دوربین همراه همیشگی کارگردان محله مصلی است
این روزها که شهرمان روزبهروز بزرگتر میشود و هر روز میشنویم که آدمهایی باز به دیوارهای این شهر با اصالت، رنگی تازه میپاشند از این باهم بودن و در کنار هم قرار گرفتن خوشحالتر میشویم و چقدر افتخار میکنیم و بر خود میبالیم که در جوار آقا امامرضا (ع) ساکن شدهایم.
به همین بهانه تصمیم گرفتیم برای لحظاتی همکلام و همقدم شویم با حسن آخوندپور، فیلمساز جوان و موفق شهرمان که سالها تلاش کرده تا ما را با فیلمها، سریالها و برنامههایش سرگرم کند که البته در کنار این سرگرمی چیزهایی هم یاد بگیریم. او امروز بهعنوان یکی از موثرترین فیلمسازان شهر یا بهتر است بگوییم استانمان در تلاش است تا همراه با گروه حرفهایاش نام مشهد را ماندگارتر کند.
-در ابتدا از خودتان و هر آنچه که فکر میکنید باعث آشنایی بیشتر ما و مخاطبانمان با شما میشود، بگویید؟
حسن آخوندپور هستم، متولد سال ۱۳۶۰، از سال ۱۳۸۶ بهعنوان مدیرعامل شرکت فیلمسازی فعالیت میکنم. دو پسر به نامهای میکائیل و مهدی دارم. پدرم بزرگشده محله مصلی است، اما خودم در نقاط مختلف شهر نیز زندگی کردهام. البته به دلیل اینکه پدرم نظامی بود، زندگی در شهرهای مختلف را تجربه کردهایم.
-از چه زمانی کارگردانی را شروع کردید و تصمیم گرفتید یک نوشته را به تصویر تبدیل کنید؟
مراحل رشد فکری و فنی یک فیلمساز از لحظه مشخصی شروع نمیشود. من در کودکی عاشق نقاشی بودم، در همان دوران شعر میگفتم و به قصه علاقه داشتم، در نوجوانی با بازیگری، تئاتر و هنرهای نمایشی آشنا شدم، بعد از آن هر دوربینی که میدیدم برمیداشتم و با آن تصویربرداری میکردم، همیشه یک دوربین "وی اچ اس" بر دوشم بود و از هرچه که میدیدم فیلم میگرفتم، هنوز فیلمهای آن زمان را دارم. خب بعد از آن وارد تلویزیون مشهد شدم و الان هم که در خدمت شما هستم.
-نخستین بار که اسم خودتان را در تیتراژ ابتدایی فیلم دیدید چه احساسی داشتید؟
بدونشک همه کسانی که نخستین بار اسمشان را در رسانه میبینند اول مجذوب میشوند و بعد مغرور ولی کسانی ماندگار میشوند که بتوانند تلاش و مبارزه کنند، من در سریال "عشق و خاکستر" که برای شبکه استانی ساخته شده بود دستیارکارگردان آقای احمد شادکامی بودم که همینجا به دلیل کمکها و درسهای زیادی که در اول کار به من داد از او تشکر میکنم. نخستین تیتراژ خاطرهانگیزترین تیتراژی بود که دیدم و لذت بردم.
-میدانم کارهای زیادی را در پرونده دارید که شاید نتوانید از همهشان یاد کنید، اما به چند نمونه از کارهایی که برای خودتان شاخصتر بوده یا بازخورد بیشتری داشتهاند اشاره کنید؟
سؤال سختی است (با لبخند)، کارهای کوتاه که زیاد است، اما از میان کارهایم میتوانم از فیلم داستانی «بال سفید» و «به آسمان اعتماد کن»، سریال ۱۶ قسمتی طنز «زیر سقف آرزو»، سریال ۴۰ قسمتی «به رنگ باران» و برنامههای ترکیبی «خانواده، در مسیر زندگی»، «جوان، آب و آینه»، «نوجوان، یک کوله خاطره» و فیلمهای سینمایی «شهری که نمیخوابد» به سفارش حوزه هنری خراسان رضوی و «مسیر روشن» به سفارش شبکه اول سیما نام ببرم که در همه این تولیدات به عنوان تهیهکننده و کارگردان حضور داشتم. در حال حاظر هم پیشتولید پروژه بزرگ سریال «تلخ و شیرین» را در دست اقدام دارم که به سفارش سیمای خراسان رضوی است و چندین کارگردان خوب و مسلط در حال کار بر روی این پروژه هستند.

