جشن - صفحه 2

رؤیا بسکابادی بانی ازدواج است و دختر و پسر‌های دم‌بخت را به هم معرفی می‌کند؛ البته نه اینکه فقط معرف باشد، از زمان خواستگاری تا چند‌سال اول زندگی مشترکشان آن‌ها را همراهی می‌کند.
امسال مشهدی‌ها در شب ولادت امام‌هشتم (ع) بزرگ‌ترین جشن خیابانی تاریخ شهر را با نام آقا و در کنار زائران و ارادتمندانش برگزار کردند.
علی‌اکبر چند روز قبل از مراسم عروسی، یک کیسه آرد و یک گوسفند را به عنوان خرج مطبخ برای طبخ غذای عروسی به خانه پدرعروس می‌برد و تعریف می‌کند: میهمان‌های ما و میهمان‌های آن‌ها جدا از هم بودند. غذای رایج عروسی در آن‌زمان بیشتر آبگوشت و قیمه بود. بعد از خوردن شام با یک مینی‌بوس برای بردن عروس به شاندیز رفتیم.یکی از رسوم رایج در مراسم عروس‌کشان کشتی گرفتن بود. وقتی خانواده داماد برای بردن عروس می‌رفتند در نزدیکی محل یا خانه عروس چند نفر که از آشنایان عروس بودند، جلو کاروان داماد را می‌گرفتند و اجازه عبور به آن‌ها نمی‌دادند، درخواست آن‌ها این بود که برای عبور یا باید پول می‌دادند یا کشتی می‌گرفتند. معمولا همراهان داماد ابتدا کشتی‌گیری را می‌فرستادند اگر طرف داماد کشتی‌گیر طرف عروس را می‌زد اجازه عبور داده می‌شد
سید محمد نوربخش نوه صدیقه خانم، دختر سوم آقا بزرگ است. می‌گوید: پدربزرگ خوش‌چهره بود و با اینکه سنش زیاد نبود اما محاسنش سفید شده بود. صورت مهربان و اخلاق خیلی خوبی داشت. بسیار معتقد و مؤمن بود. دو پسر و هشت دختر داشت و برای همین نوه و نبیره زیاد دارد. بعد از فوت مادربزرگم فاطمه امیدوار که به «شاه باجی خانم» معروف است دخترها به نوبت پیش پدر می‌رفتند تا از او مراقبت کنند. ما چشم می‌کشیدیم کی نوبت مادر ما می‌شود تا پیش پدربزرگ باشیم و به ما خوش بگذرد. رفتار پدربزرگ برای آقای نوربخش درس زندگی بوده و از ایمان و صداقت تا مردم داری را از او الگو گرفته است.
عفت‌السادات موسوی، خیّر، فعال‌اجتماعی و برگزارکننده جشن‌های نیکوکاری، سعی دارد در فضایی شاد و مفرح از مهمانان خاص خود پذیرایی کند. می‌گوید: رسم عمومی برای کمک‌کردن به افراد بی‌خانمان، معلول و نیازمند، در کشور ما این‌طور است که با ایجاد فضایی غمناک و برجسته نشان دادن سختی زندگی، گرسنگی و بیماری فرد نیازمند، از مردم و خیران می‌خواهند به این فرد معلول یا نیازمند که زندگی سراسر تلخ و پراز اندوهی دارد، کمک کنند. من معتقدم که با این روش کار نیکوکارانه، فرد نیازمند، تحقیر و حتی دچار شرمندگی خواهد شد و خود این فرد نیازمند قلبا راضی به این‌گونه کمک نیست. این حرف را با توجه به تجربه 23ساله در فعالیت‌های اجتماعی و نیکوکارانه می‌گویم، به همین دلیل به‌دنبال روشی نو و جدید برای کمک به نیازمندان و افراد بی‌بضاعت بودم، به طوری که عزت و شخصیتشان حفظ شده و به آن‌ها نیز کمک شود.
