جواد صبوحی خانهاش در خیابان شهید قانع ۲۰ را به زورخانه تبدیل کرده و ساعت ۸ شب روزهای فرد و جمعهها منتظر هم محلهایها و علاقهمندان به ورزش باستانیاست.
صدای او همواره با کشتی عجین شده است. لحن حماسی جواد خیابانی، زیرکی عادل فردوسیپور، جملات عجیب و غریب پیمان یوسفی و اطلاعات داوری هوشنگ نصیرزاده را که با هم جمع کنیم، میشود «هادی عامل».
۱۰ساله بوده که دست توی دست پدرش حاج صفر، کوچهپسکوچههای محله سرشورِ را قدم میگیرد سمتِ زورخانه عیدگاه و همین میشود که پا جای پای پدر میگذارد و میشود پهلوان.
امید پزشک و همسرش و هردو فرزندشان قهرمانهای آسیایی و کشوری سبک کیوکوشین ریوی کاراته هستند. هشتسالگی آقای پزشک شروع مسیری است که او را تا قهرمانی جهان و داور برتربودن تا سطح بینالملل میرساند.
این باستانیکار نوجوان میگوید: گاهی در کودکی همراه پدربزرگم تمرین باستانی کاران را تماشا میکردم. حرکات ورزشی باستانی، احترام به بزرگتر و پیشکسوت، جوانمردی و... را در این ورزش میدیدم.
علاقه محسن نادی به آجیل و تخمه، او را به یکی از تولیدکنندگان موفق آجیل و خشکبار تبدیل کرده و حالا خیابان ابوذر به قطب آجیل و خشکبار تبدیل کرده است.
حسن صفانگار معروف به پهلوان صفا، پیشکسوت ورزش باستانی صاحب زنگ پای گود است و ضرب و صلوات هنگام ورود به زورخانه است. او شاگردان بسیاری در همین رشته تربیت کرده است.
مردان آهنین مشهد که بدنهای ورزیده ای دارند در باغ ایرانی دور هم جمع شدند در آیتم های مختلفی مانند مانند کشیدن خودرو، بلندکردن کنده ۹۰ کیلویی، حمل دو چمدان ۸۵ کیلویی، بلندکردن بلوک سیمانی باهم رقابت می کنند.
قدوقوارهاش کمتر از سنش نشان میدهد، اما مرام پهلوانیاش خیلی جلوتر از همسنوسالهایش است. کافی است یک بار احمدرضا را روی تشک کشتی ببینید تا معنی بامرامبودنش را متوجه شوید.
حمید دباغ، از دهسالگی، ورزش باستانی را شروع کرده و در این سالها جوانان بسیاری با صدای گرم و ضرب خوشآهنگش، عاشق گود باستانی شدهاند.
پهلوان طغرایی، اخلاص و ایمان را از شاخصهای مهم ورزش زورخانهای میداند و ابراز میدارد: صفای این ورزش، روح پاک و بدون آلایش آن است و شاید برای همین به عنوان سالمترین ورزش شناخته شده است.
پدر احمد برای دیدن دوستش به گود زورخانه سالن شهرداری واقع در بولوار وحدت میرود و پسر ۹ سالهاش را نیز با خود میبرد. همانجا احمد را به رشته باستانی علاقهمند میشود.
برای محمود رمضانی همهچیز از یک پیشنهاد دوستانه شروع شد. زمانیکه مصطفی حشمتی در شانزدهسالگی دست محمود را گرفت و گفت: «بیا برویم گود زورخانه؛ میگویند ورزش خوبی است.»
گود توس از سال ۸۳ متولد و از همان زمان با استقبال هواداران کشتی باچوخه مواجه شد. چنانکه این روزها تعداد تماشاچیانش به ۵ هزار نفر هم میرسد.
سخدری از جنس پهلوانانی بود که نه غلو میکرد و نه دوست داشت خیلی زور بازویش را به رخ کسی بکشد. این را حسن ریاحی، از شاگردان قدیمی این پهلوان و از پیش کسوتان کشتی پهلوانی مشهد، میگوید.
سیدمحمد ببرحسینی، قدیمیترین مرشد مشهد سال ۱۳۲۲ وارد گود شد و تا بعد از ۹۰ سالگی در گودهای پهلوانی مرشدی میکرد.
محمدجواد نجاتی، مدیرباشگاه ورزشی نیرو و نشاط، خود از جمله مردان باستانیکار شهرمان است که این ورزش را از سال ۱۳۵۰ آغاز کرده و همچنان ادامه میدهد.
پهلوان حسن حسنپور را توسیها خیلی خوب میشناسند. یکی از نامداران دهههای ۴۰ و ۵۰ که معرفینامهاش، قهرمانی مردان جهان را یدک میکشد.
حاج علیاصغر نجارزاده و پسرش هاشم سالها در گود چوخه توس کشتی گرفتهاند و هر دو سابقه حضور در جبهه را دارند. حاج علیاصغر میگوید: در تنگه چزابه گیر افتاده بودیم و مهمات نداشتیم. برای همین بیشتر درگیر جنگ تنبهتن میشدیم.
محمد رحیمی، پیشکسوت ورزشی، یکی از بانیان راهاندازی گود کشتی مهدیآباد است. او با بیشاز هفتادسال فعالیت در حوزه کشتی باچوخه، از آخرین پیشکسوتان این رشته در مشهد و خراسان است.