-با توجه به اینکه ۳۱ ساله و جوان هستید، علت موفقیت خود را در این سن چه میدانید؟
امید داشتن به خدا و امامهشتم (ع) و بعد هم پشتکار، پشتکار و پشتکار، بهعلاوه حمایتهایی از طرف خانواده و مسئولان. بارها پیش آمده که حتی در ساخت یک فیلم از نظر مالی ضرر کردهام، اما باز هم کار را در نیمه رها نکردم و ادامه دادم.
-تعریف شما از کارگردانی چیست؟
در تمام دنیا کارگردان مسئولیت و کنترل کامل هر آنچه که در پشت دوربین، جلوی دوربین و هر چیزی که مخاطب بهعنوان فیلم میبیند را بهعهده دارد، او فیلمنامه را با جزئیات تفسیر میکند تا بتواند آن را با کمک عوامل دیگر بهصورت تصویر درآورد، اما در ایران همیشه به خاطر بودجه کم (منظورم بودجهای که یک فیلمنامه برای مصور شدن لازم دارد) کارگردان باید جور همه چیز را بکشد.
کارگردان باید صحنهای را طراحی کند که وقت کم، آکسوسوار ارزان صحنه، کمبود لوازم فنی و ... به کیفیت آن لطمه وارد نکند و باید طرحی جدید که مطابق با امکانات، تجهیزات و منابع مالی اوست از ذهنیتش تراوش کند، به خاطر همین همیشه میگویم که کارگردانی در ایران سختتر از همه جا ست و فیلمسازی آسانتر. فیلمسازی از این نظر آسانتر است که یک کمپانی فیلمسازی در ایران همیشه به علت همین موانع فیلم آسان و ارزانی را میسازد.
سریال «تلخوشیرین» در دو فصل خیلی شبیه فصلهایی از زندگی خودم و اطرافیانم است
-آیا تا به حال اشتباه کردهاید، یعنی کاری را ساختهاید که فکرکنید اگر نمیساختید بهتر بود؟
با اطمینان میگویم به هیچعنوان پیش نیامده که کاری را بسازم و غیرقابلپخش باشد یا از نظر کیفیت از کار قبلیام پایینتر باشد، حتی اگر ضرر مالی هم کردم، اما سعی داشتم خروجی کارم بالاتر از کارهای قبلی باشد و پشیمان نشوم.
-آیا عادتهایی در کار دارید که همه از آنها مطلع باشند؟
بله، من به وقتشناسی و تعهد بسیار پایبندم و همیشه خودم را موظف میدانم که کار را بهموقع به پخش برسانم، زیرا شخصی که پول میدهد و سرمایهگذاری میکند این توقع را از من دارد.
شاید عجیب باشد، اما برنامهریزی، پیشتولید، تولید، مونتاژ و پخش فیلم سینمایی مسیر روشن که ۹ دی ماه از شبکه یک پخش شد را در ۳۳ روز انجام دادم با وجود اینکه در آن موقع به علت وضعیت بد هوا خیلی از برنامهها بههم خورد. در اینجا از عوامل خوب آن پروژه تشکر میکنم بهویژه بچههای مشهد که جزو عوامل اصلی بودند.
-شیوه برخورد شما با یک فیلمنامه چگونه است؟
خیلی از فیلمها سفارشی هستند یعنی سفارشدهنده توقع دارد که مضامینش را در فیلم بگنجاند، بعد از بررسی این موارد وارد کار میشوم، در سمت کارگردان نخستین قدم این است که به دنبال یک وحدت بصری بگردم، یعنی ساختار بصری که بیننده باید با آن مواجه شود را پیدا کنم و بر همان اساس اطلاعات مهم فیلمنامه را استخراج و طبقهبندی کنم (البته این کار گروه کارگردانی است نه شخص کارگردان)، در سمت تهیهکننده هم باید اطلاعات خاص فیلمنامه نظیر لوکیشنها، تعداد بازیگر، لوازم صحنه، خودرو، پذیرایی، حملونقل، تجهیزات فنی و ... را بررسی و از فیلمنامه استخراج کنم و به مرحله اجرا برسانم.
-پس شما با نویسنده همراه هستید؟
از لحظهای که فیلمنامه نوشته میشود با کار همراه هستم و اگر فیلمنامه را بهصورت آماده ارائه بدهند حتما آن را بررسی میکنم.
-فکر میکنید به عنوان کارگردان چه نقطه ضعفهایی دارید؟
من به عنوان یک انسان نقطه ضعفهایی دارم، اما هیچوقت اجازه ندادم ایرادها جلوه یابد، من همیشه میخواهم در فیلمهایم بیننده یک اتفاق را به سادهترین شکل دریافت کندنه اینکه فقط بخواهم شیوه کارگردانیام را به نمایش بگذارم.
