سیدجعفر ستاری، یکیدو شب بعداز شهادت رهبری نذر کرد با هزینه شخصی، به مردمی که حوالی پنجتن۵۰ جمع میشوند، چای بدهد. او با گذشت بیشاز چهل شب، پای نذرش ایستاده است و میگوید: تا هروقت که مردم در میدان باشند، نذرم را ادامه میدهم.
کمتر پسربچهای است که مانند محمدیاسین آخوندی در نهسالگی درختها را بشناسد و هرسال خودش را مقید کند تا در روز درختکاری، چند نهال بکارد. او امسال نیز در روز چهلم رهبر شهید انقلاب؛ ۴۰ درخت کاشت.
در محله کمترکسی هست که زهرا ظهری را نشناسد. او بخشی از خانهاش را به فعالیتهای خیریهای اختصاص داده است؛ فضایی که قبلا آرایشگاه او بوده و خانمهای محله به آن مراجعه میکردند، اما حالا همان خانمها، بستههای معیشتی را آماده میکنند.
شماری از طلاب و دانشجویان محله سیسآباد برای کمکرسانی مستقیم راهی شهرهای جنگزده بهویژه تهران شدهاند. سجاد هنری میگوید: تهران را مانند خرمشهر دهه ۶۰، خط مقدم جنگ میدیدم.
حالا چندروزی میشود که مهدی اوستاکاظم برای کمک به جنگزدگان تهران به این شهر سفر کرده است. میگوید: پس از پیگیریهای زیاد، در گروه «شمسالشموس»؛ که جوانهای دهه هشتادی هستند که از قم به تهران آمدهاند، عضو شدم!
از هممحلهایها که سراغ بزرگ هیئتیهای محل را میگیرم به نام «سید ترکمن» میرسم، قدیمی محله نوغان که روزگاری چندین و چند هیئت را با چندهزار عزادار به خیابان میآورده است.
خانمهای محله پایین خیابان از روز اول جنگ با کارهایی که از دستشان برمیآید، پای کار آمدهاند. هر کدام از بانوان با دغدغههای شخصی، گویی پیوندی باهم پیدا کردهاند که تا پیش از شروع جنگ ناپیدا بود.
محمد شیری سالهاست طبقه همکف خانهاش را حسینیه کرده است. این قسمت از ساختمان او وقف عام شده و جدا از برگزاری مراسم عزاداری یکی از محلها برای فعالیت ورزشی ساکنان شهرک شهید رجایی است.
سازمان بسیج جامعه پزشکی پیگیر شکلگیری شبکهای مردمی در حوزه سلامت برای شرایط بحرانی است. این شبکه، کادر درمان و مردم را برای نجات جان انسانها بسیج میکند.
محمدرضانیکرو پدر شهید است و خانهاش را برای برگزاری مراسم عروسی و روضه در اختیار بسیاری از همسایگانش قرار میدهد. به قول خودش چراغ خانهاش از رفتوآمد و حضور مهمانها همیشه روشن است.
ملیکا گلی نویسندگی را بهطور رسمی از هفت سالگی آغاز کرده است. این نویسنده نوجوان که ۱۲ سال دارد، با خلق ۱۱کتاب ارزشمند، برگزیده چند جشنواره فرهنگی و هنری شده است.
علی شیدایی پزشکیار باسابقه محله پروین اعتصامی میگوید: میگوید: تمام همکاران سابقم در ارتش، رایگان پیش من میآیند، همین طور مستضعفان و خانوادههای یتیم. کارمندان هم نیمه بها هستند.
بانوان محله سیدرضی به پویش مردمی «هر خانه، یک پایگاه»، جواب مثبت دادهاند و نتیجهاش این شده است که در تعدادی از خانههای محله، اقدامات زیبایی برای حمایت از جریان انقلابی این روزها انجام میشود.
حسینیه سیدالشهدا(ع) در خیابان نوابصفوی یکی اماکنی است که بار دیگر پذیرای زائرانی شده است که بهعلت وضعیت خاص جنگی از شهرهایشان به مشهد پناه آوردهاند یا برای تشییع پیکر رهبر شهید راهی مشهدالرضا(ع) شدهاند.
۲۸سال است که در محله امامرضا(ع) هر شب ماه مبارک رمضان، در حاشیه خیابان، مراسم افطاری ساده برپاست. فرقی هم نمیکند غریبه باشی یا آشنا، یا حتی چندبار در صف بایستی و ظرف آش رشتهای بگیری. خادمان پذیرای همه روزهداران هستند.
با آغاز جنگ تحمیلی و شهادت رهبری، مساجد و اهالی محله چهنو برای دفاع از ایران پایکار آمدند.هرکس سعی کرده است کاری در محله انجام دهد؛ یکی با کمک نقدی، یکی با حضورش، یکی با هنر و توانمندیهایش و ...
رضا یعقوبی میگوید: در این سه شب، هر شب حدود سیصدلقمه توزیع کردهایم و حدود سی مادر و فرزند در تهیه و توزیع این ساندویچ، مشارکت داشتهاند. تا وقتی این تجمعات ادامه یابد، ما هم حاضر خواهیم بود.
گروهی از بانوان محله فاطمیه، دور هم جمع شدهاند تا تکلیف چادرهای سیاهرنگی را معلوم کنند. قرار است این چادرهای دست دوم به پرچمهای عزای رهبر شهید انقلاب اسلامی تبدیل و در معابر منطقه ۳ و ۴ نصب شوند.
اگر گذرتان به خیابان شهیدمفتح ۲۷ بیفتد و از مقابل مرکز فرهنگی حضرت زینب (س) رد شوید، دختران نوجوان را خواهید دید که تنهایی یا بهصورت خانوادگی پای کار خدمت آمدهاند و مشغول پخت و آمادهسازی غذا برای حافظان امنیت هستند.
بعداز شهادت قائد امت، حضرت آیتالله العظمی خامنهای، سه بانوی فعال محله گوهرشاد با جمعآوری چادرهای سیاه از محله، شروع به دوخت پرچم و ریسه مشکی کردند تا مسجد و خانههای محله را سیاهپوش کنند.