محمدتقی دارالضیافه هنوز وقتی کسی فامیلیاش را میشنود و با تعجب از او درباره ارتباطش با «دارالضیافه» حرم میپرسد، با فراغبال برای سؤالکننده از ارتباط خاندانش با یکی از رواقهای حرم میگوید.
سال ۱۳۲۰ هیئتیها بهشکرانه سرنگونی حکومت دینستیز رضاشاه تصمیم گرفتند در همان محلی که خیمه هیئت برپا میشد، مسجدی تاسیس کنند و نام آن را گذاشتند «ابوالفضلی».
در نخستین رای محکمه دیوان حرب قشون شرق، با سختگیریهایی که سرهنگ خلعتبری به خرج میدهد، ۹ نفر از ۲۷ نفر بازداشتشده در زندان شهربانی به اعدام محکوم میشوند.
هنوز دقایقی از نیمهشب نگذشته بود که ماموران با تمام توان به مسجد حمله میکنند. اینگونه بود که از همه طرف به متحصنان در مسجد گوهرشاد حمله شد تا یکی از سیاهترین روزهای دوران حکومت پهلوی اول رقم بخورد.
نخستین اقدامها برای آسفالت خیابانهای مشهد توسط «دکتر ابوالقاسم شیخ احیاءالدوله» صورت گرفته که در آن دوران، ریاست بر بلدیه مشهد را بر عهده داشته است.
در روز ۱۵خرداد، سربازها و تانکها شهر مشهد را اشغال کرده بودند و ژاندارمها با اسب به مردم کوچه و بازار حمله میکردند؛ زیرا در شب ۱۵ خرداد، نزدیک به ۲۰ هزار نفر از مردم در منزل آیتالله قمی گرد آمده بودند.
کوچه توحید ۱۷ که در گذشته به سرآسیا معروف بود، محل سکونت شخصیتهای برجسته بود و مردم آرزوی سکونت در آن را داشتند. روزگاری این کوچه محل سکونت میرزامهدی خدیوگیلانی بوده است.
احسان شریعتی درباره پدرش میگوید: شریعتی، شرایطی را که یک محقق و پژوهشگر آکادمیک با بودجه مشخص حرفهای میرود، نداشت و در زمانی اندک، حجم انبوهی از مطالب را نوشته است.
استاد محمدتقی شریعتی زمانی که دید، بهواسطه سیاستهای حکومت، تبلیغ دینی سخت است و پس از آنکه دانست در مصاف با ایدئولوژیهای غربی ضددینی کار تشکیلاتی لازم است، «کانون نشر حقایق اسلامی» را تأسیس کرد.
حسینآقاخان خزاعی بهعنوان رئیس قزاقخانه به مشهد میآید، اما رضاخان، به او مأموریت دیگری داده است. او که بهعنوان فرمانده لشکر۶ شرق به مشهد میآید، ساختار ارتش نوین خراسان را در مشهد شکل میدهد.
نود سال پیش، سکونت شهروندان مسلمان، یهودی و مسیحی در شهر مشهد، سبب شده بود بازار در سه روز اول هفته تعطیل باشد تا شهروندان ادیان مختلف بتوانند به مناسک مذهبی خود بپردازند.
گذر «حوضلقمان» که بعدها به «کوی سعادت» رسید، قدیمیترین کوچه خیابان عبادی است که مشهدیها آن را با نام «محمد قصاب» میشناسند.
حسن میرزایی که در آن زمان یک نوجوان انقلابی بوده میگوید: گاهی اوقات عدهای میگویند زمان شاه خیلی خوب بود! همه چی روبهراه بود. من زندگی در آن دوران را لمس کردم. با اینکه آن موقع کم سن و سال بودم ولی مسائلی دیدم که فطرتم میگفت کار زشتی است.
شهریور۱۳۴۹؛ دکتر محمدابراهیم باستانیپاریزی یکی از اساتید مدعو در کنگره بیقهی، یک ماه بعد در مقالهای با نام «هزاره بیهقی» اطلاعات بسیار ارزشمندی از شهر مشهد ارائه میدهد.
قحطی مشکل اصلی جنگ جهانی اول در ایران و مشهد بود که بهسبب حضور انگلیسیها و نیروهایشان، وخیمتر شد. کنسولگری بریتانیا که به این امر واقف بود، اقدامات بهظاهر انسانی خود را افزایش داد و روزانه ۶ هزار نفر را در مشهد خوراک میداد.
تا پیش از راهاندازی دانشکده دندانپزشکی، کار دندان مشهد به دست دندانسازها، دلاکها و سلمانیها بود؛ حرفهای که بهمرور قانونمند شد تا دست سلمانیها را از دامان خود کوتاه کند.
تکگزارشهای باقیمانده ساواک از هفته ابتدایی بهمن۱۳۵۷ به «درگیری بین عدهای از مخالفین و موافقین در نزدیکی مسجد قوچان»، «اخلالگران تربتحیدریه» و «وضعیت مشهد» در ۷بهمن۱۳۵۷ پرداخته است.
سیدمهدی سیدقطبی میگوید: مجموعه کتابهای «اخبار خراسان» مفصلترین و مهمترین منبع اطلاعاتی تاریخی درباره خطه خراسان است که در کشور منحصربهفرد است، اما متأسفانه تاکنون موردحمایت قرار نگرفته است.
میرزامحمد آقازاده خراسانی در دوران حضور در مشهد، باشکوهترین درس خارج فقه و اصول روزگار خود را داشت و شاگردان زیادی تربیت کرد. آیتالله قمی در واکنش به شهادت ایشان گفت: «میرزا محمد آقازاده فقط آقای خراسان نبود؛ آقای کل ایران بود.»
علیاکبر ظفری یکی از شاهدان عینی واقعه ده دی مشهد میگوید: نیروی ارتش در اسکورتی منظم بهقصد انتقام از روز پیشین بهشکل کارناوال (رژه همگانی) مرگ بهراه افتادند و اینبار برای کشتار مردم تانکها را نیز در خیابانها بهراه انداختند.