جواد شهابی درباره تأثیر فراوان کرونا بر شغل چاپ تراکت میگوید: با شیوع کرونا و بهدنبال آن تعطیلی تمامی مراسمهای دورهمی و جشنهای عروسی، دیگر سفارشی برای چاپ تراکت و کارت عروسی نداشتیم و میزان سفارشهای ما بین 70تا 80درصد کاهش یافت. گاهی اوقات چاپ تعدادی تراکت و کارت ویزیت شغلی را داشتیم که درآمد ناچیزی داشت. با ادامه پیدا کردن این روند درآمدمان به حداقل رسید و ما برای مدت بیش از یکسال از جیب خوردیم و خودمان را سرپا نگه داشتیم.متأسفانه برخی همکاران ما بهدلیل اینکه مغازه را اجاره کرده بودند نتوانستند دوام بیاورند.
بعد از شیوع کرونا بخشی از مردم که توجه بیشتری به پیامدهای این ویروس داشتند، برای خرید مایحتاج روزانهشان فروشگاههایی را انتخاب میکردند که علاوه بر کیفیت اجناس، شیوهنامههای بهداشتی را نیز رعایت کرده باشند. فروشگاه پروتئینی محمدرضا سعادتی در محله تلگرد از این دست بود. این کاسب محلی از همان روزهای نخست شیوع بیماری کرونا، با تغییراتی در روش فروش، توانست اعتماد مشتریان بیشتری را به خود جلب کند. سعادتی حدود 15سال پیش کارش را با فروش مرغ و دیگر اقلام پروتئینی در این محله آغاز کرده و از همان ابتدا تلاش داشته است تا با گرفتن سود کم از مشتریانش هوای آنها را داشته باشد.
رضا قربانی که دامداری هم دارد و در واقع کارش از تولید به مصرف است با اشاره به افزایش حداقل 50درصدی مواد لبنی در دوران کرونا میگوید: این ویروس بهطور مستقیم تأثیر زیادی بر فروش یا کاهش فروش مواد لبنی نداشت. این تأثیر بسیار اندک و بین 10 تا 15درصد بود. اما خشکسالی 2سال اخیر و بهدنبال آن گرانشدن نهادههای دامی مثل: جو، کنستانتره و علوفه افزایش قیمت 50 تا 100درصدی مواد لبنی را به دنبال داشت. یک کیلوکنستانتره از قیمت 4هزار تومان به 8هزار تومان و یک کیلو علوفه از 2تومان به 5هزار تومان رسید.
آرایشگرها در معرض انواع ویروس و بیماری قرار دارند و یک غفلت در خراش دست یا پوست سر و صورت خطرات بسیاری برای آنها به بار خواهد آورد. آقا امیر میگوید: ما با امراض پوستی و بیماریهایی مانند ایدز و... روبهرو هستیم. کرونا نیز کار ما را حساستر کرده است. برخی از مردم فکر میکنند آرایشگری کار راحتی است اما اینگونه نیست و سختیهای خودش را دارد.
مسعود جلالی درباره علل کاهش فروش طلا میگوید: جامعه ما شرایط اقتصادی خوبی ندارد و این یک موضوع عادی است که خانوادهها در زمان بروز مشکل مالی اقدام به فروش کالای سرمایهای خود میکنند و طلا یکی از همین کالاهاست. بسیاری از مشتریان ما هم که در این 2سال برای فروش اقدام کردهاند به همین دلیل مشکلات مالی و نیازهای زندگی بوده است. نتیجهای که میتوانیم بگیریم این است که وقتی اکثریت جامعه شرایط اقتصادی نامطلوبی دارند پس احتمال اینکه بتوانند طلا بخرند هم کاهش مییابد و در نتیجه فروش ما کم میشود.
برای شروع کار از پایگاه مجاور خودمان که وسعشان بهتر است و تعدادی هم خیّر دارد کمک گرفتیم. اما تعداد مبتلایان به بیماری زیاد شد و باید نوع کمکهایمان را تغییر میدادیم. غیر از بسته معیشتی به فکر افتادیم غذای گرم هم به این خانوادهها برسانیم. در ابتدا با یکی 2رستوران هماهنگ کردیم تا به ما غذا برسانند. 2بار از رستوران غذا آوردند که هر 2بار مشکل داشت. همین شد که تصمیم گرفتیم خودمان غذا درست کنیم. در ابتدای موج پنجم تقریبا 600خانواده بالای 4نفر مبتلا شده بودند و ما تأمین غذا و مایحتاج آنها را به عهده داشتیم.
