کد خبر: ۱۴۳۹۰
۱۷ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۵:۰۰
شاعر نوجوان محله فرامرز، احساساتش را به واژه تبدیل می‌کند

شاعر نوجوان محله فرامرز، احساساتش را به واژه تبدیل می‌کند

علی نیک‌خواه، نوجوان ۱۵ ساله ساکن محله شهید فرامرزعباسی، در ادبیات و شاعری هم دستی توانا دارد. آثارش ابتدا نثری ساده داشت و به تدریج به صورت شعر‌هایی در‌آمد که وزن و قافیه در آنها رعایت می‌شد.

پونه سادات حبیبی| شاعر‌ها متفاوتند. دنیا را جوردیگری می‌بینند و همین متفاوتشان کرده است. شاید صدای شُرشُر آب برای ما عادی به نظر برسد، اما شاعر را سر ذوق می‌آورد. آن وقت است که ناخودآگاه چشمه زلالی در وجودش به جوشش می‌افتد و ابیاتی به زبانش می‌آید که شعر می‌خوانندش. 

این افراد در محله‌های مختلف زندگی می‌کنندوتشخیصشان راحت نیست. شاید فردی که از کنارت می‌گذرد یا در اتوبوس کنارت نشسته طبعی به لطافت یک گل داشته باشد. شاید تصویرمان از شاعر‌ها آدم بزرگ‌ها باشند، اما نوجوان محله ما برای خودش یک پا شاعر است. با دیدن او و شنیدن شعرهایش باز باران با ترانه را به یاد می‌آورم. همیشه شنیدن این شعر من را ذوق زده می‌کرد. نوجوان محله فرامرز این بار چنین حسی را در من به وجود آورد.

یکی از این افراد علی نیک‌خواه، نوجوان ۱۵ ساله ساکن در منطقه ماست. با اینکه رشته تحصیلی او در دبیرستان ریاضی است، اما در ادبیات و شاعری هم دستی توانا دارد. در ادامه گپ‌و‌گفت ما را با این شاعر نوجوان می‌خوانید.

 

از چه زمانی شروع به شعر گفتن کردید؟

علاقه به شعرخوانی در من از سال سوم راهنمایی و با تشویق دبیر ادبیاتمان آقای ناصر امامی‌شکل گرفت و هنوز هم خیلی از اشعاری که می‌گویم را مدیون او هستم. در کلاس او در اوقات فراغت مشاعره می‌کردیم و این باعث علاقه من به حفظ شعر شد. سال اول دبیرستان، گاهی برای خودم یادداشت‌ها و دل‌نوشته‌هایی می‌نوشتم. ابتدا آنها نثری ساده داشت تا اینکه کم‌کم آرایه‌های ادبی اضافه شد و به صورت شعر‌هایی در‌آمد که وزن و قافیه در آنها رعایت می‌شد.

 

چه کسی مشوق شما بود؟

بیشتر دوستان مدرسه و هم‌کلاسی‌هایم من را به این هنر و ادامه آن تشویق می‌کنند البته به جز آنها دوستان خیلی زیادی نیز در وبلاگم من را با ارائه نظراتشان دلگرم می‌کنند و باعث علاقه بیشتر به شعرگویی می‌شوند. البته خانواده‌ام در این مورد نقش زیادی داشته‌اند.

 

در چه قالب‌هایی شعر می‌گویید؟

دوست ندارم خودم را و احساسم را محدود به قالب شعر کنم، امّا بیشتر قالب شعرهایم غزل و رباعی هستند، حس می‌کنم این دو قالب و به‌ویژه غزل برای بیان عواطف و احساسات خیلی مناسب است و نسبت به سایر قالب‌های شعری بیشتر می‌توان از آن استفاده کرد.

دوست ندارم خودم را و احساسم را محدود به قالب شعر کنم، امّا بیشتر قالب شعرهایم غزل و رباعی هستند

 

موضوع بیشتر شعرهایت چیست؟

من احساساتم را به واژه تبدیل می‌کنم و روی کاغذ می‌آورم، شعرهایم بیشتر قالب طنز، اجتماعی و عاشقانه دارند، اما شعر‌هایی که در وبلاگم منتشر‌ می‌کنم بیشتر با مضامین عاشقانه هستند.

 

عشق از نظر شما یعنی چه؟

این سوال بسیار سختی است، زیرا معتقدم که نمی‌شود این معنای فرا‌انسانی را در قالب چند کلمه بگنجانیم، اما درکی که من از عشق دارم نه به‌عنوان یک تعریف بلکه تنها به‌عنوان نظر شخصی خودم این است که عشق، یکی از عناصر اصلی وجود انسان است که در هنگام تولد از طرف خداوند به وی بخشیده می‌شود و برای همه یکسان و به یک اندازه است، اما عاملی که انسان‌ها را از این نظر متمایز می‌کند میزان و روش ابراز این عشق در طول زندگی است.

 

تا الان چند بیت شعر گفته‌ای؟

سوال خیلی سختی پرسیدید! هیچ‌وقت نتوانستم شعرهایم را سرجمع و بایگانی کنم، زیرا هرجا که شعری به ذهنم برسد یادداشت می‌کنم حتی کف دستم! اما فکر می‌کنم تعداد شعرهایم بیشتر از ۲۵۰ بیت شود.

 

آینده شعری شما قرار است به کجا برسد؟

دوست دارم شعر را نه به‌عنوان هدف اصلی زندگی‌ام بلکه به عنوان یک همراه همیشگی داشته باشم! البته می‌خواهم به دنبال چاپ مجموعه شعرهایم هم بروم.

 

شما ریاضی می‌خوانید ولی در ادبیات مهارت خاصی دارید. این دو چقدر باهم ارتباط دارند؟

به نظر من این دو رشته رابطه مستقیم دارند، معمولا افرادی که در ریاضی توانایی زیادی دارند، در ادبیات هم دستی دارند یا دست‌کم به ادبیات علاقه‌مند هستند! در این زمینه هم تحقیقی انجام شده که همین نتایج را نشان می‌دهد، حداقل این مسئله در مورد خود من صدق می‌کند و به ادبیات و ریاضی علاقه زیادی دارم.

 

به‌عنوان سخن پایانی چند بیت از اشعارتان را بگویید؟

یک دم بیا دلتنگی ما را تماشا کن

فکری به حال این دل غمیگن و شیدا کن

گر مثل من از این همه تکرار بیزاری

در قلب خود جایی برای عشق پیدا کن

 

*این گزارش ۱۲ اسفند ۱۳۹۱ در شماره ۴۶ شهرآرامحله منطقه دو منتشر شده است.

کلمات کلیدی
آوا و نمــــــای شهر
03:04
03:44
اینستاگرام