بازارچه - صفحه 5

پاگرفتن آتش در پاساژهای قماش، حکایت پنبه و الکل است. کوچک‌ترین خطا در مغازه و راهروهای پر از پارچه می‌تواند شعله‌های آتش را برافروخته کند و ناگهان زبانه بکشد و مانند رودخانه‌ای سوزان و جاری، همه‌چیز و همه‌جا را بسوزاند؛ درست مثل بلایی که سر پلاسکوی تهران آمد و جز مچاله‌ای از بلوک‌های بتنی و آهنی چیزی از آن باقی نماند. اما گویا سرنوشت غول هفده‌طبقه پایتخت، قرار نیست درس عبرتی برای پاساژهایی باشد که تاکنون چندین هشدار قانونی درباره ناایمن‌بودنشان دریافت کرده‌اند.
پس از شروع دوباره فعالیت پاساژها و مراکز تجاری، اصناف به امید جبران خسارتی که به واسطه‌ شیوع کرونا و تعطیلی بازار در ابتدای سال به آن‌ها وارد شد به محل کار خود بازگشتند. امیدی که با توجه به تداوم پیدا کردن بحران شیوع کرونا تحقق آن برای بسیاری در هاله‌ای از ابهام است.مجتمع‌های تجاری هفده شهریور یکی از شلوغ‌ترین مراکز خرید پوشاک محسوب می‌شود و بسیاری از شهروندان برای تهیه لباس به این مکان می‌آیند.
«شنیدم برخی از مغازه‌ها فروش اقساطی دارند به همین دلیل آمدیم تا برای ۳ دخترم جهیزیه بخریم. دلیل آن هم این است که با روند افزایش قیمت‌ها اگر از الان شروع نکنم دیگر به تکمیل جهیزیه آن‌ها قادر نخواهم بود. البته الان هم دیر است و اگر می‌دانستم شرایط این گونه می‌شود از بدو تولد آن‌ها این کار را شروع می‌کردم.»
مرد با ته‌لهجه عربی صاحب‌مغازه را دوباره و این‌بار با لفظ «حاجی» صدا می‌زند. حاجی حواسش جمع می‌شود و دوختن بیرق سرخ‌رنگ را رها می‌کند تا پاسخگوی مشتری باشد. محمدعلی بهرامی هفتادساله بیشتر عمرش را در این شغل گذرانده است. زمانی که کودکی ده‌ساله بود، کارش را با شاگردی شروع کرد، اما اکنون بیش از 35سال است که در راسته بازار محله نوغان تولیدی خودش را دارد.
همه شهرها از بناها و عمارت‌های قدیمی‌شان هویت می‌گیرند؛ بناهایی که شاید دیگر اثری از آن‌ها باقی نمانده باشد؛ مانند بازار بزرگ مشهد که بین سناباد و نوغان و در همسایگی حرم مطهر حضرت رضا(ع) شکل گرفته بود. در این بازار بیش از 10سرا و راسته با تنوع شغلی وجود داشت و نام هر بازار از شغل آن گرفته می‌شد؛ همچون بازار حکاک‌ها، سنگ‌تراش‌ها، مسگرها، کفاش‌ها، آهنگرها و... . این بازار بزرگ قدیمی در دوره‌های مختلف تخریب شد و فقط بخش کوچکی از آن با نام بازار فرش مشهد به‌جای مانده است.
ساخت مجتمع‌های تجاری متعدد در مشهد باعث شده مغازه‌های قدیمی خیابان خسروی یکی بعد از دیگری تعطیل شوند.
هر شب به استثنای روزهای بارندگی چراغ این بازار در ساعت 21 روشن و ساعت 1 بامداد خاموش می‌شود. اجناسی که در غرفه‌های این بازار عرضه می‌شود اغلب از کارگاه‌های تولیدی شهرمان تهیه می‌شود و شامل اقلامی همچون پوشاک، کفش، زیور آلات، اسباب بازی، دکوری و ... هستند. تا پیش از شیوع کرونا تعداد غرفه‌ها در این بازار به 100می‌رسید، اما حالا به دلیل رعایت شیوه‌نامه‌های بهداشتی و ایجاد فاصله بین غرفه‌ها این تعداد به 72 غرفه کاهش پیدا کرده است.
در این روزهایی که هنوز در حال دست و پنجه نرم‌کردن با کرونا هستیم، برخلاف تصورمان بازار رضا خیلی شلوغ است و شور و حال عجیبی در آن موج می‌زند. انگار همه به دنبال خریدن سوغات هستند. برخی قیمت می‌گیرند و برای خرید می‌مانند و برخی هم فقط قیمت می‌پرسند و گذر می‌کنند. وضعیت تسبیح‌فروشان فرق می‌کند، تنوع رنگ و شکل تسبیح‌ها و قیمت ارزان برخی از آن‌ سبب می‌شود تا مشتریانش حداقل تعدادی تسبیح بخرند و دست خالی نروند.
«نه مرمتش خوب پیش می‌رود، نه کاروکاسبی در آن.» این جمله نتیجه صحبت با کسبه و اعتراضشان به روند مرمت و بازسازی بازار تاریخی فرش مشهد است؛ بازاری که روزگاری نه‌چندان دور محل رفت‌وآمد مردم شهر بود و رونقش زبانزد تجار ایرانی و قالی‌های لاکی و دستی‌اش حتی یک روز هم در دکان‌ها روی زمین نمی‌ماند.
وارد پاساژ کاموا در بولوار مدرس که شدیم، همان طبقه همکف، روبه‌رویمان مغازه‌های رنگارنگ کاموا به چشم می‌خورد. زیبایی رنگ‌ها برای چندلحظه ما را مقابل مغازه‌ها نگه داشت. از پله‌ها به سمت طبقه منهای یک رفتیم. تعداد مغازه‌های این طبقه بیشتر بود. انگار وارد شهر رنگ‌ها شده بودیم. کامواهای رنگارنگ هوش از سر آدم می‌برد. نمی‌دانستیم اول کدام مغازه را انتخاب کنیم.
در مشهد نیز بین سناباد و نوغان و در همسایگی حرم مطهر بازاری شکل گرفته بود که در آن بیش از 10سرا و راسته با تنوع شغلی فراوانی همچون بزازی و پارچه‌فروشی، قهوه‌خانه و رستوران، شیرینی‌فروشی، طلا و نقره‌فروشی، کلاه‌دوزی، کفاشی، نانوایی، پوستین‌فروشی، عطاری، تره‌بار، خرازی، بلورفروشی، بافندگی، صنایع‌دستی، زعفران‌فروشی، آهنگری، رنگرزی و... وجود داشت. این بازار بزرگ قدیمی در دوره‌های مختلف تخریب شد، اما بخش کوچکی از آن با نام بازار فرش مشهد به‌جای مانده است.
خانواده عرب اهوازی چندسالی است به مشهد مهاجرت کرده‌اند. در اینجا غریبند و تنها دلخوشی‌شان همسایگی آقا امام رضا(ع) است. فاطمه خانم عروسک می‌سازد، عروسک‌هایی زیبا که برای او عزیزند و هر کدام اسم و شخصیت مخصوصی دارند و لباس‌ زیبای اقوام ایرانی را پوشیده‌اند. این عروسک‌ها در فضای مجازی مورد استفبال قرار گرفتند و از نقاط مختلف کشور سر درآوردند.
خطری‌ترین سرا در منطقه6، سرای شاهرودی در میدان عدالت است. سرایی فرسوده با قدمت زیاد که مدتی پیش قسمتی از انبار انتهایی آن دچار آتش‌سوزی شده بود.