یک تیر و دو نشان بزنند؛ هم المان را از نزدیک ببینند هم گشت‌و‌گذاری در هوای بهاری داشته باشند. زائران یا مجاورانی که از نصب این المان بی‌خبر بوده‌اند، همین که سه‌راهی طرقبه را به سمت مشهد بیایند، این سازه سیزده‌ونیم‌متری را که بر فرازش پرچم کشورمان به اهتزار درآمده است، می‌بینند و فراوان‌اند کسانی که جذب ابهت آن می‌شوند و به سمتش تغییر مسیر می‌دهند.

در ساخت این المان حدود چهل‌هنرمند و صنعتکار مشارکت کرده‌اند. همراه حوریه معزز که طراح آن است، راهی محل نصب المان می‌شویم و به گفت‌و‌گو می‌نشینیم. او می‌گوید: بعد از جنگ دوازده‌روزه و حملات اسرائیل و آمریکا که باعث به‌شهادت‌رسیدن سردار‌ها و هم‌میهنانمان شد، با خودم گفتم باید کاری برای وطنم انجام دهم.

تعریف می‌کند: سردار حاجی‌زاده را خیلی دوست داشتم. بعد‌از ماجرای هواپیمای اوکراین که دیدم غم‌و‌غصه در چهره این سردار است، خیلی به ایشان ارادت پیدا کرده بودم. صبح روزی که فهمیدم ایشان و تعدادی دیگر در حمله‌های اسرائیل و آمریکا به شهادت رسیده‌اند آن‌قدر گریه کردم که بچه‌ام سقط شد.

 

قصه ساخت المان باشکوه «وطن» که در فضای پرتنش ۲ جنگ خلق شدتولد رستم، میان ۲ آتش

 

داغ شهدای جنگ ۱۲‌روزه بر دلم سنگینی می‌کرد

او همین‌طور که اشک از چشمانش فرو می‌ریزد، ادامه می‌دهد: بعضی داغ‌ها تا ابد در گوشه سینه آدم می‌ماند و فراموش نمی‌شود. شهدای جنگ دوازده‌روزه برای من چنین حکمی داشتند. آن‌قدر داغ بر دلم بود که با دیدن تصاویرشان روی بیلبوردها، فضای مجازی یا حتی صفحه مانیتورم، گریه‌ام می‌گرفت. می‌دانستم که خیلی از مردم مثل من چنین آتشی بر دل دارند؛ برای همین تصمیم گرفتم با هنرم کاری برای وطنم انجام دهم.

معزز، هم‌زمان، برای پروژه «گذر از حماسه»، در‌حال مطالعه اسطوره‌های ایران بوده و این دغدغه را داشته که اسطوره‌های ایران را در هنرش نشان دهد. نتیجه این دغدغه‌هایش در طراحی المان وطن نمود پیدا می‌کند.

او می‌گوید: در طراحی المان وطن، رستم را به‌عنوان سرباز وطن درنظر گرفتم که با قدرت جلو دشمن می‌ایستد و به پیروزی می‌رسد.

این هنرمند، نقوش دور سازه ایران را نشان می‌دهد و ضمن آنکه آنها را برگرفته از نقوش و رنگ‌های کاشی‌های حرم رضوی معرفی می‌کند، می‌گوید: با این طرح‌ها خواستم بگویم کل ایران، زیر الطاف و سایه حضرت‌رضا (ع) قرار دارد و مدافعان وطن نه‌فقط از وطن، بلکه از حریم رضوی دفاع می‌کنند. او سال گذشته در فراخوان جشنواره هنر‌های شهری مشهد طرحش را ارائه کرد که مورد‌تأیید قرار گرفت.

 

در طراحی المان وطن، رستم را به‌عنوان سرباز وطن درنظر گرفتم که با قدرت جلو دشمن می‌ایستد و به پیروزی می‌رسد

دل به دریا زدم

پیشنهاد ساخت مجسمه رستم در این المان به فردین اسفندیاری، هنرمند مجسمه‌ساز کشورمان، داده می‌شود. او تجربه ساخت مجسمه رستم و رخش در بولوار شاهنامه و بالغ‌بر چهل‌مجسمه دیگر از اسطوره‌های کشور را در مشهد و دیگر شهر‌ها دارد.

