دوستی اعضای نوجوان گروه «محفل حضرت رقیه(س) متوسلین به امام زمان(عج)» از چندبازی ساده شروع شد، رفتهرفته جان گرفت و حالا تبدیل شده است به محفل پرجنبوجوشی که بخش زیادی از فعالیتهای مسجد را برعهده گرفته است.
مهدیه مرحوم عابدزاده پس از گذشت ۹ سال نیمهکاره باقیمانده تا همچنان چند خاطره و تصویر غبارگرفته در ذهن قدیمیهای مشهد باشد. قدیمیهایی که وقتی اسم مهدیه را میشنوند، بیبرو برگرد جشنهای بزرگ نیمه شعبان است را به خاطر میآورند.
احمد رضایی برای کسانی که به اشتباه فکر میکنند نیکوکاربودن، جیب پرپول میخواهد و خاطری آسوده از تنگناهای اقتصادی، میگوید: غرفهام اجارهای است و خانهای دارم هشتادمتری در محله دروی که خودم و زن و بچههایم زندگی میکنیم.
یلدای امسال مادر شهیدان مصطفی و حسین رحمانی و یکی از ساکنان محله میهمان خانه اقدس ایزدی شدند. اینجا یلدا فقط یک رسم نیست؛ حافظه مشترک زنهایی است که با خاطرات زندگی کردهاند.
خاطرات ستوان «آلکس بارنز» تصویری از مشهد در دوره سلطنت فتحعلی شاه قاجار را پیش روی مخاطب قرار میدهد. او افسری انگلیسی بود که در سال ۱۸۳۱ میلادی به مأموریت شناسایی در غرب آسیا فرستاده شد.
خانه حاجعلیآقا و همسرش زینتخانم تنها پاتوق بروبیاهای خانمهای روضهای و بچهمسجدیها نیست، بلکه سالهاست به مأمن عروس و دامادهای نیازمند هم تبدیل شده است.
جاودانی معتقد است: اموال را خدا به امانت میدهد تا ببیند جنبهاش را داری یا نه. اگر منم منم بکنی و سهمی برای دیگران در اموالت درنظر نگیری، به قول قدیمیها قابلمهات برعکس میشود.
علی رجبی روحانی مشهدی، ۲۰سال پیش، کارش را با قصهگویی برای کودکان شروع کرد و تا کنون بیش از ۶۰هزار محصول فرهنگی برای بچهها تولید کرده است.
مراسم عروسی ما با چهارشنبهسوری مصادف شده بود. من هم از روی آتشی که درست شده بود، پریدم. همان لحظه یکی از جوانها ترقهای درون آتش انداخت و اتفاقی که نباید، رخ داد و گوشه دامنم آتش گرفت.
از سال ۶۸ اعضای خانواده پیوندیان دورهم جمع میشوند و مراسم عزاداری و اعیاد را برگزار میکنند. اعضا این خانواده که حالا به ۶۰۰ نفر میرسند، انجمن «مجمع امامصادق (ع)» نامیده میشود.
مؤسسه انصارالحجه (عج) در محله سرشور یکی از مجموعههایی است که آدمهای خیّر بسیاری از شصتسال پیش در آن فعالیت میکنند. مهمترین برنامه این مرکز، برگزاری جشن ازدواج برای جوانان تحت پوشش و اهدای جهیزیه به آنهاست.
ملامحمد به وقت گفتن از شب یلدا، کلمه «چله» را بیشتر استفاده میکند و تأکیدش بر این است که مشترکات شب چلههای قدیم در جمعشدن در خانه بزرگتر، فالحافظ گرفتن و خوردن هندوانه و انار خلاصه میشد و بقیه در هر قومی متفاوت بود.
مجید عبدی، صله رحم را به شکلی متفاوت و با برگزاری دوهمی بزرگ خانوادگی در سالنها همایش به جا میآورد تا قوموخویشها را مهمان برنامههای مختلفی کند.
اینجا دورهمی کودکان متولد آبان است. مسجد امامجعفرصادق (ع) مملو از کودکانی است که این برنامه را جشن تولد خودشان میدانند، آنقدر خودمانی که حتی دوستانشان را هم دعوت کردهاند.
تقی غفوریان در طول ۴۸ سال گذشته بزرگترین طاق نصرت انتظار در مشهد و شاید ایران را ساخته است. اهالی ابومسلم ۱۲ نیمهشعبان منتظر آمدن حاجتقی هستندتا با این پیرمرد ۷۰ ساله میلاد موعودشان را جشن بگیرند.
ابوالقاسم عربزاده بانی جشنی است که از ۴ دهۀ قبل در محلۀ ۱۷ شهریور برپاست. او در نیمه شعبان مغازه جوشکاری اش را برای نورافشانی و جشن، نونوار می کند.
طاهره ارفع در هفدهسالگی در محله فردوسی ازدواج کرد و با مراسمی ساده به خانه بخت رفت. او روز خواستگاری خودش حاضر نبوده است و پدر و مادرش جواب بله را به آقای خواستگار دادهاند!
محسن پیکان از خاطرات آخرین لحظات بر بالین پدرش میگوید: آن شب دست در دست پدر به او خیره شدم. در آن لحظات فکر میکردم دنیایی حرف با او دارم و برخی از آنها را آهسته برایش تعریف میکردم.
همه میهمانان اولین بار است که برای جشن عروسی به مسجد دعوت شده اند، آن هم برای پیوند ده زوج که قرارشان این است که ساده و بدون تشریفات سر زندگی شان بروند.
بیبی مریم حسینیان معتقد است واسطه ازدواجشدن بینش خاصی میخواهد. نمیتوانیم بدون شناخت افراد را به هم معرفی کنیم.