خانواده «قوام شکوهی» را خیلی از مشهدیها میشناسند. آنها نسل اندر نسل، سر تیغ آفتاب و سینهکِش خورشید، ۱۰۶پله را بالا میرفتهاند تا از فراز سازهای منارهمانند، خبر طلوع و غروب خورشید و سر رسیدن و یا سرآمدن وقت نماز را بدهند.
«عقد بالاسر حضرت» یکی از رسمهای قدیمی و محبوب مشهدیها است که قدمتش به دوره قاجار بازمیگردد. در گذشته، عروس و داماد را به قسمت بالاسر ضریح میبردند و خطبه عقد را آنجا میخواندند اما از سال ۱۳۹۷ این مراسم در رواق شیخطوسی برگزار میشود.
سیدحسین غریبی ۲۱ ساله بود که در یک جلسه قرآن، قرائت سوره توحید و ختم قرآن را به پایان رساند و همانجا از ته دل آرزو کرد که بالاترین افتخار یعنی خدمت در حرم امامرضا (ع) نصیبش شود؛ آرزویی که خیلی زود برآورده شد.
در بزرگ و سفیدرنگش از همان حاشیه بولوار ولایت پیداست؛ روی تابلو بزرگ نوشته شده «پارک موضوعی و فرهنگسرای زیارت».المانها و ماکتهای رضوی آنقدر طبیعی و خوب کار گذاشته شده که خود را در صحن سقاخانه حرم احساس میکنم.
در روز زیارتی امامرضا(ع)، خیابانهای اطراف حرمرضوی مملو از عاشقان زیارت است. معصومه رسولی میگوید: به نیت شهدای شهرمان آمدیم به مشهد. از صبح زود آمدهایم و تا آخر شب میمانیم. ۱۵۵نفر کم نیست که بتوانیم زود زیارت کنیم و برویم.
رضا شرفی میگوید: توی دفترم رفتوآمدها را ثبت میکنم به هشتتا که برسد، دور دسته کیف، روبان قرمز میپیچم، یعنی که میهمان امام رضاست و نوبت اصلاح رایگان رسیده است. او پس از ده سال استمرار در انجام این نیت، به آرزوی خادمیاش رسید.
حسین شیبانی درباره مونولوگ «در هوای حرم» میگوید: قصه درباره همان عمونوروز آشنای فرهنگ عامه ایرانی است؛ شخصیتی که در لحظه تحویل سال، مژده بهار را میدهد، اما امسال در آغاز سفرش با جنگ و حوادث تلخی که در کشور رخ داد، روبهرو میشود.
سنگ مقام امامرضا (ع)، از کهنترین نمونههای شناختهشده در میان کتیبههای حرم است که اکنون در موزه آستانقدسرضوی نگهداری شده و در معرض نمایش زائران و علاقهمندان حضرت قرار گرفته است.
عشق آقارضای رحمتی به خادمی ثامنالحجج (ع) چنان پرشور بود که سایر اعضای خانوادهاش را هم دربرگرفت تا آنجاکه همسرش برای خادمی حرم اقدام کرد و حالا چندسالی هست که فرزندانش نیز در حرم رضوی اجرا میکنند.
احمد ابراهیمی؛ مردی که مسیر زندگیاش با واژههایی، چون ایثار و تعهد گره خورده است، سالها در کسوت معلمی به تعلیم و تربیت پرداخت و درکنار آن، حضور در جبهه و فعالیتهای جهادی در مناطق محروم را نیز از یاد نبرد.
مرحوم حاجمحمدصادق رافتی، در حالی در هفتم اردیبهشت ۱۳۷۱ درگذشت که ۶۰ سال از عمر پربرکت ۷۳ ساله خود را وقف کار در صحن و سرای حرم رضوی (ع) کرده بود.
با «نیرهسادات شیرفروشان» که نام او در «دفتر شفایافتگان حرم مطهر رضوی» است، آشنا شدهایم و به قول خودش پس از ۳۰سال پژمردگی، خستگی و دلشکستگی، در ۸/۸/۸۸ همان روز زیبای میلاد حضرت رضا (ع)، چشمش به جمال حضرت روشن شده تا از دستان مهربان او شفا بگیرد.
نسخه خطی موسوم به «مصحف مشهد رضوی» یکی از ارزشمندترین نسخههای بهجا مانده از سده نخست هجری قمری است. از این مصحف میتوان به عنوان سندی برای بررسی تاریخ کتابت و نحوه قرائت آیات در آغازین دورههای ظهور اسلام استفاده کرد.
تاریخ گواه این است که در بسیاری مواقع هم، مدالهای افتخار همیشه نصیب افتخارآفرینان و قهرمانان یک ملت نمیشود و گاهی بر گردن افرادی انداخته میشود که سرهای بیگناه زیادی را به باد دادهاند.
بخش مهمی از گزارشهای محمدحسنخان اعتمادالسلطنه، وزیر انطباعات ناصرالدینشاه و نویسنده کتاب بسیار ارزشمند «مطلعالشمس» درباره توسعه و تزیین حرم رضوی، در کتاب دیگر او موسوم به «المآثر والآثار» درج شده است.
آن وقتها یک حرم بود و یک صحن کهنه با سقاخانه اسماعیل طلا و کفترهایش؛ دور تا دور صحن هم راسته بازاری بود که ابتدایش حرم میشد و انتهایش یک مغازه قالیفروشی.
نقش زرکوب نام مبارک امام رضا(ع) و حرم و اسمای امامش، یک نقاشی سطح ۲ است که ارتفاع ۲.۵ متری دارد، اما هیچ طولی برای آن مشخص نشده است و بر اساس شکل دیوارهای منطقه تکرار خواهد شد.
اهل تهران است، حوالی پاسداران. پس از آنکه زندگی و چندتکه وسایلی را که داشت در بمباران دشمن صهیونی از دست داد با دل شکسته و دست و پایی که نای چندانی ندارد، راهی مشهد شد.
از روزی که در سال ۶۱۷ هجری قمری لقب «دارالامان» به مشهد داده شد، این نام نه یک عنوان تشریفاتی که بازتابی بوده که قرنها دوام آورده و در دورههای گوناگون، شکلهای متفاوتی از «امان» را به مردم بخشیده است.
محمدعلی دوستی ۶ سال بیشتر نداشت که دست در دست پدر راهی مکتبخانه شد تا قدمهای کوچکش را در بزرگ کردن نام طلاب بردارد. اهالی او را که امروز نامش با بزرگان قرائت قرآن پیوند خورده، هنوز جزوی از کوچه سیزدهم «خیابان شهید مفتح ۲۰» میدانند.