اسفندیاری نیز که همراه ما در جوار المان حضور دارد، می‌گوید: ۲۵‌بهمن، ساخت مجسمه رستم این المان به من واگذار شد. آن موقع هشت‌مجسمه دیگر در دست داشتم و سرم حسابی شلوغ بود. هر المان دیگری بود، قطعا ساختش را قبول نمی‌کردم، اما همین که دیدم درباره وطن است، حاضر بودم از خواب و استراحتم بزنم، اما در ساخت آن مشارکت داشته باشم؛ برای همین با اشتیاق تمام کار را شروع کردم.

این هنرمند ادامه می‌دهد: با‌توجه‌به زمان اندکی که برای آماده‌سازی آن داشتیم، ابتدا پیشنهاد ساخت مجسمه شش‌متری رستم را دادند، اما خودم دل را به دریا زدم و گفتم مجسمه را ۱۰ متری و کل سازه را سیزده‌ونیم‌متری بسازیم تا جلوه بیشتری داشته باشد.

به گفته خودش همه نگران این بودند که چنین سازه سنگین و پرکاری آن هم با این ابعاد تا اول فروردین آماده می‌شود یا نه، اما، چون برای وطن بوده، او و سایر همکارانش همه‌جوره با جان و دل پای کار آمدند.

 

قصه ساخت المان باشکوه «وطن» که در فضای پرتنش ۲ جنگ خلق شدتولد رستم، میان ۲ آتش

 

بزرگ‌ترین المان کشور در ۱۸ سال اخیر

او توضیح می‌دهد: المانی از رستم در زابل کار کردم که شش‌ونیم‌متر دارد، اما سوار بر اسب است. در المان وطن، مجسمه رستم به‌تنهایی ۱۰ متر ارتفاع دارد و در کل، بزرگ‌ترین المان کشور در هجده‌سال اخیر به شمار می‌رود.

اسفندیاری تعریف می‌کند: همه پای کار ساخت المان بودیم که جنگ اخیر شروع شد و با حملات و ترور‌هایی که انجام شد، چنان در شوک رفتیم که ناخواسته، یک‌هفته‌ای کار متوقف شد. وقتمان محدود بود و در این بین، یک هفته هم نتوانستیم کار کنیم.

به گفته او درنهایت همین حملات انگیزه‌ای شد تا با همت بیشتری کار را ادامه دهند و المان را تا اواخر اسفند آماده کنند.

او از چالش‌هایی که در زمان ساخت المان داشته‌اند، یاد می‌کند و می‌گوید: ساخت مجسمه المان سروصدای زیادی داشت و، چون زمان اندکی داشتیم، بعضی شب‌ها تا صبح کار می‌کردیم. یک بار یکی از ساکنان اطراف کارگاه آمد از سروصدا گلایه کرد. همین که از او عذرخواهی کردم و برایش توضیح دادم المان درباره وطن است و باتوجه به شرایط کشور باید زودتر آن را آماده کنیم، نه‌تنها قانع شد، بلکه تشکر هم کرد و کلی خداقوت گفت و رفت.

به گفته خودش در زمان سوار‌کردن قطعات المان تا مرز سکته رفته است. از طرفی به خاطر بزرگ‌بودن حجم سازه، قطعات به‌راحتی سوار نمی‌شدند و از‌طرفی نگران بوده است مبادا اتفاقی برای رهگذران بیفتد.

 

استقبال مردم فراتر از تصورم بود

او از روز رونمایی المان یاد می‌کند و می‌گوید: احتمال می‌دادم مردم استقبال کنند، با‌وجوداین حضور مردم خیلی فراتر از تصورم بود. فوج‌فوج جمعیت اضافه می‌شد، طوری‌که من محو تماشای آنها و شوروحالشان شده بودم.

این هنرمند ادامه می‌دهد: وقتی مداحی مهدی رسولی، «تو رستم تهمتنی، بزن که خوب می‌زنی» پخش می‌شد، مثل یک پازل انگار همه قطعات کنار هم چیده شده بود و شوروحال خاطره‌انگیزی رقم خورد که خستگی از تن همه‌مان رفت.

او که حدود دو‌ماه پیش، مجسمه‌ای از رستم را برای شهرستان زابل ساخته است، تعریف می‌کند: یکی از مسئولان شهری زابل، بعد‌از اینکه فیلم‌های روز رونمایی از المان وطن را در تلویزیون دیده بود، اجتماعی حماسی در‌کنار مجسمه رستم شهرشان برگزار کرده بودند که آن هم خیلی پرشور شده بود و فیلم‌هایش را برایم فرستادند.

