زهره طلوعی میگوید: گودال گوشله اوایل بازگشایی بولوار دستغیب پُر شد و خانه ما به همراه تعدادی دیگر روی آن ساخته شد. «گُوشَله» جایی بود که مردم گاوهایشان را در آن نگه میداشتند.
احمد ماهوان نویسنده کتاب «تاریخ مشهد قدیم» دایرهالمعارفی ارزشمند از آداب و رسوم و اطلاعات مردمان مشهد دیروز است.
توی کوچه و حتی خانه ما از آب سناباد، جوی آبی روان بود و برای شستوشو مشکل کمآبی نداشتیم، اما آب شرب و پختوپز از کاریز باغ حاجی نادری بود.
خیابان ارگ در دوره پهلوی اول و بهویژه دوم، نشان تجدد است. اصطلاحهایی مثل حالاییها و املها مدام در این خیابان رد و بدل میشد. گاهی طبقات فرودستتر ولو برای دیدن «حالاییها» به خیابان ارگ میآمدند.
کوچه چهارشنبه بازار یا به اصطلاحِ امروزیها، کوچه نور از آن دست کوچههایی است که هویت شهر مشهد را به دوش میکشد.
حاج محمد تیموری تنها بازمانده قدیمی روستای پاچنار است که همین جا متولد شده و سجلش گواه ۹۲ سالگی اوست.
«ابراهیم امیری»، سنگتراش آرامگاه فردوسی در پروژه بازسازی این بنای تاریخی بوده است. ساخت تمام مثلثیهای تالار زیرین آرامگاه فردوسی(معروف به کلهقندیها) کار دست حاج ابراهیم است.
سال ۱۳۵۰، شهردار و استاندار وقت مشهد، میلانی را به نام خاندان ادب دوست و مردمدار مجد نامگذاری میکنند، یعنی همین بولوار مجد امروزی.
حسن رأفتی میگوید: اینکه جیوه و چند مایع دیگر با چه میزانی و درصدی باید با هم ترکیب شوند، تا شیشه به آینه تبدیل شود، جزو اسرار آینهسازها بود. همیشه این کار را در پستوی مغازه انجام میدادند.
رمضان جابریصومعه بزرگ، شهروند صد و پنج ساله محله، ولی عصر است. شناسنامهاش میگوید او متولد دی ماه ۱۲۹۷ خورشیدی است.
خیابان ابوذر، یعنی از ابتدای سیلو تا مسلم شمالی که به نام ابوذر غربی شناخته میشود، قدمتی در حدود ۴۰ سال دارد.
چله امسال را میهمان پیر محله فردوسی شدیم. حاجعبدالله ابهری، کهنسالترین فردی است که در اسلامیه متولد شده و عمر صد سالهاش را همینجا سپری کرده است.
بعد از حادثه طبس بود که دولت برای اینکه گروگانها در یک شهر متمرکز نباشند، به پخش کردن آنها در شهرهای مختلف کشور اقدام کرد. اتاق بازرگانی مشهد در خیابان ارگ یکی از مکانهای در نظر گرفته شده برای مخفی کردن آنها بود.
زهرا دولتآبادی، نویسندۀ کتاب، محله ما، بانویی فعال و خستگیناپذیر که در چهلوهشتسالگی مثل نوجوانی شانزدههفدهساله و پرانرژی است.
سین اژدری معروف به حاجحسین باغبون از باغبانهای قدیم محله مشهدقلی است. او ۸۲ سال دارد. خاطرات حاجحسین از مشهدقلی به دورانی برمیگردد که این محله سه قلعه داشت.
قدیمیها خیلی خوب، آنچنان که جزئیات دَرودیوار مسجد را یادشان مانده، از روزهای جوانی خود و آنچه در این مسجد گذشته است، برایم نقل کردند.
علی عبداحد، بسکتبالیست پیشکسوت محله فلسطین، خاطرهای از درخواست مادرش از عبدالعظیم ولیان مبنی بر گرفتن یک قبرِجا در حرم مطهر امام رضا(ع) دارد که در کمال تعجب پایان خوشی دارد.
موسی مشار قائممقام میخواست مقداری زمین به مدرسه بدهد، اما جمعی از قدیمیهای محله از ایشان درخواست میکنند زمین را به مسجد اختصاص دهد.
خوب یادم هست یک روز یکی از مشتریهایمان به مورچه و برگهای داخل یخ اعتراضکرد که آقام هم تو جوابش گفت: نمیتونم کارگر مورچه جمعکنی بگیرم. خودت مورچههاشو جمع کن بعد بخور.
محمود نادری خادم موسفید کردهای عارف مسلک است که در ۸۳ سالگی همچنان نانِ بازوی خودش را میخورد؛ آن هم از راه مهرسازی دستی و سنتی. خانواده نادری خادم، مهرسازی را از پدربزرگشان «میرزا غلامرضا نادری خادم» به ارث بردهاند.