فعال فرهنگی - صفحه 16

بابک اشرفی، جوان ۳۲ ساله‌ای که حدود شش‌ماهی می‌شود کتابخانه شخصی را همراه‌با ارائه غذا به شهروندان راه‌اندازی کرده است. او در کتابخانه رستورانش ۵۰۰ جلد کتاب دارد.
احمد بختیاری، قاری ممتاز مشهد می‌گوید: همیشه خداوند را به‌خاطر اینکه در خانواده‌ای قرآنی متولد شدم، سپاس می‌گویم و اتفاقا خودم هم فرزندانی قرآنی به جامعه تحویل دادم.
محمدرضا نوروزی پس از بازنشستگی مغازه فروش محصولات فرهنگی را راه انداخته است. هرچند دخل و خرجش به هم نمی‌خورد، اما او دوست دارد سهمی در هدایت درست جوانان داشته باشد.
مرضیه‌سادات حسینی‌نژاد از ۲۱ سال پیش بانی کار‌های خیر در محله‌اش شده است. داستانش برمی‌گردد به زمانی که قاسم‌آبادی با این سبک و سیاق وجود نداشت.
سال ۱۳۸۷ کانون فرهنگی مسجد ثبت کردیم و ازطریق کانون‌های مسجد تلاش کردیم کتابخانه‌ای در کانون تاسیس کنیم که ساخت آن آغاز شده، اما هنوز تکمیل نشده است.
سعید بیژنی از قاریان بین المللی قرآن است. او سال ۷۰ این افتخار را دارد که به عنوان یکی از اعضاء جلسات قرآن دانش آموزی «صف» در حضور مقام معظم رهبری تلاوت داشته باشد.
سیدحلیم موسوی‌بحرینی شهروند بحرینی ایرانی را خیلی از اهالی مجتمع الماس امیرالمؤمنین(ع) می‌شناسند. با آمدن او و خانواده‌اش به این مجتمع، مفهوم همسایگی رنگ‌وبوی دیگری به خود گرفته است.
محمدصارم صفاری باغ ۲۲۰۰ متری‌اش را برای انجام کار‌های فرهنگی مانند کلاس‌های مشاوره ازدواج، اردو‌های تفریحی دانش‌آموزی، اردو‌های خانوادگی و کلاس‌های ورزشی در اختیار شهرداری قرار داده است.
برنامه‌هایی که خانواده میرمرتضوی برگزار می‌کنند، به نام محفل «روشنا» در بین اهل فرهنگ شناخته می‌شود. آن‌ها باشگاه روشنک را نیز برای کودکان و نوجوانان راه انداخته‌اند.
فاطمه جعفری رابط ورزشی و فرهنگی شهرداری و مردم محله‌اش به حساب می‌آید و دبیر کانون زیارت در مساجد امام سجاد (ع) و المنتظر نیز هست.
علیرضا دلبریان رزمنده محله رضاشهر و راوی برنامه تلویزیونی روایت فتح است. او خانه خود را به موزه جنگ و دفاع مقدس بدل کرده و میزبان برنامه‌های فرهنگی بسیاری است.
کودکان و نوجوانانی چهار تا پانزده‌ساله مسجدجوادالائمه(ع) به‌واسطه طرح ابتکاری حجت‌الاسلام داود کاظمی، امام جماعت مسجد با گرفتن گواهی‌نامه، همچون بزرگ‌تر‌ها عهده‌دار کار‌های مهم مسجد شده‌اند.
الهام ظهورنیا از نقاشان قدیمی مشهد است، او از سال ۸۱ و بعداز فارغ‌التحصیلی از دانشگاه هنر شاهد تهران به تدریس مشغول شده و برای شروع کارش به مجتمع فرهنگی هنری امام خمینی (ره) در محله خواجه‌ربیع می‌رود.
حسین سراقی نوغانی می‌گوید: اسم «سنگ‌نگار» را خودم بر روی این هنر گذاشته‌ام و قصد دارم ترویجش دهم. اگر عمرم اجازه دهد، می‌خواهم کتابی دربارۀ هنر سنگ‌نگاری هم بنویسم تا برای آیندگان بماند.
احمدآقا و زهرا خانم چه آن‌زمان که زیر باران بمب‌ها و آوارگی بین کوه‌های ایلام، لحظه‌های سختشان را با یکدیگر قسمت کردند و چه حالا که با رفتن فرزندانشان به خانه بخت، دوباره زندگی دونفره‌ای را تجربه می‌کنند.
عباس ساعی می‌گوید: زندگی توی روستا و طبیعت بکرش، بزرگ‌ترین موهبت شاعرشدنم بود و این همان دلیل مهمی است که باعث شد حتی بعد‌ها هم پس از سال‌ها زندگی توی شهر هرگز به آن عادت نکنم.
سربازان عراقی ما را از تونل وحشت عبور می‌دادند و با کابل به جانمان می‌افتادند. محرابی، سرباز ۱۶ ساله‌ای بود که زیر شلاق این کابل‌ها، یکی از چشمانش از حدقه درآمد.
سید‌مهرداد صالحی می‌گوید: سال‌۱۴۰۰ تصمیم گرفتیم مکان ثابتی برای برگزاری برنامه‌هایمان در نظر بگیریم که مکان کنونی بیت‌الزهرا (س) را راه‌اندازی کردیم.
بیش از ۳۳‌سال از همنشینی راضیه عطار با هنر می‌گذرد و حالا هنر شده بخشی از پازل زندگی‌اش. تا‌کنون خیلی‌ها زیرنظر این بانوی هنرمند محله‌مان موفق به دریافت گواهی‌نامه بین‌المللی فنی‌وحرفه‌ای شده‌اند.
حسین پزشکی قره‌چه تمام مسیر‌هایش را با دوچرخه معمولی‌ رکاب می‌زند و اعتقاد دارد که این کار به او آرامش و سلامتی هدیه می‌دهد.