بازارچه - صفحه 4

همسایه‌های مسجد می‌دانند پنجشنبه‌های اول هر ماه می‌توانند برای خرید برخی از مایحتاجشان به اینجا بیایند و بی‌واسطه آن‌ها را تهیه کنند.
جابه‌جایی سیصد کیلوگرم بار با موتور شوخی نیست. اما چاره چیست؟ خداراشکر تا امروز برای من اتفاقی نیفتاده، اما افراد زیادی پایشان شکسته است. افرادی هم در این راه تسلیم مرگ شده‌اند.
دبستان دخترانه شهید غلامی مدرسه‌ای است که مدیر و آموزگارانش یک درس لابه‌لای تکالیف ریز ودرشت بچه محصل‌ها گذاشته‌اند تا برای همیشه یادشان دهند آدم‌ها با خوبی‌های‌شان ماندگار می‌شوند.
بازارچه اقتصاد مقاومتی تولیدات داخلی محله سرافرازان در مسجد سیدالشهدا (ع) برپا شده و با دیگر بازارچه‌ها یک تفاوت عمده دارد. اینجا رفاقت بیشتر از رقابت دیده می‌شود.
انجمن یاریگران محله که در فضای مجازی شکل گرفت خیلی‌ها را هوادار خود کرد، ایده‌ای که به ذهن زهره خاکپور و دوستان قدیمی‌اش در پایگاه بسیج امام خمینی(ره) رسید. آن‌ها اولین گام را در جهت حمایت از کسب‌وکارهای خانگی گام برداشتند. هیچ‌یک تصور نمی‌کردند عملیاتی شدن طرح بازارچه محلی تا این اندازه گره‌گشا باشد. انجمن یاریگران محله خیلی زود برای کارآفرین‌ها فرصت فروش مهیا کرد. معمولا بازارچه‌ها در مکان‌های فرهنگی محله برگزار می‌شود.
کاشانی قصه تاریخ قومش را از بزرگان طایفه شنیده و در کتاب ها دنبال کرده است و حالا همه آن تاریخ را با جزئیات دقیقی، می داند. غلام جان، تاریخ زنده کاشانی هاست؛ تاریخ زنده قوم بلوچ که بخشی از آن ها حالا محله ای بزرگ را در حاشیه مشهد شکل داده اند. محله ای که به نام راسته بازارش «تاجرآباد» معروف شده است.
کوچه نواب‌صفوی3 که به «بازار حضرتی» معروف است، یکی از معابر قدیمی در نزدیکی حرم حضرت‌رضا(ع) است. وقتی مغازه‌های حوالی حرم به‌دستور ولیان، استاندار وقت، تخریب شد، او زمین این محل را که موقوفه عباسقلی‌خان بود، به کسبه پیشنهاد کرد تا برای خودشان بسازند. حوالی سال1354 بود که غرفه‌ها ساخته شد و از آنجاکه هم‌جوار بارگاه امام‌هشتم(ع) بود،بازاری‌ها به اتفاق نامش را «بازار حضرتی» گذاشتند.
قدم‌زدن زیر سقف آسمان همراه با خنکای مطبوع تابستانی آن هم در نزدیک‌ترین نقطه به حرم‌مطهر شرایط را مهیا می‌کند تا شب‌بازار قدیمی مشهد رونق بگیرد.اینجا شارستان شهید شوشتری است که یک‌طرف آن به‌واسطه شب‌بازار پر از جمعیت است. شب‌بازاری که با همه سختی‌ها و جابه‌جایی‌هایش هنوز بعد از هجده سال زنده است. همه‌چیز در این بازار پیدا می‌شود؛ از عروسک و اسباب‌بازی بگیرید تا لباس و بدلیجات و ابزار کار.
طبقاتشان پر شده است از پلاستیک‌جات، پتو، حوله، ظرف و ظروف، دکوریجات و لوازم جورواجور. این‌گونه بودنشان گواهی تاریخ و پیشینه‌ای است که وجود داشته است. این بنا‌های فرتوت و پوسیده، روزی روزگاری کاروان‌سراهای قدیمی معروف زمان خود بودند اما حالا از نفس افتاده‌اند. بیشترشان آن‌طور که باید و شاید بازسازی و مرمت نشده‌اند و هر لحظه خطر فروریختن آن‌ها هست. آتش‌سوزی پلاسکو، فروریختن متروپل و... اتفاق‌های ناگواری بودند که مجابمان می‌کنند پیش از وقوع حادثه باید چاره‌ای اندیشید و ما را به سمت تهیه این گزارش سوق می‌دهند.
گاهی شنیده‌ام که می‌گویند من از محل مسجد درآمد دارم یا این کارها را انجام می‌‌دهم تا پولی دربیاورم. این حرف‌ها نه‌تنها ناراحتم نمی‌کند بلکه باعث می‌شود وقت و انرژی بیشتری برای کارم بگذارم چون دیدن لبخند رضایت فردی که با 3 فرزند صغیر از همسر معتادش جدا شده است و اکنون با تکیه بر توانمندی خود مشغول به کار است، برای من ارزشی بسیار بیشتر‌ از این دارد که وقتم را صرف حرف‌های بیهوده کنم.
