دکتر فاطمه هادوی بنیانگذار نخستین خانه حمایتی برای دانش آموزان کم توان ذهنی در ایران است. خودش میگوید خیلی تصادفی بود که سال۱۳۸۶ ساختمانی دوطبقه برای دختران کمتوان ذهنی قدبرافراشت.
خیلی از اهالی، دانشجوی۹ را به «کوچه گلها» میشناسند. تعبیر این نامگذاری حضور سرای سالمندانی است که در این کوچه زندگی میکنند. دراین خانه سالمندان، ۲۴ مادر سالمند زندگی میکنند.
راهاندازی خیریه امام جواد (ع) به دهه ۶۰ بر میگردد. این خیریه در ۲۳ نقطه از مشهد به نیازمندان افغانستانی خدمات ارائه میدهد. محمدقاسم هاشمی میگوید: نیازمندان افغانستانی مشهد را شناسایی کردیم.
مرحوم عبدالله رضوی، مشهور به «عبدالله میرزای ناظر» در انتخاب موضوع وقف، دقت فراوانی داشت و بههمیندلیل، موقوفاتی که از وی باقی مانده، در ایجاد فضاهای نوین امدادرسانی به مردم، توفیق فراوانی یافته است.
زمانیکه در مسجد مسجد چهاردهمعصوم (ع) درباره بافت لباس گرم اطلاعرسانی شد خانمها با روی باز استقبال کردند و به این ترتیب هر بانویی بافتنی بلد است به مسجد آمد و کار را شروع کرد.
زهراخانم دختران بسیاری را در این سالها با خودش همراه کرده است. یکی از بهترین خاطراتی که در این اردوها دارد رنگآمیزی مزار شهداست.
حرفهای این پزشک به دل بیماران سرطانی مینشیند، چون خودش هم مبتلاست. او همه عمرش را برای درمان بیماران سرطانی گذاشته است، اما چندسالی است که خودش با بیماری سرطان دستوپنجه نرم میکند.
زهراخانم درمیان اهالی محله و همسایهها معروف است به «خانم مشکلگشا». از سیسآباد گرفته تا پنجتن و التیمور و گلشهر، کسی نیست که حداقل یکبار نامش را نشنیده باشد.
حمیدرضا داوودینژاد میگوید: پویش واقفین سبزاندیش طرحی است که در آن اولیا همراه مدرسه شدند و با خرید یک یا چند متر از چمن مصنوعی، در بازسازی حیاط به مدرسه کمک کردند.
در اوایل دهه ۶۰ محله طرق بهدلیل فاصله زیادش تا شهر، از برخی امکانات بیبهره بود و تنها امید ساکنانش در روزهای سخت مریضی، به افرادی، چون دکتر عبدالحسین یاوری بود.
مادر شهید محمدرثایی، یکی از خیران محله سرشور است که حدود ۹ دهه از زندگیاش میگذرد و در این مدت تمام داراییاش از مال دنیا دوبقچه بیشتر نیست.
اولینباری که جهیزیه دختر دمبختی را روبهراه میکردم، خیلی به دلم نشست و همانجا نذر کردم اگر حاجتم برآورده شود، تهیه جهیزیه برای نوعروسان را ادامه دهم. خداراشکر حاجتروا شدم.
نسرین شبانی نزدیک به ۲۰ سال است که به بانی خیر محله طرق معروف شده و خانمهای دیگر محله هم در جمعآوری کمکهای مردمی بهمنظور تهیه جهیزیه زوجهای جوان، موادغذایی برای نیازمندان و... یاریاش میکنند.
وضعیت وخیم معیشتی همسایهها خلیلالله نیازی را بر آن داشته است که قبل از هر چیزی به فکر مستمندان محله باشد. او از ابتدای دهه۸۰ تا کنون نام بیشاز هزار خانوار نیازمند را فهرست کرده است.
همسایههای قدیمی خیابان قائم۱۹ در محله کوی دکترا، شصتسال را کنار هم گذرانده و در این سالها مثل خانواده به هم نزدیک بودهاند. هرموقع نیاز مالی پیشآمده است، سراغ صندوق قرضالحسنه مسجد محله رفتهاند.
دکتر سیدکاظم مظفری هنگام اقامه نماز کیفش را هم به مسجد میبرد تا نمازگزاران را رایگان ویزیت کند و رسالت بزرگ فرهنگیاش را به انجام برساند.
حاجخانم قانع برای دایر کردن مکتب حضرترقیه (س) و پذیرش خواهران طلبه اقدام کرد و، چون این مکان خیلی کوچک بود، با کمک اهالی همین محله و نیکوکاران تهران یکییکی خانههای اطراف خریداری و از هر خانه، دری به حیاط مرکزی باز شد.
سَربُرجیها با کل پولی که توانسته بودند روی هم بگذارند، یعنی حدود ۴۵۰ هزارتومان به اینجا آمدند تا زمینی بخرند. ولی از آنجا که قیمت زمین دوبرابر پول آنها بود، کسریاش را خیّری از اهالی همان روستا تامین کرد.
خانمهای خانهدار و بسیجی محله پرویناعتصامی، جمع بیریایی هستند که با تهیه دستکشهای بافتنی، به استقبال زائران پیاده رفتهاند.
وقتی حاجغلامحسین رمضانی بهترین قسمت باغ خود را به ساخت نخستین مسجد در روستای تقیآباد اختصاص داد، فکرش را نمیکرد وقفش بعد از هفتاد سال بشود نقطهعطف و اتصال اهالی محله هفده شهریور.