خیابان امام خمینی (ره) کنونی که به خیابان ارگ شهره است و احداث آن پیش از ساخت فلکه حضرت، آغاز شد. مصوبه فروش بخشی از زمینهای ارگ و احداث خیابان بر روی آن در دهه اول قرن ۱۴ خورشیدی رقم خورد.
براساس گزارشی، پیکر فردوسی در باغ شخصیاش دفن شده و دهها سال بعد نظامی،قبر او را زیارت کرده است اما بر اساس اینکه برخی به گمان خود بنای هارونیه را مقبره فردوسی میدانستند میتوان فهمید که مکان قبر فردوسی در برههای از زمان مشخص نبوده است.
کاروانسرا یا سرای ملک در شهر مشهد از جمله کاروانسراهای درونشهری است که پس از عهد ناصری، در دوره مظفرالدینشاه قاجار ساخته شده و تا اواخر دوره پهلوی نیز پابرجا بوده است.
حرم رضوی بارها محل تحصن و بستنشینی مردم بوده است؛ گاه فردی تنها برای دادخواهی به آن پناه میآورده و گاه جمعی با مطالباتی فراتر از مشکلات شخصی، بهصورت جمعی بست مینشستند.
مجدالعلی بوستان، روزنامهای ادبی، علمی و تاریخی با نام «بوستان» را «سه شنبه ۱۵مهر ۱۳۰۳» در مشهد راه میاندازد. بعد از آبان ۱۳۰۵، مدتی کوتاه انتشار «بوستان» را در تهران ادامه میدهد.
در مطالعات مربوط به تاریخ انقلاب اسلامی، حوادث پیش از ۱۹ دی ۱۳۵۶ را در قالب «نهضت اسلامی» و بعد از آن را با عنوان «انقلاب اسلامی» مطالعه میکنند. مشهد در آن دوران شاهد اتفاقاتی بود که بر شتاب قیام عمومی تأثیر گذاشت.
حادثه در جمعه سیاه رقم خورد؛ شدت ازدحام مانع رساندن انیسخانم به بیمارستان شد و او قبل از رسیدن به مرکزی درمانی از شدت خونریزی به شهادت رسید. انیس خوشقدمحسنکیاده آن زمان فقط ۲۴ سال داشت.
نهم دی ۱۳۵۷ مراسمی در مشهد برپا شد که پس از آن، جمعیت به سوی استانداری حرکت کردند و تانکهای ارتش برای مقابله وارد عمل شدند. در این روز گلوله و زنجیر تانک، دهها نفر از جمله الهه زینال پور و مهری زارع عباس آبادی را به شهادت رساند.
مشهد در روزهای شنبه و یکشنبه نهم و دهم دیماه ۱۳۵۷، شاهد حوادث و وقایع بسیار تلخی بود اما این حوادث باعث از بین رفتن ترس مردم از مواجهه مستقیم با نیروهای حکومتی شد و مسیر نهضت را تا پیروزی کامل هموارتر کرد.
دو سال بعد از احداث خیابانهای شاهرضا و ارگ، توسعه معابر شهری با تمرکز بر روی خیابانهای تازهساز آغاز و بهاینترتیب، خیابان خسروی متولد شد و دو معبر اصلی جدید را در قلب بافت قدیمی مشهد بههم متصل کرد.
نامش حاجعلي مرادي است. او میگوید: زمان ما شناسنامه نبود، شناسنامه زمان رضاشاه باب شد. اما آنطوري كه دخترم حساب كرده، حدود صدوده سال دارم. نوجوانياش را در زمان احمدشاه گذرانده و در زمان حكومت رضاخان سرباز بوده است.
طبق اسناد تاریخی، مردم آن دوره رغبتی برای فرستادن فرزندانشان به مدارس جدید نداشتند و بخش عمدهای از آنها ترجیح میدادند که فرزندان خود را به شیوه قدیم تحت تعلیم و تربیت قرار دهند یا اصلا قید چنین موضوعی را بزنند.
در این سرشماری معلوم شد مردم شهر حتی از داشتن آب که اولین مایع حیاتی است محروماند و مردان و زنان مستمند بر اثر عدم بهداشت و دردستنداشتن دارو و دکتر به وضع فلاکتباری به سر میبرند و نانی برای خوردن ندارند.
طبق مستندات درجشده در روزنامههای دوره قاجار، از اوایل حکومت احمدشاه قاجار، حمامهای زیادی به دوش مجهز بودهاند و در عصر رضاخان نهتنها دوش در حمامها اجباری میشود که خزینهها نیز برچیده میشوند.
با همه فراز و فرودها در نهایت سال۱۳۳۵ صدای سوت قطار در ایستگاه مشهد شنیده شد و رؤیایی که سالها زیر خاک سیاست مانده بود به حقیقت پیوست. این قطار باری ایستگاه به ایستگاه گذشت و در حالی به ایستگاه وارد شد که اهالی آن بیصبرانه منتظر بودند.
بعد از دستگیری آیتالله هاشمینژاد در مسجد فیل، تلگرافات خیلیخیلی فوری از مشهد به تهران ارسال شد مبنی بر اینکه بهترین مجازات برای هاشمینژاد که از چند روز پیش از گرگان به اینجا آمده، آن است که بهسربازی اعزام گردد.
شربتخانه یکی از نهادهای پذیرایی در حرمرضوی بود که آشکارترین مسئولیت آن، تهیه و توزیع شربت و نوشیدنیها محسوب میشد. همچنین شربتخانه مسئولیتهای دارویی هم داشته و باید ادویه موردنیاز دارالشفای حضرتی را هم تأمین میکرده است.
اسناد میگویند که وضع مساعد پرورش گوسفند در خراسان و روابط نزدیک با افغانستان سبب شد کارگران ایرانی این هنر را از مهاجران افغان بیاموزند و بهاینصورت خراسان به یکی از مراکز مهم پوستیندوزی تبدیل شود.
قبل از انقلاب کوی ژاندارمری، محل سکونت نیروهای ژاندارمری بود؛ محلی در محدوده محله شیرودی امروزی. آن دسته از نیروهای درجهدار ژاندارمری که خانهای نداشتند میتوانستند چندسالی در این خانهها زندگی کنند.
مشهور است که زیر این گنبد، سنگاب قدیمی و مشهور «خوارزمشاهی» قرار داشته است که امروزه بهعنوان قدیمیترین سنگاب حرمرضوی در موزه آستانقدس نگهداری میشود.