افسانه میرآبی درباره کار جدیدش میگوید: یک کار علمیتخیلی در 9جلد نوشتهام که جلد اول آن در مرحله تأیید است. داستان این مجموعه 9جلدی ماجرای یک موجود تخیلی است که از اعماق زمین به سطح میآید و درگیر یک سری اتفاق میشود. «داستانهای موجود ناشناس و حیوانات جنگل» نام کل مجموعه است که هر جلد آن یک نام اختصاصی هم خواهد داشت. از بعد جذابیت کار هم ایدهای به ذهنم رسیده که در کنار چاپ کتاب، انیمیشن مجموعه را هم بسازم تا بتوانم یک بسته ارائه دهم.
حسن علیجانی صاحب یکی از مغازههای مانتوفروشی است که قبل از کرونا نیز در یک کارگاه تولیدی مانتو فعالیت داشته است. او که از شرایط حاضر بسیار گله دارد بیان میکند: بهدلیل شیوع کرونا بسیاری از مغازههای صنف ما با ضرر بسیار از ادامه کار دست کشیدند.
اعمال محدودیتهای چندباره شامل شغل ما هم شده و تمام پاساژها و مراکز تجاری تعطیل شدند اما اجاره مغازه و حتی هزینه شارژ آن از ما دریافت شد. از طرف دیگر چکهایمان برگشت خورد و بسیاری از شاگردان مغازهها که هر یک روی درآمد خود حساب باز کرده بودند بیکار شدند.
علی غلامنژاد میگوید: بعضی از مردم فکر میکنند حرفه ما کار آسانی است و همین که لباس را داخل لباسشویی بیندازی و کلیدش را روشن کنی کافی است. اما در واقع اینطور نیست و این شغل ریزهکاریها و فوتوفن زیادی دارد و تا زمانی که آن را نیاموختهای نباید به آن ورود کنی. درمجموع حداقل 2سال شاگردی برای آشنایی با فوتوفن شغل لباسشویی لازم است. به مرور زمان و هنگام کار با ریزهکاریهای آن نیز آشنا خواهید شد.
به نظر من یک هنرمند باید جستوجوگر باشد و از امتحانکردن چیزی ترس نداشته باشد. این روحیه جنگجوبودن بسیار زیباست. اگر فردی بخواهد وارد این حیطه شود باید تمام این موارد را در نظر بگیرد و واقعبین باشد. هنر چیزی نیست که شما برای آن یکسال زحمت بکشید و سپس به شما محصول بدهد. بلکه مانند بذری است که باید برای آن سالها تلاش و رسیدگی کنی. درست مانند یک درخت بامبو است که نهتنها در سال اول به درخت سبز نمیرسی، بلکه باید 5سال برای آن انتظار بکشی و صبر کنی.
حسام رحمانی که جوان 26سالهای است و شیفت عصر به عنوان شغل دوم در آژانسهای مجازی فعالیت دارد به ارسال غذا برای بیماران کرونایی اشاره کرده و اینگونه تعریف میکند: بعد از شیوع کرونا یکی از سرویسهایی که زیاد برای ما پیش میآید، این است که وقتی به منزل فرد درخواستدهنده میرویم مسافری سوار نمیشود فقط قابلمههای غذا و ظرفهای آبمیوه را میدهند و میخواهند آنها را به مقصد موردنظرشان که به طور معمول منزل یکی از نزدیکانشان است ببریم.
آلودگی هوا و تغذیه نادرست مشکلاتی هستند که با تغییر ساختار زندگی جوامع بشری گریبانگیر انسان مدرن شدهاند. با آگاهی بخشیدن و اصلاح سبک زندگی اما میتوان از بروز بسیاری از این مشکلات پیشگیری کرد. این موضوع نیاز به مشارکت نهادها و افراد مختلف دارد. عدهای از این افراد رابطان سلامت هستند. افرادی که در بین مردم حضور دارند، ارتباطی صمیمانه با اهالی محله دارند و میتوانند اطلاعات مختلف را برای ارتقای سلامت در جامعه به افراد انتقال دهند. با شیوع ویروس کرونا نقش این افراد در جامعه پررنگتر هم شد. از تشویق اهالی یک محله برای واکسیناسیون بگیرید تا توزیع بروشورها و... نصرت بابایی رابط سلامت خیابان شهید رستمی در محله کارمندان دوم از تجربیات خود در این ۲سال شیوع ویروس کرونا میگوید.
خودرو که داشته باشید به احتمال زیاد سر و کارتان به مغازه روکش صندلی و تزیینات خودرو میافتد. در نگاه اول این شغل خاص، زیاد به چشم نمیآید و به ظاهر ضروری هم تلقی نمیشود اما به سبب اهمیت دادن بیشتر خودروسواران به روپا بودن و تر و تمیزی و آراستگی خودرویشان، در گذر زمان بر تعداد صاحبان این شغل افزوده شده است. با اصغر محمودی فروشنده و نصاب روکش صندلی و تزئینات خودرو در محله جلالیه گپ و گفتی داشتهایم تا از جزئیات حرفهاش بشنویم.
