مکتب حضرت رقیه(س) خانه خواهران طلبه است
آنها که هر روز به عشق گامنهادن به خانه بیبیرقیهخاتون، راهی خانه دوست میشوند، او را خوب میشناسندش. پدر و همسرش تاجر فرش بودند و برادرانش بنکدار پارچه و از ثروتمندان شهر. در سال ۱۳۴۳ که پدرش به رحمت خدا میرود تصمیم میگیرد با ارثیهاش، دنیا و آخرت را از آنِ خود کند و از آنجا که سالها جلسات تفسیر قرآن و کلاسهای احکام و اخلاق را در خانه این و آن برپا میکرد، تصمیم گرفت زمینی در نزدیکی منزلش تهیه و بنایی برپا کند.
از حاجخانم قانع میگوییم؛ بنیانگذار مکتب حضرترقیه (س) در محله کاشانی و تاریخچه این خانه. زمینی در کوچه حسینباشی ۸ خریداری میشود و خیلی زود (سال ۱۳۴۵) پایههای یک خانه ۲۰۰ متری مستحکم شکل میگیرد.
آغاز انقلاب و طلیعه حرکتی بزرگ
تا پیش از انقلاب، سه روز در هفته دوشنبهها و چهارشنبهها و جمعهها در این خانه جلسات ختم انعام، زیارت آلیاسین و دعای ندبه برگزار میشد؛ اما بعد از انقلاب حاجخانم برای دایر کردن مکتب حضرترقیه (س) و پذیرش خواهران طلبه اقدام کرد و، چون این مکان خیلی کوچک بود، با کمک اهالی همین محله و نیکوکاران تهران یکییکی خانههای اطراف خریداری و از هر خانه، دری به حیاط مرکزی باز شد تا فضای بیشتری برای تدریس داشته باشیم.
اینها گفتههای افشار، مدیریت کنونی مکتب حضرترقیه است. کسی که ۱۴ سال میشود که سکان هدایت این کشتی را در دست گرفته است. کسی که خود از کودکی، یک پای ثابت جلسات حاجخانم بوده است.
پنج خانهای که با خاک یکسان شد
مدیریت مکتب حضرترقیه (س) درباره ساختمان کنونی مکتب میگوید: روزبهروز استقبال از این مرکز بیشتر میشد و مکان ما محدود، به ویژه اینکه چند حیاط مستقل را با چند در به حیاط مرکزی متصل کرده بودیم. کارهای کارشناسی انجام شد و طبق برآورد مهندسان با پول آن موقع، یعنی سال ۱۳۷۳، ساخت این ساختمان چهار طبقه ۲۵۰ میلیون هزینه دربرداشت؛ فقط هفتمیلیون تومان هزینه صدور پروانه بود که با کمک شهردار وقت، امیریپور بخشیده شد.
کار، کار بزرگی بود و با سهمیلیون پول آنها، نشدنی؛ اما پایهگذار این خانه، توکلی عمیق به صاحب این خانه داشت؛ از اینرو با فرمان او، کلنگ خرابی بر سر این پنج خانه فرود آمد و شد هزارمتر زمینی که با خاک یکسان و تمام آن سهمیلیون برای خرابی ساختمانها، دستمزد کارگر، کامیون، جابهجایی نخالهها و... هزینه شد. فردای خرابی وقتی آقایان اعضای هیئتامنا برای بازدید آمدند و این وضعیت را دیدند، این کار را نشدنی خواندند و فردای آن روز استعفاهایشان یکییکی روی میز بود.

میلاد امام حسن مجتبی (ع) و افتتاح مکتب
سرانجام در شب پانزدهم رمضان سال۱۳۷۷ مکتب حضرترقیه (س) افتتاح میشود. ساختمانی در چهار طبقه که در حال حاضر طبقه دوم آن در اختیار سازمان تبلیغات اسلامی است تا با اجارهاش بخشی از هزینههای ۵۰۰ میلیونی این خانه تامین شود. واحد پژوهش، فرهنگی، بسیج، رایانه، کتابخانه دیجیتال، مشاوره، سمعی و بصری و... از جمله بخشهای فعال مکتب حضرترقیه (س) است که بیشتر کارکنانش از خواهران طلبه همین مکتب هستند و بهصورت افتخاری، خدمت میکنند.
دختران جوانی که در این مرکز، دروس حوزوی را آموزش میبینند، بعد از پایان دوره موفق به دریافت مدرکی معادل لیسانس میشوند. سازمان تبلیغات اسلامی، شوراهای حل اختلاف، دادگستری و آموزش و پرورش از ارگانها و نهادهایی هستند که آنها میتوانند در آنجا خدمت کنند.