وقتی مادر عروس و داماد همدیگر را می‌بینند فوری هم را می‌شناسند. آن‌ها دوستان دوره کودکیِ هم بوده‌اند و هر دو در روستای بقمچ در اطراف چناران همسایه بوده‌اند و اقوام همدیگر را خوب می‌شناختند. مهدی بقایی می‌گوید :کل خواستگاری ما به خاطره تعریف کردن مرحوم مادرزهره و مادرم گذشت. نکته جالب خواستگاری ما این بود که شب‌ها با هم در مجلس خواستگاری از هر دری حرف می‌زدیم و روزها در دانشگاه در واحد بسیج کاملا جدی در جلسات حاضر می‌شدیم.
جلسه قرآن خیابان شهید قانع محله تربیت از زمان جنگ شروع شده است. آن‌زمان که مردها جبهه بودند، همسرانشان منزل خانم توانا که بزرگ محل بوده جمع می‌شدند و نگرانی‌هایشان را با هم قسمت می‌کردند. حتی گاهی که می‌ترسیدند شب‎ها تنها در خانه‌هایشان بخوابند، به منزل خانم توانای بزرگ می‌آمدند و این‌گونه روزهای جنگ را سپری می‌کردند. به گفته بانوان حاضر در جلسه، این محفل برکات زیادی برای همه‌شان داشته است و اکنون وقتی اعضا مشکلی دارند خیلی وقت‌ها قبل از اینکه مسئله را به خانواده‌هایشان بگویند، به دوستانشان در این محفل می‌گویند و بدین طریق آن را حل می‌کنند.
سمیرا شاهوردی، مادر آرزوها این روزها در آستانه برآورده کردن ده‌هزارمین آرزوست. ده‌هزارمین آرزویی که قرار است برآورده کند این است که امسال 313 عروس و داماد را در روز جوان خانه بخت بفرستد، می‌گوید: سال 90 دخترم به دنیا آمد. همان موقع، مامان برایم تابلویی هدیه آورد که روی آن نوشته بود: ستایش می‌کنم خدایی را که ستارالعیوب است. سال 88 دقیقا از 88/8/8 کارهای جهادی را شروع کردم. همه چیز از یک مسجد شروع شد و من خودم را ساختم تا بتوانم جایی دیگر را بسازم. رفتم و عشق را از حاشیه شهر شروع کردم.
جواد شهابی درباره تأثیر فراوان کرونا بر شغل چاپ تراکت می‌گوید: با شیوع کرونا و به‌دنبال آن تعطیلی تمامی مراسم‌های دورهمی و جشن‌های عروسی، دیگر سفارشی برای چاپ تراکت و کارت عروسی نداشتیم و میزان سفارش‌های ما بین 70تا 80درصد کاهش یافت. گاهی اوقات چاپ تعدادی تراکت و کارت ویزیت شغلی را داشتیم که درآمد ناچیزی داشت. با ادامه پیدا کردن این روند درآمدمان به حداقل رسید و ما برای مدت بیش از یک‌سال از جیب خوردیم و خودمان را سرپا نگه داشتیم.متأسفانه برخی همکاران ما به‌دلیل اینکه مغازه را اجاره کرده بودند نتوانستند دوام بیاورند.
فروشنده لوازم جشن تولد باید با فضای مجازی و طرح‌هایی که در آن مخاطب بیشتری دارد آشنایی داشته باشد و با روابط عمومی خوب، مشتری را جذب کند. پیام غیاث‌زاده می‌گوید: هنوز تعداد کاسبان این حرفه کم است و به‌دلیل تقاضای زیادی که وجود دارد حاشیه سود خوبی را می‌توان به دست آورد. به نظر او چون گرفتن جشن تولد مرسوم شده است، این حرفه در پایین‌شهر و بالاشهر بازار خودش را دارد فقط با این تفاوت که در مناطق با درآمد کمتر مردم با وسایل کم‌هزینه‌تر جشن تولدهایشان را می‌گیرند و در بالاشهر دنبال ابزارهای جدیدتر و گران‌تر می‌روند.