در زمانی‌که کنار المان در‌حال گفت‌و‌گو با طراح آن و سازنده مجسمه رستم هستیم، شهروندان مختلف می‌آیند و آن را در قاب دوربین‌هایشان ثبت می‌کنند.

 

قصه ساخت المان باشکوه «وطن» که در فضای پرتنش ۲ جنگ خلق شدتولد رستم، میان ۲ آتش

 

همه‌جوره بر دل می‌نشیند

فریبا نجف‌زاده به‌همراه همسر و دخترش مشغول گرفتن عکس سلفی با المان وطن است. او می‌گوید: در اخبار شنیده بودیم که چنین المانی ساخته شده است، اما نمی‌دانستیم کجاست. الان که از اینجا رد می‌شدیم، چشممان خورد و این‌قدر برایمان جذاب بود که به درخواست فرزندم تغییر مسیر دادیم و آمدیم از نزدیک آن را ببینیم. به نظر او این المان به‌خوبی با شرایط روحی مردم در این روز‌ها ارتباط برقرار می‌کند.

به عقیده نجف‌زاده، مردمی که این شب‌ها در اجتماعات حضور دارند و نیرو‌های امنیتی، سپاهی و. مثل رستمی هستند که مقابل دشمن ایستاده‌اند و نمی‌گذارند کسی به خاک کشورمان تجاوز کند.

عباس اسماعیل‌زاده وقتی دیده همسر و بچه‌هایش دوست دارند بیایند در شهر دوری بزنند، آنها را به پارک وکیل‌آباد آورده است تا ضمن تفریح، المان وطن را هم از نزدیک ببینند. او همین‌طور که با نگاه تحسین‌آمیز المان را نظاره می‌کند، می‌گوید: همه‌جوره بر دلم نشسته است؛ من آدمی وطن‌دوست و در‌عین‌حال مذهبی هستم و این المان با هر‌دو هویت من ارتباط برقرار کرده است.

او ادامه می‌دهد: رستم در این المان، حس دفاع از میهن را به من منتقل می‌کند و نقش و نگار‌های اسلامی و مذهبی که دور مرز کشور کشیده شده، اعتقادات مذهبی‌ام را تحت‌تأثیر قرار می‌دهد.

 

هر فردی با هر عقیده‌ای را جذب می‌کند

حسین یعقوبی پنج‌سال است که برای ورزش به پارک وکیل‌آباد می‌آید. او با اشاره‌به اولین روزی که المان وطن را دیده است، می‌گوید: ابهتش من را گرفت. واقعا دمشان گرم. خیلی طرح مبتکرانه و جالبی است. به نظرم حتی باید در شهر‌های دیگر هم مشابه این را بگذارند.

او ادامه می‌دهد: تاریخچه حماسی ما بسیار قوی است و اگر از این ظرفیت استفاده کنیم، تحمل مشکلات برای مردم راحت‌تر و حس وطن‌دوستی آنها تقویت می‌شود. به نظر او این المان دقیقا همین کار را انجام داده است.

فائزه حیدری که دارد از فرزندانش درکنار المان عکس یادگاری می‌گیرد، می‌گوید: این المان فراتر از زیبایی‌های هنری، یک ویژگی تحسین‌برانگیز دارد و آن اینکه دور از تفاوت‌های سیاسی و اعتقادی، روی نقطه مشترک اصالت ایرانی‌بودن دست گذاشته و قادر است هر فردی را با هر گرایش سیاسی و اعتقاد مذهبی جذب کند. به نظر او این المان، هنری اتحادآفرین و غرور انگیز است.

همین‌طور‌که درحال تهیه گزارش هستیم، برای لحظاتی پدافند بالای سرمان فعال می‌شود. مردم نه با ترس، بلکه سرسخت‌تر و مقاوم‌تر از همیشه، آن را نظاره می‌کنند. این مردم هرقدر کم و کاستی و نارضایتی داشته باشند، عاشق وطنشان هستند. آنها با داستان‌های رستم و زیر الطاف ثامن‌الحجج (ع) بزرگ شده‌اند و برای دفاع از خاک وطن تا آخرین قطره خونشان می‌ایستند.

 

* این گزارش چهارشنبه ۱۹ فروردین ۱۴۰۵ در شماره ۶۵۷ شهرآرامحله منطقه ۹ و ۱۰ منتشر شده است.

آوا و نمــــــای شهر
03:04
03:44
اینستاگرام