بنا بر سنتی که از گذشتههای دور وجود داشته آجیل شب عید به عنوان یکی از ملزومات سفره عید همیشه وجود داشته است. آجیلهای امروزی که شامل پسته، بادام هندی، تخمه ژاپنی و چند قلم تنقلات دیگر است کم کم جای پای خود را به سفره عید نوروز باز کردهاند. سابقه حضور آجیلهای امروزی در مغازههای آجیلفروشی به 40سال قبل برمیگردد در سالهای قبل از آن آجیل شب عید بیشتر شامل تخمه آفتابگردان، کدو، خربزه، هندوانه، توت خشک و درنهایت کشته سیب یا زردآلو بود. خبری از پسته، تخمه ژاپنی و بادام هندی نبود. معروفترین آجیل شب عید آن سالهای مردم مشهد نخود وکشمش بود که آن دو نیز تولید زمینهای کشاورزی مشهد بود.
سعید صادق آبکوه میگوید: در یک تقسیمبندی کلی همه شیرینیها به دودسته کلی تر و خشک تقسیم میشوند که طرز تهیه مخصوص به خود را دارند. شیرینیهای تر مواد خامهای و رنگی بیشتری دارند و به همین دلیل قیمتشان گرانتر است. این نوع شیرینی در بین نوجوانان و کودکان طرفداران زیادی دارد. کیکهای تولد نیز در گروه همین شیرینیهای تر قراردارند.
محمد نظام طلا میگوید: اولین اشتباه در کار ما آخرین اشتباه است. شلبودن یک پیچ یا جانخوردن کامل لنتهای ترمز میتواند فاجعهآفرین باشد به همین دلیل من بعد از پایان کار تعمیر و تعویض لنتهای ترمز خودرو توسط شاگردم، خودم در مرحله نهایی لاستیکها و لنتها را بررسی و بعد از مطمئنشدن از وضعیت لنت ترمزها اجازه بستن چرخها را میدهم.
امیرحسین فروتن بعد از چندسال حضور موفق در مسابقات قرآنی به دعوت حسین بازودار، مربی قرآن و مسئول دارالقرآن یحیی بن زید(ع)، به عضویت گروه همخوانی منتظران موعود در می آید و در ساخت نماهنگها و سرودهای مختلف با این گروه همراه است. گروه منتظران موعود یکی از 10 گروه سرود برتر دانش آموزی کشوراست و سال گذشته در اولین حضورخود در مسابقات کشوری رتبه 5مسابقات را کسب کرد.
هفت ساله بوده که بهدلیل علاقهاش به ورزش در باشگاه نزدیک خانه ثبتنام میکند و به جای فوتبال تصمیم میگیرد فوتسال بازی کند یکسالی که میگذرد به تشویق یکی از دوستانش که از ورزشهای رزمی تعریف میکرد در کلاس کاراته ثبتنام میکند اما همچنان فوتسال هم بازی میکند چند ماه بعد متوجه استعدادش در این ورزش رزمی میشود و تصمیم میگیرد بهطور حرفهای آن را دنبال کند.
حمید اردلان یکی از نوجوانان موفق محله طرق است که توانسته مقامهای زیادی از جمله نایب قهرمانی مسابقات اورآسیایی و مقام اول مسابقات کشوری نوجوانان را در رشته کیوکوشین کاراته کسب کند.
آدمهای خیر همیشه ماجراهای شنیدنی و جذابی دارند؛ همچون «مقصود ایرانمنش» که وقتی با همراهی برادرانش مجتمع فرهنگی فاطمیه آذربایجانیهای مقیم مشهد را راهانداخت، بهدنبال لبخند نیازمندان و گرهگشایی از آنان بود.او با 200خیری که به او اعتماد کردهاند، هفته آینده 50جهیزیه نیز بین زوجهای نیازمند توزیع خواهد کرد تا همزمان با روز تولد حضرت فاطمه(س)، بار سنگینی از روی دوش آنها در آغاز زندگی مشترک برداشته شود.
