سرویس کولر، خدمت جهادی نوجوانان محله حجاب
یکی جعبهابزار در دست دارد، یکی چسببرق و گریس. پلهها را دوتا یکی بالا میروند تا خود را به پشتبام برسانند. سن و سال چندانی ندارند، اما اشتیاق وافرشان برای کمک به همسایهها موجب شده است که خیلی جدی پای کار باشند. نوجوانان مسجد حمزه سیدالشهدا (ع) در محله حجاب این روزها آمادهباش هستند تا هرجا لازم بود برای تعمیر و راهاندازی کولر بروند.
از ابتدای تابستان آنها بهصورت جهادی پای کار هستند و همراه استادکارشان، به خانه همسایههایی مراجعه میکنندکه نیاز به راهاندازی کولر دارند. فعالیت در این گروه جهادی نقطه شروعی شده است تا تعدادی از اعضا، در قالب نیروی جهادی برای خدمت به شهرهای تهران و جنوب بروند و به مردم جنگزده آنجا کمک کنند.
بسیج نوجوانان برای کمکرسانی
آغاز فصل گرما، جرقهای شد برای یک خدمترسانی. حجتالاسلاموالمسلمین حامد قائنینژاد، امام جماعت مسجد حمزه سیدالشهدا (ع) که دغدغه کمک به همسایهها و هممحلهایها را دارد، با خودش گفت نوجوانان را بسیج کند برای راهاندازی کولر هممحلهایهایی که خودشان توان انجام این کار را ندارند.
در مسجد موضوع را مطرح کرد و تعدادی اعلام آمادگی کردند. استادکارها هم شدند بزرگترهایی که در امور برق سررشته دارند و باتجربهاند. او تعریف میکند: بین همسایهها و نمازگزاران، بازنشسته شرکت برق و آشنا به این امور را داشتیم. آنها را به عنوان استادکار معرفی و نوجوانان را همراهشان کردیم تا در امور راهاندازی کولر کمکحالشان باشند.
او که دغدغه مهارتآموزی بچههای محل را دارد، میگوید: بچههای امروزی از زیرکاردررو هستند و اگر رهایشان کنیم، مدام پای گوشی مینشینند؛ این ما هستیم که باید بستر فعالیتهای مختلف را برایشان فراهم کنیم.
به نظر او مشارکتدادن نوجوانان در راهاندازی کولر، موجب میشود ضمن کمککردن به همنوع، خودشان تجربه کسب کنند و مهارتی یاد بگیرند که به دردشان میخورد.

از کوچه مشهد تا مناطق جنگزده
به گفته او این اقدام، زمینه ورود تعدادی از جوانان و هممحلهایها به گروههای جهادی بزرگتر را فراهم کرده است و موجب شده برای کمک به مناطق جنگزده بروند.
حسین غفوری یکی از این افراد است. او امسال کنکور دارد، بااینحال بهتازگی از مناطق جنگزده جنوب برگشته. او که حدود یک سال است وارد گروههای جهادی شده، تعریف میکند: ابتدا برای کمککردن در موکب مسجد میرفتم و از آنجا با گروههای جهادی آشنا شدم.
حسین طی سالهای گذشته در ایام تابستان و تعطیلات عید، کارهای تأسیسات ساختمان را انجام میداده. هدفش این بوده که کاری یاد بگیرد تا به دردش بخورد. کار راهاندازی کولر را پنجششسال است که بلد است. در این مدت هم دراین زمینه به اهالی کمک کرده است.
او میگوید: بعداز آتشبس، متوجه شدم گروهی جهادی میخواهند به جنوب بروند. با اینکه کنکور داشتم، دلم آرام نمیگرفت و عشق کمک به مردم جنگزده کشورم باعث شد ساکم را ببندم و راهی شوم.
متوجه شدم گروهی جهادی میخواهند به جنوب بروند. با اینکه کنکور داشتم،عشق کمک باعث شد ساکم را ببندم و راهی شوم
حسین آنجا علاوهبر راهاندازی کولر، کارهای تأسیسات ساختمانی را که بلد بود، انجام داده است و میگوید: اوایل که دنبال یادگیری کارهای تأسیسات ساختمان رفتم، فکر میکردم به درد خودم و آیندهام میخورد، اما حالا خیلی خوشحالم که میبینم توانستهام به هممیهنانم و کشورم هم خدمت کنم.