دختران جوانی که در این مرکز،درس حوزه میخوانند، بعد از پایان دوره مدرکی معادل لیسانس دریافت می کنند
سفر بی بازگشت بانی مکتب
«طبقه سوم هم که آماده شد به حاجخانم گفتیم، همین چند طبقه کار ما را راه میاندازد دیگر هزینه نکنیم؛ اما ایشان اصرار داشتند؛ نه، مجوز چهار طبقه گرفته شده و باید پایههای این تعداد طبقه بنا شود. پولش هم اگر توکل داشته باشید میرسد که اگر کار بخوابد، برای همیشه میخوابد».
اینها را خانمافشار میگوید و ادامه میدهد: کارهای ساخت و ساز و رفت و آمدهای اداری سخت ایشان را خسته کرده بود؛ از این رو با اصرار خانمی که در شمال ویلایی داشتند با تعدادی از خواهران طلبه راهی محمودآباد شمال میشوند و بعد از چند روز برای زیارت به جمکران میروند.
آن روز مصادف بود با ترور دیپلماتهای ایرانی به دست طالبان در خاک افغانستان. به نقل از دوستان بعد از نماز وقتی امام جماعت بحثی از موضوع شهادت دیپلماتها مطرح نمیکند، حاجخانم منقلب میشود و نمازخواندن پشت سر امام جماعتی را که از مسائل سیاسی روز مملکتش غافل است، باطل میخواند؛ از این رو نماز را دوباره اقامه میکنند و بعد از سخنرانی درباره این موضوع حالشان دگرگون میشود و در جوار حضرت دوست جان به جانآفرین تسلیم میکند.
برگزاری جلسات در جوار آرامگاه بانی مکتب
خانم افشار که بعد از فوت حاجخانم، مدیریت موسسه را بر دوش گرفت، سالهاست راه استادش را ادامه میدهد. او علاوهبر تدریس دروس حوزوی، سالهاست دوشنبهها زیارت آلیاسین و چهارشنبهها ختم انعام و در پایان مراسم نیز سخنرانی و درس اخلاق را برگزار میکند. کمک به نیازمندان، جلسات مشاوره در روزهای خاصی از هفته، فعالیتهایی که به امر خیر و رسیدن دو جوان به هم منتهی میشود -البته با شناخت و آگاهی از دو طرف- برپایی مراسم شبهای قدر و... از دیگر فعالیتهای این مرکز به شمار میرود.
چهارشنبهای که چهار دهه تکرار میشود
چهارشنبه است و سالن، مملو از زنان و دختران جوانی که به عشق صاحب این خانه دوباره گرد هم آمدهاند. روی تختی مستطیل شکل که با ملحفهای سفیدرنگ پوشانده و پشت آن با پارچههای ساتن و تور سبزرنگ تزئین شده است، سه دختر جوان با فاصله کمی از هم نشستهاند؛ در حالیکه بر روی رحلهای مقابلشان قرآنهای گشوده قرار دارد.
صدای زیبا و دلنشین تلاوت قرآن یکی از دختران، فضایی معنوی به محفل بخشیده و سالن با آن جمعیت انبوهش، پر از سکوت محض است و در سمت چپ سالن، آنجایی که به آن بالای مجلس گفته میشود و مختص بزرگان است، حاجخانم قانع از درون قاب عکسی که در کنار سنگ قبرش جاخوش کرده، نظارهگر این فوران ایمان است و ثمره سالها جهد و تلاش برای پاگرفتن چنین محفلی و مجلسی. فضا چنان روحانی و ناب است که ترجیح میدهم آرام و بدون هیچ گفتگویی با مدعوین این خانه، آنجا را ترک کنم.
راهنمایی دخترانه بنتالحسین
در همین کوچه، یک مدرسه راهنمایی دخترانه، دیواربهدیوار مکتب است. مشابهت نام این مدرسه با نام مکتب حضرترقیه (س) برایم جالب بود. در میان صحبتهای مدیر این مرکز آموزشی متوجه میشوم مجوز تاسیس این مدرسه غیرانتفاعی را هم حاجخانم قانع از آموزش و پرورش گرفتند تا دختران بیشتری را برای تربیت اسلامی در کنار خود داشته باشند و از آنجا که بانی این مکتب و مدرسه فرزندی نداشت، قرار است بهزودی دانشآموزان راهنمایی بنتالحسین به منزل ایشان که در سهراه کاشانی واقع است و مجوز پیشدبستانی و دبستان هم دارد، انتقال یابند.
*این گزارش ۱۸ شهریور ۱۳۹۱ در شماره ۲۱ شهرآرا محله منطقه دو چاپ شده است.