استقامت و صبوری همراه با خوشرویی، همه و همه، چیزهایی است که در نگاهش دیده میشود. حتی وقتی یاد شهدا و پسر مفقودالاثرش میافتد اخم به ابرو نمیآورد، اما شهادت برادر بزرگتر، یعنی حسن، جور دیگری خانواده را تکان داده است: مادر بهراستی الگوی صبر بود اما حسن، برادر بزرگترمان، جای خالی پدر را پر کرده بود. موقع تشییع پیکرش، تا به خودم آمدم دیدم پشتم خم شده است و صاف نمیشود. وقتی روی صورتش را باز کردند، خودم را توی بیمارستان دیدم. چون 2 ماه در منطقه پیکرش افتاده بود و کاملا استخوانی شده بود.
کرونا برای برخی خانوادهها بهانهای شد تا خیلی از مهارتهای زندگی را یاد بگیرند که تا پیش از این ایام در آن تخصص نداشتند. خانواده جواد برغمدی یکی از نمونههای موفق در این زمینه است که بهدلیل رعایت نکات بهداشتی در محله زبانزد شده است. البته این خانواده را به نمایندگی از همه آنهایی آوردیم که چالشها و تنشهای این ایام را به آرامش تبدیل کردند.
امین شعبانی یکی از اعضای شورای اجتماعی محله مجیدیه است او میگوید: همزمان با پیگیریهای مردمی برای ساخت مسجد یا مکان فرهنگی در محله مجیدیه، شهرداری منطقه ساخت مکانی با کاربری نمازخانه یا مصلی را در جوار پارک آفرینش آغاز کرد. ساخت این بنا در سال96 پایان یافت و به عنوان نمازخانه پارک آفرینش افتتاح شد. به دلیل نبود مسجد در محله، شهروندان از شهرداری خواستند که این نمازخانه به عنوان مسجد در اختیار اهالی قرارگیرد و شهرداری نیز با این درخواست موافقت کرد.
عصمتالسادات حسینیفر میگوید: الگوی من از کودکی مادرم بود که با صبر و حوصله از پدر جانبازم پرستاری میکرد. پدر و مادر من هر دو برای اسلام و دفاع از انقلاب دینشان را پرداختهاند. من هم در جوانی به این فکر افتادم که در حرفه پرستاری میتوان به افراد زیادی خدمت کرد و مسئولیتم در قبال جامعه همین است. 7سال است که پرستار هستم اما این دو سال آخر که بیماری کرونا نیاز به جهادی همگانی داشته است تلاشم را دوچندان کردهام تا پابهپای جهادگران سلامت برای مهار آن قدم بردارم.
آقای مستغنی و بانو البته هیچ وقت در محله شان آدم های بی تفاوتی نبوده اند. از همان 20سال پیش که به این محله آمدند، با همه مشغله کاری ای که داشتند، حواسشان به محله هم بود و هرجا عیب و ایرادی می دیدند پی اش را می گرفتند. مثلا تکه ای از آسفالت اگر خراب می شد، موزاییکی از پیاده رو اگر کنده می شد، آدم نابابی اگر توی محله می دیدند که به نظرشان مشکوک می آمد، سعی می کردند به شیوه خودشان این چیزها را رفع و رجوع کنند.
زنان سرپرست خانوار و خانوادههایی که بضاعت مالی کمی دارند میدانند که نیازی نیست از وضعیت مالی خود و هزینههای پزشکی چیزی به زبان بیاورند، چون دکتری در محله وجود دارد که بدون شنیدن این توضیحات نهتنها از آنها مبلغ ویزیت را دریافت نمیکند بلکه حتی در مواقع ضروری هزینه دارو را نیز خودش متقبل میشود. پزشکانی در شهرمان طبابت میکنند که راه دکتر شیخ را پیش گرفتهاند یکی از آنها دکتر داریوش شیدایی در محله مقدم است که از زمان دانشآموختگی با خود عهد کرده است بیماران نیازمند را رایگان مداوا کند.
علیرضا هاشمخانی، راننده تاکسی شهری طرفدار استفاده از تکنولوژیهای روز است و دوست دارد این تجربه را با دیگران به اشتراک بگذارد. در همین زمینه میگوید: در روش پرداخت الکترونیک کرایه تاکسی، شهروندان میتوانند یکی از سه برنامهای را که در این حوزه تعریف شده است روی گوشی خودشان نصب کنند و در زمان استفاده از تاکسی با اسکن بارکد نصب شده در ماشین کرایه خود را از طریق این نرمافزارها پرداخت کنند.
