منطقه ۷ - صفحه 21

منطقه ۷

مهم‌ترین ورودی و سبزترین منطقه مشهد 

قرار داشتن رباط و ایوان هشتصدساله طرق در منطقه ۷ نشان می‌دهد که این منطقه در طول تاریخ نقش پذیرایی از زائران حضرت‌رضا (ع) را برعهده داشته است. امروزه نیز بیش از ۶۰ درصد زائران و مسافران از این منطقه وارد مشهد می‌شوند. اهالی این منطقه در دهه آخر صفر با برپایی ایستگاه‌های صلواتی، نقش میزبانی را به شایستگی ایفا می‌کنند. قرار گرفتن پارک جنگلی طرق، منطقه گردشگری هفت‌حوض و باغ گیاه شناسی در منطقه ۷، این نقطه شهر را سبزترین منطقه مشهد کرده است. بازار‌های ۱۷ شهریور و اماکن اقامتی بخش دیگری از هویت گردشگری منطقه ۷ را شکل می‌دهد. باغ خونی، تپه نادری، کاروان‌سرای باباقدرت، آب‌انبار حوض برجی و بازار رضا (ع) ازجمله ظرفیت‌های هویتی این منطقه است. فرودگاه، نهاد‌های نظامی مانند نیروی هوایی، پدافند هوایی و پادگان‌های نظامی این منطقه را راهبردی کرده است. بوی مشمئزکننده کارخانه کمپوست در ورودی شهر، فراوانی زمین‌های رهاشده آستانه و مشکل سنددارشدن خانه‌ها از معضلات منطقه ۷ است. در مساحت ۴۷۴۲ هکتاری منطقه ۷ شهرداری مشهد ۲۵۷ هزار نفر زندگی می‌کنند.

در آن زمان، تنها سه خانوار در کوچه‌ شهیداصلانی۹۷ زندگی می‌کردند. این خیابان، خاکی بود و امکاناتی نداشت. حسین غلامی، شاهد رشد تدریجی این محله از دهه۸۰ بود؛ روز‌هایی که محله کم‌کم روی آبادانی به خود دید.
احمد محمدنژاد جوان ۲۲ سال بیشتر ندارد. حالا حالا‌ها باید کشتی بگیرد و برای مردم مشهد افتخار بیافریند، اما چه کسی می‌داند پشت این مدال آوردن‌ها چه زحمتی کشیده است و پدر و مادرش برای این نشاط جمعی که چند روزی بر محله‌شان حاکم بود، چه هزینه‌ای داده‌اند.
ناصر هراتی‌نژاد که فوتبال را از ۱۰ سالگی و با پشتیبانی و تشویق خانواده در تیم نونهالان پیام شروع کرده، حالا در تیم غدیر بازی می‌کند.
حاج‌آقا شهبازفر ۴۰ سال پیش نخستین تولیدکننده ماشین‌های لباس‌شویی صنعتی در مشهد بود؛ او از قدیمی‌های بازار ساخت منابع اتو‌های بخار و لباس‌شویی‌های صنعتی است.
خانم حسینی وقتی درباره لقمه خوراکی بچه‌ها پرس‌وجو می‌کند، متوجه می‌شود لقمه یکی آنها بجای کره و مربا؛ روغن جامد و شربت سرماخوردگی است. همین اتفاق زمینه یک کار خوب را در مدرسه رقم می‌زند.
احمد جوان می‌گوید: رقابت‌های سختی را در زاگرب گذراندم و بابت باخت به حریف روس شرمنده مردم شدم، اما قول می‌دهم تلاش کنم از شکست‌هایم درس بگیرم. پس از شکست دو سال قبل در مجارستان دوباره بلند شدم و خداراشکر نتیجه گرفتم.
اعظم یزدان‌پناه هنوز هم باورش نمی‌شود که سرنوشت همسایه‌اش را تغییر داده است؛ همسایه‌ای که چراغ خانه‌اش همیشه خاموش بود، و زندگی‌اش در سکوت و تاریکی می‌گذشت.