برکت یک دعا برای کل زندگیات
حسین به خونگرمی مردم جنوب اشاره میکند و میگوید: شنیده بودم خونگرم هستند، اما وقتی خودم از نزدیک کنارشان بودم، بیشتر درک کردم. با اینکه شرایط سختی داشتند از چیزی دریغ نمیکردند و همهجوره هوای ما را داشتند.
او ادامه میدهد: حس خوبی را که از بودن در کنار مردم جنوب داشتم، نمیتوانم وصف کنم. فقط میتوانم بگویم اینقدر خوب بود که توانستم یک هفته دوری از خانواده و گرمای هوای آنجا را تاب بیاورم. الان هم از پدرم خواستهام اوضاع که آرام شد، یک سفر به آنجا برویم.
به نظر حسین از لذت کمک به دیگران همین بس که آخرش ببینی طرف از ته دل به تو بگوید «الهی خیر ببینی». به نظر او همین یک جمله برای کل زندگی آدم کفایت میکند.
محمدصالح قربانزاده، امیرمحمد رمضانی و مصطفی زارعی، سه تا از نوجوانان متوسطه دوم هستند که در کار تعمیر کولر کمک میکنند. محمدصالح میگوید: همین چند روز پیش، به خانه یکی از همسایهها رفتیم و کولرش را راهاندازی کردیم هر بار میبیندمان، تشکر میکند.
امیرمحمد که کلاس هشتمی است، میگوید: من هنوز کار را بهصورت حرفهای بلد نیستم، اما آنچه از دستم برمیآید، دوست دارم انجام دهم و کمکی به دیگران کنم.
به نظر خودش با این کار هم ثواب میبرد هم خودش کار یاد میگیرد و تجربه کسب میکند.
درسی برای دنیا و آخرت
مهدی فرخنیا بازنشسته شرکت برق منطقه خراسان و از همسایههای نزدیک مسجد است. او میگوید: حاجآقا قائنینژاد خیلی دنبال این هستند که برای امور مختلف، اول از همه از ظرفیت مردم محل استفاده شود و منافع هم هرچه هست، اول برای مردم محل باشد. از وقتی بحث ساختوساز مسجد مطرح شد، حاجآقا گفتند هرکس هر کاری میتواند انجام دهد بگوید؛ من هم که به امور برق آشنایی داشتم اعلام آمادگی کردم.
فرخنیا هنگام راهاندازی کولرهای اهالی، بهعنوان استادکار حضور دارد و نکات لازم را به نوجوانان یاد میدهد. میگوید: من خیلی دوست دارم نوجوانان بیشتری همراهم بیایند و کار را یاد بگیرند. نسل ما بعداز درس، راهی سربازی و کار میشد، اما نسل فعلی اینطور نیست.
به نظر فرخنیا، بچهها در مدارس و بهخصوص رشتههای نظری، حرفه خاصی را یاد نمیگیرند. درحالیکه اینطور چیزها حتی برای امور روزمره زندگی خودشان هم کاربرد دارد و باید بلد باشند.

کمکرسانی با تکیه بر استعداد
او یاد دو نفر دیگر از بچههای محل میکند که دانشجوی دانشگاه منتظری هستند و میگوید: آنها هم در زمینه سرویس کولر همکاری میکنند. الان که دانشجو شدهاند کارهای سیمپیچی و تعمیر موتور را هم یاد گرفتهاند.
به نظر او وقتی بچهها از سمت مسجد، به چنین کارهایی تشویق میشوند، علاوهبر حس نوعدوستی، استعدادهایشان کشف میشود.
بیبی سکینه یکی از هممحلهایهایی است که کولرش را درست کردهاند. همسرش سالهاست به رحمت خدا رفته. یک پسر دارد که در نیشابور زندگی میکند. او میگوید: خدا خیرشان دهد؛ اگر اینها نمیآمدند، الان کولرم قابل استفاده نبود. خدا عمرشان دهد. خیلی کار بزرگی کردند. هر بار در این گرما کولر را روشن میکنم، برای عاقبت بهخیریشان دعا میکنم.
سکینهخانم میگوید: یک زمانی ما جوان بودیم و هر کاری میتوانستیم، برای دیگران انجام میدادیم. حالا خدا اینها را سر راه ما گذاشته است. با هر دست بدهی، با همان پس میگیری!
* این گزارش چهارشنبه ۷ مردادماه ۱۴۰۵ در شماره ۶۷۰ شهرآرامحله منطقه ۹ و ۱۰ چاپ شده است.