با شیوع بیماری کرونا بسیاری از مشاغل ضرر جبرانناپذیری متحمل شدند، اما در این میان توصیههای پزشکی مبنی بر افزایش قدرت سیستم ایمنی بدن و مصرف مرکبات باعث شد میوهفروشیها از مشاغلی باشند که کسبوکارشان رونق پیدا کند و میزان فروششان با وجود افزایش قیمتها نسبت به قبل بیشتر شود.
عرفان اباذریان، متولد مهرماه سال1385 است. علاقه به ورزش از همان کودکی در درون او نمود داشته است و به قول مادرش بیتحرکی و یک جا نشستن را نمیپسندد. خودش میگوید: ورزش را دوست داشتم و خانوادهام در این زمینه من را حمایت کردند تا بتوانم در رشتههای مختلف مهارت کسب کنم. به همین دلیل از زمانی که وارد مدرسه شدم در کلاسهای شنا، والیبال، بسکتبال، اسکیت و فوتبال آموزش دیدم.
بکاییان 19سال پرستار و بهیار مراکز بهداشت منطقه قاسمآباد است. 15سال در مرکز جامع سلامت فاطمیه بود. دو سال رفت مرکز شاهد و دو سالی هم هست که به مرکز امام حسن مجتبی(ع) آمده است. میگوید: این مرکز در شروع کرونا چند ماهی خدمات 16ساعته ارائه میداد. مراکز خیلی کم بود. ما شرح حال بیمارها را میگرفتیم و برای آزمایش آنها را به مرکز فاطمیه میفرستادیم. بعدازظهر هم شیفت بودیم و گاهی تا 9شب کار طول میکشید. اصلا نمیدانستیم جمعه است یا شنبه. وقتی هم واکسن آمد اوضاع همین بود. تا روزی که 500واکسن فقط در شیفت صبح میزدیم. شرایط مثل حالت جنگی بود.
با استقبال مردم مغازههایی شکل گرفت که فقط آبمیوه و بستنی میفروختند و حالا بهعنوان یکی از مشاغل موادغذایی بهشمار میروند. شاید این حرفه درظاهر شغل سختی به نظر نرسد، اما مانند دیگر مشاغل فرازوفرودهای زیادی دارد و اگر مهارت و تجربه نباشد، بیگمان بهجای سودآوری، ضرر و زیان جبرانناپذیری خواهد داشت.
این بار به سراغ تعدادی از دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی رفتیم که در گروه جهادی «صراط الحمید» دور هم جمع شدهاند. آنها فعالیتهای مختلف پزشکی دارند و از زمانی که کرونا مهمان ناخوانده شهر و کشورمان شده گستره فعالیتشان بیشتر شده است. آنها معتقدند مجاهدت در راه خدا گاهی اسحله به دست گرفتن و جنگیدن است، گاهی هم مانند حال حاضر کم کردن درد و رنج مردمان است. به هر حال هر کدامشان نوعی جهاد است.
علی متولد سال1350 در مشهد است. معلولیت جسمی- حرکتی او مادرزادی است و در سمت راست بدنش با انحراف لگن روبهروست. باوجوداین 7ساله که بوده در یک نانوایی مشغول به کار شده است. دیدن رکابزدن دوچرخهسواران در تلویزیون او را به سمت رسیدن به این رؤیا سوق میدهد. میگوید: یک روز پای تلویزیون نشسته بودم چند دوچرخهسوار معلول را دیدم. کار آنها برایم جذاب بود و با خودم فکر کردم چرا من نه؟ تلاش کردم و با کار در نانوایی سعی کردم پول جمع کنم و برای خودم دوچرخهای بخرم.
حسین کرامتیپور 26ساله و کارشناس آیتی حدود 10ماه است که مسئولیت پایگاه را به عهده گرفته است. او میگوید: شهیدان ناطقی دو برادر از شهدای دفاع مقدس و اهل محله سرافرازان بودند که خانوادهشان هنوز در یکی از خیابانهای همین محل زندگی میکنند. پایگاه بیشتر از 20سال است که فعال است و کمتر از یکسال است که من مسئولیت آن را به عهده گرفتهام. در اینجا ما نیروهای عادی و فعال داریم.