سیدامیر موسوی که هنوز مغازه نقلی هر کسی که برای پیداکردن کتابش از همه جا بماند به اینجا میآید تا شاید ما اینجا کتابش را داشته باشیم. گاهی اوقات هم به قول خودش هرکس پول نداشته باشد اینجا میآید تا شاید کتاب ارزانتری پیدا کند.
ساختمان جهاد قبلاز انقلاب دراختیار سازمان شیر و خورشید بود و مراسم پیشاهنگی در آن برگزار میشد؛ اما بعد از جنگ یاد ۶۱ هزار اعزام به جبهه، ۶۴۹ جانباز و ۵۴ آزاده را در خود ثبت کرد و معراج ۳۱۲ شهید خراسان رضوی شد.
آتشپاد سوم «محمدجواد قائمی» معتقد است «آتشنشان بودن» توفیقی است که خداوند به بندهاش عطا میکند؛ به بندهای که دوستش دارد و خودش ۲۲سال است که در این لباس خدمت میکند.
مسجدالرضا (ع) در خیابان ملکالشعرای بهار تا قبلاز سال ۱۳۴۷، متعلقبه فردی معروف به «هوشنگ نقاش» بود. اهالی محله بارها به او پیشنهاد خرید خانه و مغازهاش را داده بودند، اما قبول نمیکرد.
سیدرسول سادات تهرانی ۲۵سال پیش به عشق آمدن امام زمان (عج) تصمیم گرفت کوچه محل زندگیاش را آذین ببندد، او در این سالها تنها نبوده بلکه تمام همسایهها نیز همراهش بودهاند.
«بیبی زینت زندهباد» یک شیرزن است که در دوران هشت ساله جنگ تحمیلی، چه با امدادرسانی و مداوای مجروحان، چه با مراقبت از فرزندان و خانواده و چه در لباس رزم، نقشآفرینی کرد.
تیم فوتسال یاران خراسانی منتسب به شهیدان نجفی، یکی از تیمهای موفق منطقه ۸ مشهد است که ۱۵ سال میشود فعالیتش را از مسجدالرضا (ع) چهارراه لشکر آغاز کرده است.
احمدرضا احمدیان میگوید هرچه تا الان در زندگی دارد، از همین مسجدعباسی است. او سی سال از عمرش را در همین مکان گذرانده و اینگونه شد که تصمیم گرفت کتابی درباره مسجد عباسی بنویسد.
گروه «یک قدم نذر ظهور» دو سال پیش با هدف ترویج فرهنگ مهدوی شکل گرفت و درکنار ترویج فرهنگ انتظار، برنامههای فرهنگی جانبی همانند معرفی شهدا، حجاب و عفاف و مشاوره رایگان نیز ارائه میدهد.
سالها پیش، وقتی جوان بودم یکی از سحرهای ماه رمضان که دلم گرفته بود، رفتم زیارت امامرضا (ع) و سحر روز بعدش هم رفتم و روز بعدی و این قرار بعد از سی سال همچنان ادامه دارد.
مرکز فرهنگی رسالت در سال ۱۳۸۴ در ساختمانی مربوط به بخشداری در خیابان رسالتشمالی با هدف پر کردن خلأهای فرهنگی این منطقه از شهر راهاندازی شد.
محمدعلی صالحی با کاشت ۱۵۰درخت در اطراف خانه خود سعی در سبز کردن زندگیاش دارد. حتی پیشنهادی هم مبنی بر ساخت دیوار سبز به جای دیوار بتنی در اطراف مجتمعاش مطرح کرده است.
عزتالله بشکنی صاحب سوپرمارکت محله کوثر میگوید: بیشتر مغازهداران درآمد خوبی از فروش سیگار دارند، اما برای من واقعا دردناک است که جوانهای ۱۵، ۱۶ ساله برای خرید سیگار به مغازهام مراجعه میکنند.
غلامحسین فروتن ساکن محله امیریه است. او که از نبود مسجد و پخش نشدن صدای اذان در محله امیریه رنج میبرد، طبقه همکف خانه اش را به نمازخانهای برای اهالی بدل کرده است.
در مرکز توانبخشی «ارم» در محله الهیه ۲۵۰ دختری زندگی میکنند که کوچکترینشان ۷سال دارد و بزرگترینشان همسن مادربزرگها است.
فاطمه افشار به نمایندگی از مردم محلهاش، چند سال از این اداره به آن سازمان نامهنگاری و دوندگی میکند و سرانجام در یکی از روزهای محرم شاهد سرپا شدن تنها مسجد محلهاش میشود.
عصمت رضایی به همراه همسرش کلنگ احداث را بر زمین میزنند و با کمک اعضای هیئتامنای مسجد ولیعصر(عج)، شروع به تاسیس مدرسه علمیه حضرت فاطمه معصومه(س) میکنند.
اهالی محله خاتمالانبیاء محمود حاج بابایی فلاح را «حاجبابا» صدا میکنند. او ۲۰ سالی میشود که با خانوادهاش اینجا زندگی میکند و نیم قرن است که کار تعمیرات کفش را انجام میدهد.
حسین حسینی، ایدهپرداز و اجراکننده اصلی طرح اولین کافه کتاب دانشجویی مشهد در دانشگاه غیرانتفاعی بهار است که به همراه دو همکلاسی با ۵ میلیون تومان سرمایه اولیه این پاتوق فرهنگی را راه انداختهاند.
مهربان ساسانی، بانوی موفق محله ردّه با هنرش شریک شادی و غم بچههاست. او میگوید: سعی کردم برخلاف سنت مرسوم که چهره عروسکها انیمیشنی طراحی میشود، ثنا و سینا شبیه انسان واقعی باشند.