بسیاری از راویان تاریخ مقصر اصلی مرگ یزدگرد سوم را ماهویه سوری دانستهاند. برخی تاریخنویسان نوشتهاند که یکی از مسیحیان مرو، هنگامی که از کشتهشدن پادشاه و افتادن جسد او در رودخانه مطلع شد، با گروهی از همکیشان خود پیکر یزدگرد سوم را از آب گرفت و به خاک سپرد.
هاشم حسرتی، از نوازندگان سرنا بر این باور است که شاید ۱۰ سال دیگر این ساز در منطقه نوازندهای نداشته باشد. ویژگیهای صوتی و موسیقایی سرنا، مانند صدای بلند و کوک ناپذیربودن، باعث شده این ساز نتواند سازهای دیگر یا خوانندگان را همراهی کند.
یکی از کراماتی که محمدبن منور به جدش ابوسعید ابوالخیر، نسبت داده، ارادت یک مار اژدهاوَش بزرگ در توس به شیخ بوده که حضور او سبب ترس همراهان میشده است. ارادت این مار به شیخ وسیلهای برای ایمان آوردن مردم و شکاکان به ابوسعید بوده است.
فرهنگسرای «شاهنامه و حماسه» مخاطبانی از سراسر شهر دارد. این فرهنگسرا امروز به یکی از پایگاههای فرهنگی فعال برای آشنایی کودکان و نوجوانان با شاهنامه، حماسه و ریشههای هویتی ایران تبدیل شده است.
اینجا خانه کودک و شاهنامه است. جایی که کودکان با قهرمانان جدیدی آشنا میشوند. در این خانه، کودکان مردعنکبوتی و بتمن را فراموش کرده و با رستم و سهراب یعنی قهرمانان بومی دوست میشوند.
عیسی صادقیزاده میگوید: اولینبار بعد از فوت نابهنگام مرحوم پدرم که خیلی دوست داشت آرامگاه فردوسی را ببیند، به این مکان رفتیم. لحظهشماری میکردم و اشعاری از شاهنامه را که هنوز حفظ بودم، میخواندم.
شاهنامه تنها اثر کهن ادبیات فارسی نیست که رسول مرادی به نستعلیق خوش نویسی کرده است؛ حافظ، گلستان سعدی، رباعیات خیام و ... هم به خط او منتشر شدهاند.
حوریه معزز طراح المان وطن میگوید: بعد از جنگ دوازدهروزه و حملات اسرائیل و آمریکا که باعث بهشهادترسیدن سردارها و هممیهنانمان شد، با خودم گفتم باید کاری برای وطنم انجام دهم.
محمدرضا خاوری و زینب صوابی، زوج گرافیست منطقه ۱۰ هستند که با طراحی نقشهای اسطورههای شاهنامه بر روی تیشرت میخواهند پوشاکی با نقش و طرح ایرانی تولید کنند.
از اعضای نهنفره هیئتمدیره مؤسسه و همه اهالی پای کار محله گرفته تا آن مرد زاهدانی که یک بار چای موکب را خورد و حالا سالهاست برای خدمت میآید، همگی نمکگیر نام شهدای بولوار شاهنامه هستند.
بر اساس اسناد، مشهد از ابتدای ایجادش اقلیمی خشک داشته و امرا و حاکمان و تاجداران بسیاری در طول تاریخ تلاش کردهاند آب را به این سرزمین برسانند. نخستین این افراد، امیرعلیشیرنوایی بود که آب چشمهگیلاس را به مشهد کشاند.
در طرح «یک تابستان با شاهنامه» کودکان و نوجوانان در آرامگاه فردوسی هر روز هفته از طریق یک هنر با شاهنامه آشنا میشوند. نقالی، مجسمهسازی، تئاتر و کاردستی از جمله این هنرهاست.
انتشار دومین مجموعه اشعار سپید متین راد با نام «جلز با کل سطح ممکن پوست» گواهی است بر اینکه شاعر بر این ویژگی زبانی تأکید دارد، چندان که آن را غنیتر و قویتر به نمایش گذاشته است.
زخم اژدرکوه دیگر تنها به معادن ختم نمیشود؛ بر روی این کوه افسانهای جادهای احداث شده که تا نوک قله، چون ماری پیچ خورده و بالا رفته، روی قله نیز مسطح و بتنریزی شده است.
سیدقاسم سیدیمقدم، نقالی را با نمایش سربداران در اوایل انقلاب، زمانیکه مفاهیم انقلابی و حماسی رونق خاصی داشت، شروع میکند و سالهای سال به قول خودش سایر اجراهای هنری را در رشتههای متفاوت هنری تجربه میکند.
برادران شاهحسینی میگویند: ذوق و علاقه ما را هل میدهد و دودوتاچهارتا نمیکنیم و در مسائل اقتصادی ریز نمیشویم. همه علاقه ما در کار برای فردوسی و شاهنامه خلاصه شده است و لذت میبریم.
آخوندپور فیلمهای بسیاری را ساخته و کارگردانی کرده است که همهی آنها در شبکههای سراسری پخش شدهاند. میگوید: بهدنبال این هستم که کاری در ارتباط با مشهد و فضای معنویاش یا یکی از قصههای شاهنامه کار کنم.
محمد رسولی پور میگوید وقتی از دل ایران مهاجرت میکند به قلب آمریکا، «ایرانی بودن» بیشتر خود را به رخش میکشد و همین باعث میشود تا بیش از پیش تلاش کند ایران و تاریخ و فرهنگش را بشناسد و بشناساند، و رجوع میکند به هنر خودش.
موسویان میگوید:یکی از دلایلی که فکر میکنیم شاهنامه سخت است، همین متون نقالی هستند. مینشینیم و چیزی نمیفهمیم و تصورمان این است که شاهنامه سخت است، در حالی که کلی مفاهیم نمادین و پنهان دارد!
قهوهخانهدار نزدیک در ورودی، بالای تخت چوبی و قالیچه مخصوص خودش مینشست. یک تشتک برنجی کوچک برای ریختن پول و یکی هم برای جمعآوری «پَته» در کنار دستش میگذاشت.