در دوران اوج کرونا بهویژه در موج چهارم و پنجم کرونا قیمت برخی میوهها مثل هویج و لیمو شیرین به دلیل تأثیرات درمانی که بر بیماران کرونایی و جلوگیری از کرونا داشت به چند برابر رسید و حتی نایاب شد. ما در همین مغازه و اوج موج پنجم یک کیلو هویج را تا 35و 45هزار تومان هم فروختیم. حتی وقتی برای خرید هویج به بازار میوه و ترهبار میرفتیم در آنجا هویج نبود و اگر هم پیدا میکردیم باید با قیمت گران میخریدیم. تحت تأثیر این جوّ کرونایی فقط کافی بود یک نفر بگوید خیار خاصیت ضدکرونایی دارد تا قیمتش به اوج برسد.
سامان زرنگی مسئول تعمیرات تلفن همراه در یکی از فروشگاههای گوشی بولوار استقلال است. زرنگی ۷سال است در این کار فعالیت دارد و درباره روزهای کرونایی میگوید: «با توجه به نیاز مردم به گوشی همراه، تقاضا برای این کالا در سطح بالایی است. زمانی که این اندازه گوشی در اختیار مردم هست احتمال خرابی آنها هم وجود دارد پس شرایط کاری برای ما فراهم است.
پوران نادعلیزاده، از خیران و فعالان اجتماعی محله نیروهوایی، بعد از فوت مادرش در خرداد امسال، به پیشنهاد پدرش تصمیم گرفت خیرات اموات را بهجای دادن ولیمه و ناهار و شام، به توزیع نان رایگان در محلات حاشیهای شقایق و شهرک صابر بپردازد که در همسایگی محله نیروهوایی است.
مهسا مادر 3 دختر است که بزرگترین آنها 20 سال و کوچکترینشان حدود 3 سال دارد. شغل همسرش رانندگی تاکسی بود. او نیز به دلیل کرونا، از تعداد مسافرانش کاسته میشود و یکباره چرخ اقتصادی خانوادهشان نه پنچر، که فلج میشود. میگوید: 2 تا 3 ماه درآمد مشترک من و همسرم به کمتر از 500 هزار تومان رسید و برای رتق و فتق امور خانه و بچهها از دوست و آشنا قرض میکردیم، اما باز هم کفاف نمیداد و نزدیکان به ما کمک میکردند. این روایت مادرانی است که کرونا بر سر کسب و کارشان سایه انداخته است.
محمد علی سمیعی، مدیر عامل و مؤسس خیریه انصارالحجه (عج) میگوید: هر زمان که من این افراد موفق و البته خیّر را درکنار خودم میبینم، احساس غرور و افتخار میکنم و از اینکه زحمات ۵۰ سالهام به هدر نرفته است، خوشحال هستم، دیدن موفقیت این بچهها از بهترین خاطرات زندگی من است و هر زمان که با یکی از آنها برخورد میکنم، از اعماق وجودم خداوند را به این دلیل که من را واسطه رشد و ترقی آنها قرار داد، شکر میکنم. امثال این بچههای موفق زیاد هستند.
در مدت شیوع ویروس کرونا تعداد این مشتریان کمتر از نصف شده است، چون بسیاری از این زوجها برگزاری مراسم و شروع زندگی خود را به بعد از بین رفتن ویروس کرونا محول کردهاند. از طرفی با توجه به شرایط اقتصادی فعلی جامعه بسیاری از خانوادهها توان خرید جهیزیه با اقلام زیاد را ندارند بنابراین خیلی از عروس و دامادهایی هم که در این مدت از ما خرید کردهاند قید وسایل خانگیای را که کاربرد کمتری دارد زدهاند که خودش سبب کاهش فروش ما شده است.این دغدغه این روزهای فروشندههای این صنف است.
محمود رجایی میگوید برای تولید هر کدام از این محصولات باید به نکات ویژهای دقت کرد و هر محصول را در فصل خودش روانه باز کرد: برای تهیه ربانار جنگلی، باید انار جنگلی مرغوب تهیه کرد که در ماه مهر و آبان بهوفور در شمال کشور یافت میشود، قیمت بیشتری دارد اما طعم ترش و ملس به رب میدهد که معرکه است و طرفداران زیادی دارد. همچنین باید رب به اندازه کافی جوشانده شود چرا که هرچه غلیظتر شود، دیرتر خراب و فاسد میشود.