محسن کیهانی نقاش برجسته مشهدی است. او در آستانه ۸۰ سالگی، به کشیدن نقاشی ادامه میدهد، چون معتقد است که تنها هنر است که آرامشدهنده و لذتبخش است.
علی حکیمزاده با توانمندیهای علمی و اخلاقی که حاصل سالها ممارست اوست، درمیان ۱۷۰ استاد این دانشگاه عنوان برترین را به خودش اختصاص داد.
فریده افشان میگوید: به استاد گفتم علاقهای به فردوسی و شاهنامه ندارم و اضافه کردم اصلا چرا باید افسانههای فردوسی را بخوانیم؟ آن روز استاد یک ساعت وقت گذاشت و به من توضیح داد که شاهنامه چه تاریخچهای دارد.
رضا عطاریان میگوید: همیشه دوست داشتم از حالواحوال و سرنوشت دانشآموزانم باخبر شوم. دیدن دانشآموزان قدیمی که حالا بزرگ شده و مو سفید کردهاند، برایم عجیب و باورنکردنی است.
ابوالفضل حسینی میگوید: پسرها شیطنت میکردند. ناظم برای اینکه آنها را به کلاسهایشان هدایت کند، از شلنگ استفاده میکرد! در یک لحظه تا به خودم آمدم، بین جمعیت یک ضربه روی دوشم فرود آمد.
هاشم خوششنو معتقد بود: برای انجام هر کاری باید شوق داشته باشید. نزدیک ۲۲سال است که در همین مدرسه و در مهدیآباد، که حاشیه شهر است، خدمت میکنم و این باعث افتخار من است.
مرحوم علیمحمد برادرانرفیعی، مدیرعامل کانون فرهنگی قلم، که در پاریس درس روانشناسی خوانده بود اولین دکتر روانشناسی در مشهد شد.
نمیدانم چه نیرویی میتواند معصومه حسنپور را در قامت معلم، از محله هاشمیه مشهد به مدت ششسال هرروز تا مدرسهای دور بکشاند؛ معلمی که روزی قرار بود به کانادا مهاجرت کند. بهجز سهسالی که در مالزی زندگی کرده است، پنجسال در یکی از مدارس مصلینژاد مشهد معاون بوده و پیش از آن هم تدریس در زابل و تهران و کرج را تجربه کرده است.
ارزش سوادآموزی برای این دانشآموزان فلکشده یا چوب کف دستخورده یا مداد لای انگشت گذاشته، آنقدر زیاد است که هنوز که هنوز است، قدردان ملّایشان باشند و یک خدابیامرزی قرص و محکم نثارش کنند و بگویند که «از روی غضب نبود که چوب میخوردیم؛ که اگر کتک نمیخوردیم، درس یاد نمیگرفتیم.
عباس عبداللهزاده از بابای مدرسه تا دبیر و مدیر مدرسه بودن را تجربه کرده و بعد از بازنشستگی نیز باتوجهبه روحیه و علاقهاش طلبگی را انتخاب و شروع به تحصیل میکند. حالا او نزدیک به ۱۰ سال است که امام جماعت مسجد المهدی (عج) در کوشش ۹ است.
محله فرهنگیان نامش را از شرکت تعاونی فرهنگیان که بانی ساختوساز خانه در این محدوده بوده، گرفته است. با ساختوساز منازل تعاونی توسط این شرکت، آموزشوپرورشیها و کارمندان دانشگاه فردوسی در دهه ۷۰ به قاسمآباد آمدند.
اشرف کسرائیانفر معلم حاشیه شهر مشهد میگوید: بچههای اینجا آرزوهای بزرگی در سر دارند و با دستهای خالی برای بهدستآوردن آنها میجنگند. بسیاری از آنها در کمتر از بیستسال خودشان را از صفر به صد رساندهاند.
اینجا کلاس ریاضی است، اما برخلاف روال معمول، دانشآموزان برای ورود به رشته ریاضی و حضور در این کلاس سرودست میشکنند. چرایش هم برمیگردد به معلم متفاوت آن که بچهها را عاشق ریاضی کرده است.
ناصر معتمدی که از قدیمیترین و باسابقهترین معلمان آسایشگاه فیاضبخش است به خاطر تدریس به این بچهها، از خیر تحصیل در هند گذشت.
سودابه پارسا کارشناس ارشد تاریخ و یکی از بهترین معلمهای مشهدی است. او خانم صهبا، معلم تاریخ دوران دبیرستانش را مهمترین علت معلمی این روزهایش میداند.
رضا ریوندی، معلم نمونه مشهدی خوب میداند برای اینکه روی دانشآموزان تاثیر داشته باشد باید در درجه نخست آنها را بشناسد و ویژگیهای روحیشان را بداند. باید بداند علی امروز چه غصهای دارد، محمود چرا درس را فرانمیگیرد؟
شهید سیدحسین موسوی، اولین شهد امدادگر شهر دزفول بوده است و پیکرش همان جا به خاک سپرده شده است. پدر و مادر این شهید که ساکن محله طالقانی هستند، هرهفته سنگ قبر شهیدان گمنام مشهد را شستشو میدهند.
یحیی توکلی در حادثهای قطع نخاع شد و توان رفتن را از داد، اما زندگی را رها نکرد، او حالا سه کتاب در زمینه کامپیوتر نوشته و در مجتمع توانیابان مشهد، میکس و فتوشاپ تدریس میکند.
«سید اسعد فیض» معلم قدیمی منطقه تبادکان است که کارهای فرهنگی متفاوتی برای روستاهایی که در آن فعالیت میکند انجام داده از آن جمله میتوان به راهاندازی سه کتابخانه و ایستگاه مطالعه اشاره کرد.
علیاصغر عزیزیان در نوروز ۹۳، به همراه ۱۶ بیمار تهرانی، بعد از تزریق قطره اوستین سوی چشمانش را از دست داد و شاید یکی از اولین قربانیان این قطره باشد.