-آیا فیلمهایی حالوهوای فضای شخصی زندگیتان را داشته است؟
بله، سریال جدیدی با نام «تلخوشیرین» که تازه مراحل پیشتولیدش را میگذرانیم در دو فصل خیلی شبیه فصلهایی از زندگی خودم و اطرافیانم است.
-آیا دوست دارید فیلمی بسازید که درگیریها و مشکلات زندگی خودتان را بهعنوان یک کارگردان نشان بدهد؟
بله، ما یک طرح سریال داشتیم که داستان یک شرکت سینمایی را نشان میداد و بیربط با زندگی شخصی خودم نبود البته طرح تصویب نشد و به مرحله ساخت نرسید.
-وضعیت سینما را در مشهد چگونه میبینید؟
به نظرم وضعیت مشهد در میانگین کل کشور مناسب نیست ولی به لطف خدا در دو، سه سال گذشته رونق خوبی پیدا کرده، الان در مشهد روزی نیست که فیلمی ساخته نشود و بازیگرهای مشهدی در دو، سه پروژه کار میکنند.
-پس چرا ما همیشه میشنویم که عدهای تا حرفهای میشوند برای ادامه کار به تهران میروند؟
من به عنوان یک مشهدی که تمام رشد و پیشرفتم را مدیون اتفاقهای هنری شهرم هستم نمیدانم علت این کار چیست. به نظر من شاید آنها به دلیل اینکه تکروی دارند نمیتوانند در شهر خودشان کار کنند و من به خودم میبالم که همراه با گروه بسیار خوبم سالهاست در حال تولید در شهر خودمان هستیم، شاید هم علت موفقیت ما همین کارگروهی بوده است. الان در دفتر «پایا فیلم توس» ما یک فیلمنامهنویس نداریم، بلکه گروه فیلمنامهنویس داریم و بهصورت گروهی در تدوین و تصویر کار میکنیم و من فکر میکنم با اتحاد و همدلی میشود هرکار سخت و ناممکنی را انجام داد.
-پس شما از جوانهایی که به هر دلیلی نتوانستند در رشته هنر تحصیل کنند یا از نظر مالی مشکل دارند، حمایت میکنید؟
به یقین میگویم شاید نیمی از افرادی که من با آنها کار کردم تازهکار، اما با استعداد و اهل فن بودند، کسانیکه حاضر بودند بهخاطر علاقهشان تلاش کنند، من از هر کسی که به خودش تکیه و اعتماد داشته باشد حمایت میکنم، چون همین دو امر باعث پیشرفت میشود و پیشرفت تیم یعنی پیشرفت من و جایگاه فیلمسازی در مشهد.
-به نظر شما چرا خیلیها علاقهمند هستند که کارگردان یا بازیگر شوند؟
انسان پرمشغله همیشه به دنبال سرگرمی بوده و از آنجا که رابطه مستقیم مخاطب با فیلم بهخاطر نیاز انسان به سرگرمی است و سینما تاثیرگذارترین و سرگرمکنندهترین رسانه هنری جهان است، نسبت علاقهمندی مردم به سینما (بازیگری و کارگردانی) بیشتر از هنرهای دیگر است.
-با توجه به این همه مشغله، خانواده چطور با کار شما کنار میآیند؟
خوشبختانه سالهاست که درکنار همسرم زندگی خوب و آرامی داریم که در همین جا به خاطر صبوریهایش از او تشکر میکنم، بهویژه سه سال است که پسرهایم رنگ واقعی خانواده را به زندگیام بخشیدند، و البته از پدر ومادرم به خاطر کمکهای معنوی و بیدریغشان تشکر میکنم.
-دوست دارم نخستین چیزی که به ذهنتان بعد از شنیدن این کلمات میرسد را برایمان بگویید؟
مشهد؛ شهر پیشرفت و حیرت برای آدمها در آیندهای نزدیک
دوربین؛ مثل عصا برای موسی
بچه محل؛ فراموششده این روزها
کار فشرده؛ پیری زودرس
پلخمون؛ (باخنده) یک سیمیاش را داشتم
امامرضا (ع)؛ (با سکوت) کسی که به او مینازیم
-در آخر آیا چیزی هست که بخواهید ما در موردش بدانیم؟
در سالهای اخیر هنر فیلمسازی در مشهد پلههای ترقی را طی کرده است و امیدوارم به همت همه علاقهمندان و البته مدیران هنری جدید، این سیر ادامه یابد و ما شاهد ساخت کارهای خیلی بهتری در شهرمان باشیم.
* این گزارش در شماره ۴۲ شهرآرا محله منطقه منطقه ۶ مورخ ۳۰ بهمن ماه سال ۱۳۹۱ منتشر شده است.