در مشهد هم همانند دیگر نقاط ایران، همه مردم به آداب و رسوم نوروز پایبند وعلاقه‌مند هستند. آن‌ها چند روز دست از کار می‌کشند و خود را برای استقبال از ایام نوروز آماده می‌کنند، غرق در خوشی و سرور می‌شوند و با تهیه خوراکی‌های متنوع از قبیل شیرینی‌ها و آجیل، شادی را به زندگی‌شان می‌آورند و به قول خودشان برای پیوند با سرسبزی بهار، گندم و عدس سبز می‌کارند، به این صورت که در اواسط اسفندماه، عدس، گندم یا ماش را در بشقابی خیس می‌کنند و هنگام تحویل سال آن را در سفره هفت‌سین قرار می‌دهند. لباس نو می‌پوشند، اسپند دود می‌کنند، تخم مرغ می‌پزند و آن‌ها را رنگ می‌کنند.
منطقه10، یک‌جورهایی ایرانِ کوچک است به همین بهانه رفتیم سراغ روایت‌ جشن‌های نوروزی در شهرهای مختلف. از مشهد خودمان گرفته تا آذربایجان و سیستان و بلوچستان. جشن نوروز مهم‌ترین مراسمی است که از سالیان دور و از دوران باستان برای ایرانی‌ها به یادگار مانده است و مردمِ ایران از همان اولین‌باری که نوروز را خلق کرده‌اند، به سبک و سیاق خودشان آن را جشن می‌گیرند و اصلاً جالب‌ترین ویژگی نوروز همین است که در ایران به تعداد اقوامی که وجود دارد، رسم و رسوم و جشن‌های نوروز هست و هر قومی به سبک و سیاق و باورهای خودش روزِ نو را جشن می‌گیرد.
«وقتی در مقابل پدرم و مادرم نشستم و گفتم قصد داریم مراسم ازدواجمان را در مسجد محله برگزار کنیم با چهره متعجب مادر و ابروهای در هم کشیده پدر روبه‌رو شدم. صدای پدرم جدی شد و گفت: «حرفت را دوباره تکرار کن!» من هم مصمم‌تر از قبل گفتم «من و عاطفه قصد داریم مراسم ازدواجمان را در مسجد پنج‌تن بگیریم، البته رضایت شما برایمان مهم است.»حامد با تعریف این صحنه می‌گوید پدر و مادرش پس از گفت‌وگوی بسیار با او، حرفش را خیلی جدی نگرفتند و با این تصور که خانواده همسرش مخالفت خواهند کرد، به او گفتند: «نظر خانواده همسرت مهم است.»
در یکی از خیابان‌های محله وحید و در دل مدرسه «امید و انقلاب» مجموعه‌ای است که روی دیوار آن این شعار چشم‌نوازی می‌کند: «دنیا را کمی بهتر از آنچه تحویل گرفته‌ام، تحویل می‌دهم.» وارد آن که می‌شویم، 2پسر نوجوان خوش‌سرزبان همه تلاششان را می‌کنند تا معرف خوبی برای دفتر و کارهای هنری‌اش باشند.مجموعه فرهنگی‌وهنری « نارنج و ترنج» که محل فعالیت‌های هنری نوجوانان و جوانان‌ است، ویژگی خاصی دارد، برخی اعضای این مجموعه افراد آسیب‌پذیر اجتماعی نظیر بچه‌های طلاق هستند که با داشتن استعداد هنری، برای آن‌ها آینده‌ای روشن در این مجموعه رقم خواهد خورد.
هیئتی‌های محبان حضرت علی(ع) 35 سال است ارادتشان را در روز میلاد حضرت، میان اهالی محله تقسیم می‌کنند. به سراغ بزرگ‌ترهای مسجد و هیئت می‌رویم تا راز این محبت 35 ساله را برای ما باز کنند.