تاریخ و سیاهه اسناد مکتوب می گویند اینجا روزگاری قسمتی از محله سراب بوده است. یکی از قدیمی ترین محلات مشهد که نامش را می توان در میان شش محله مهم مشهد در دوره قاجار و پیش از آن دید. در کتاب «مکتب شاپور» یا«مشهد در ابتدای قرن چهارده» که به بررسی مشهد1300 تا 1313 پرداخته، خیابان سعدی را که گویا یکی از کوچه های خیابان شاهرضا بوده، کوچه سراب نوشته که به خیابان پهلوی منتهی می شده است اما روزنامه «آزادی» در 19 خرداد 1319 با تیتر « اجازه گشایش خیابان سعدی» از این خیابان با عنوان امروزش، رو نمایی می کند.
باوجود نزدیک شدن به عید نوروز و ماه رمضان، سفره مردم خوش‌رنگی هرساله را ندارد، اگر این‌روزها سری به بازار بزنید، خواهید دید که اسب سرکش گرانی و افزایش قیمت‌ها همچنان می‌تازد و مردم هم هر چقدر می‌دوند به گرد پایش نمی‌رسند. درچنین شرایطی راه‌اندازی مرکز عرضه مستقیم کالاهای اساسی در خیابان سجادیه7 که اقلام مورد نیاز شهروندان را با نرخ 15 تا 30درصد کمتر از عرف بازار ارائه می‌کند، اهالی را کمی دلگرم کرده‌ است.
محله جلالیه از میدان شهدای مسجد گوهرشاد یا همان پنجراه پایین خیابان در ضلع جنوب غربی آغاز می‌شود، از یک سو وارد خیابان سرخس می‌شود و سمت چپ آن خیابان را تا پایان پوشش می‌دهد.
زمین مال شهرداری بود ولی کارهای مربوط به واگذاری اسناد آن در این سال‌ها انجام نشده بود. از شهردار جدید منطقه خواستیم از زمین مسجد بازدید کنند. با دیدن این وضعیت با ما همکاری کردند و به سازمان راه و شهرسازی نامه زدند. کاربری زمین در گذشته فضای سبز بوده و باید به مذهبی تغییر پیدا می کرد.خوشبختانه استانداری هم پیگیر شد و کارهای واگذاری زمین در حال انجام است.این بخشی از گفته‌های حجت‌الاسلام مسعود قاسمی درباره فرآیند ساخت مسجد است.
چند وقتی است که جمعه‌بازار به محدوده‌ای به نام شترک منتقل شده و قفل تعطیلی بر فعالیت‌های آن در محله ثامن زده شد اما حالا دو ماهی است کرکره این جمعه‌بازار خاطره‌انگیز در سه‌شنبه‌بازار نوپا بالا رفته است و سازمان میادین و میوه و تره‌بار شهرداری مشهد فضایی ایجاد کرده است تا غرفه‌داران دورهم جمع شوند و روزبازاری پررونق برای اهالی بسازند. با اینکه سه‌شنبه بازارِ خیابان محور واقع در محله ثامن است اما به علت هم‌جواری با محله مهرآباد به نام روزبازار مهرآباد نام‌گذاری شده است. در این بازار که در زمین خاکی و روباز است، اقلام متنوعی خرید و فروش می‌شود.
رضا قفل‌ساز بخشی مشترک از خاطرات تمامی افرادی است که سال‌های سال، یعنی از حدود سال1340 تاکنون حتی اگر شده است یک روز در این محدوده زندگی کردند یا مسیر روزانه‌شان به‌گونه‌ای بوده است که از جلو مغازه وی گذر می‌کردند. مردی که نحوه زندگی‌کردن او تا لحظه‌ای که کنارش نمی‌نشستی و او با تو هم‌کلام نمی‌شد، معمایی بزرگ بود.
اعظم شاهرودی، بانوی هنرمند خیابان امام رضا، توانست با همت و افروختن شعله‌ خاموش شده‌ هنر در تعدادی از بانوان این شهر پس از 5سال فعالیت در عرصه‌ تولید صنایع دستی برای 10نفر از زنان خانه‌دار اشتغال ایجاد کند.ساکن خیابان امام رضاست. 2پسر و یک دختر دارد که یک پسرش استاد دانشگاه است و پسر و دختر دیگرش نیز معلم هستند. ویژگی او قدم نهادن در مسیری است که یک رقیب قدر به نام محصولات چینی در آن وجود دارد و او با تکیه بر هنر و اراده‌‌‌ای که دارد باید با این رقیب قدر رقابت کند.
بازارچه اقتصاد مقاومتی و خوداشتغالی بانوان محله چهنو در مسجد شجره برگزار شده است. در این بازارچه هر چیزی که بانوان با هنر دست و مهارت خودشان درست کرده‌اند یافت می‌شود.
محمدعلی بیک که نظامی بازنشسته و از سکنه قدیمی این خیابان است، به زمان تأسیس بازارچه اشاره کرده و تعریف می‌کند: آن‌زمان شهرداری به منازل مسکونی مجوز تجاری نمی‌داد. این بازارچه را تأسیس کردند که به‌عنوان یک بازار محلی تأمین‌کننده نیاز روزانه مردم باشد اما بعد از آن به ساختمان‌ها مجوز تجاری دادند و بسیاری از مالک‎ها کنار حیاط خانه‌شان مغازه زدند.
خوانساری که تجربه کارکردن در ریخته‌گری و تراشکاری را داشت و از کودکی نیز طراحی می‌کرد به‌خوبی می‌دانست که قلم را باید با چه زاویه و درجه‌ای بسازد و چگونه با حرکت دست روی فلز حرکت دهد تا آنچه می‌خواهد نقش ببندد، اولین قلم‌زنی را روی تفنگ شکاری پدر انجام داد اما بعد از نتیجه کار تصمیم گرفت تا این ذوق هنری خود را ادامه دهد آن هم بدون هیچ آموزش و استادی!