150سال پیش اگر قرار بود رد یکی از ثروتمندان مشهدی را بزنیم، باید قدم در کوچه عسکریه میگذاشتیم که در دلش بیش از 20تاجر و ارباب و مالدار زندگی میکردند. معروفترینشان هم داروغه شهر بود که خانهای رو به خانه تاجر کشمش مشهد، آقای کشمشیان، داشت.
محله
پایین خیابان
محله پایین خیابان به دستور شاهعباس اول صفوی بهطول یک کیلومتر از حرم مطهر تا دروازه پایینخیابان ایجاد شد. از آنجا که بخش انتهایی خیابان اصلی شهر در این محله قرار داشت، مردم مشهد به این محله «ته خیابون» میگفتند. اکنون بسیاری از هتلهای معروف مشهد در پایین خیابان قرار دارد.
هنوز یادش است که سینی چای را او میان نمازگزاران مرد و زن تعارف میکرده است. با همین کارها بهمرور مسجد جایگاهی در زندگیاش پیدا کرد که همه مأمن و پاتوق اصلیاش به همانجا ختم میشد. اگر جایی در مسجد نیاز به تعمیرات داشت یا در اقلام موردنیاز کموکاستی بود، رسیدگی به این کارها را به او واگذار میکردند. خبرهشدنش در این مسیر موجب شد مسئولیت کامل مسجدداری را در همان سن نوجوانی به او بدهند. به این ترتیب هر کاری را که به 2مسجد درویش و امامهادی(ع) مربوط میشد، او باید مدیریت میکرد و چموخم همهچیز را در دست داشت.
محراب خان وصیتش بر خاکسپاری در حرم امامرضا(ع) و وقف اموالش برای مردم این شهر بود، مسجد محرابخان در نوغان، حوضانبار و قلعه محرابخان، بیمارستان و آسایشگاه جذامیان را برای مشهدیها به یادگار گذاشت.
نه هیکل دمکردهای دارد، نه چاق است و نه درشت، بلکه پسر لاغراندام و جوانی است که از ششسالگی در زورخانه زانو زده و با مرام و جوانمردی مولا علی(ع) رشد کرده است؛ کسیکه این روزها عنواندار حدود 10مسابقه ورزش باستانی و سنتی کشور است و در آخرین مسابقهاش (قبل از آغاز کرونا) موفق شد 80دور را در 40ثانیه تیز بچرخد و مدال نقره کشوری را به خانه بیاورد.
بیتالصادق(ع) یکی از مکانهایی است که خادمانش تن به تعطیلی کرونایی ندادهاند و با تغییر روش، همچنان آن را پویا نگه داشتهاند. همان مکانی که قبل از آمدن کرونا، هزاران مرد و زن را در دل خود برای جشن، دعا و افطار جمع میکرد، این روزها محل توزیع بستههای معیشتی شده است.
حمام حاج نوروز 150سال قبل بهدست حاجنوروز در کوچه انتهایی گنبدخشتی ساخته شد و نامش نشست روی همان کوچه. مسگرها در همسایگی حمام، آبانبار و دهها دکان داشتند.امروز دیگر خبری از پیآب مسگرها نیست و از حمام که تا سال1380 بههمت نوههای حاجنوروز اداره میشد، جز تکهزمین خاکی محصورشده میان ورقهای گالوانیزه چیزی باقی نمانده است.
محمدجواد پناهی کودکیاش در مهدیهها و مکتبخانههای نوغان و تپلمحله گذشته است و این روزها به پاس همان زحمات کودکی جزو قاریان بینالمللی شناخته میشود. کسی که کارش را با تقلید شروع کرده و بعدها با تسلط بر دستگاههای موسیقی، آن را بسط داده است.
در بهار سال1376 برای اینکه سردر مدرسه در طرح نوسازی و بهسازی اطراف حرم مطهر خراب نشود، در یک جابهجایی بزرگ، کل سردر از نقطه اولیه به نقطه دیگری تغییر مکان داد. این طرح نجاتبخش فقط همان یکبار در بافت قدیمی مشهد انجام شد و با وجود موفقیت، دیگر تکرار نشد تا امروز افسوس بخوریم به آنچه که از خانه و مکانهای تاریخی در نوسازی اطراف حرم مطهر خراب کردیم.
پاکستانیهایی که 200سال قبل از کشور همسایه راهی این شهر شدند در مجاورت حرم مطهر ساکن شدند. پرجمعیت، شلوغ و پررفتوآمد بودند و خیلی زود توانستند نام محله را در پایینخیابان به نام خودشان یعنی «کشمیریها» ثبت کنند. محلهای که این روزها فقط نامی از آن باقی مانده است، اما تا همین چهل، پنچاه سال پیش یکی از محلههای بهنسبت بزرگ مشهد و خارجینشین به شمار میرفت.
یکی از سادهترین و در عین حال کوچکترین مساجد تاریخی مشهد، مسجد امام حسن مجتبی(ع) در عیدگاه است که با وجود سادگی و بیآلایشی، تاریخچهای عجیب در پس آن پنهان است.
خانهموزه حکام در خانه داروغه بعد از اعلام رسمی ستاد مبارزه با ویروس کرونا درباره بازگشایی مکانهای تفریحی و گردشگری افتتاح خواهد شد.
عسکریه مانند دیگر بناها و مدارس مرحوم عابدزاده است که در شکلگیری عقاید سیاسی و مذهبی و هویتبخشی به بافت تاریخی که در آن واقع شده نقش مهمی داشته و دارد. همین امر هم مسئولان میراث فرهنگی استان را مجاب به ثبت آن در فهرست میراث ملی کرد.
در محله پایینخیابان و در خیابان شوشتری8 کوچهای وجود دارد که زمانی محل برووبیای محله بود. شاید امروز از هویت قدیم آن چیزی باقی نمانده باشد، اما هنوز هم در میان مردم به نام بزرگ و خیر محله آن زمان، حاجابرام (ابراهیم) شناخته میشود. طبق گفته بزرگترها و قدیمیها، این کوچه قدمت دویستساله دارد و ابتدای کوچه هم حمام معروف حاجابرام قرار داشته که خودش این حمام را ساخته و وقف کرده بود.
سالهای 1363 و 1364 هر چهاربرادر همزمان در جبهه بودیم. من و محمود عضو واحد اطلاعات عملیات بودیم. البته من بهدلیل علاقه زیاد، از همان سال1362 که به جبهه رفتم، آموزش غواصی دیدم و در لشکر5 نصر بهعنوان غواص برای شناسایی میرفتم. 2برادر دیگرم نیز عضو واحد تخریب بودند، اما هیچوقت هیچکداممان در یک منطقه و کنار هم نبودیم. به همین دلیل تلفنی و برخی وقتها هم در مرخصیهای چندروزه یا از رزمندههای دیگر احوال هم را جویا میشدیم.
مرد با تهلهجه عربی صاحبمغازه را دوباره و اینبار با لفظ «حاجی» صدا میزند. حاجی حواسش جمع میشود و دوختن بیرق سرخرنگ را رها میکند تا پاسخگوی مشتری باشد. محمدعلی بهرامی هفتادساله بیشتر عمرش را در این شغل گذرانده است. زمانی که کودکی دهساله بود، کارش را با شاگردی شروع کرد، اما اکنون بیش از 35سال است که در راسته بازار محله نوغان تولیدی خودش را دارد.
زمانی که خبری از خودرو نبود و رفتوآمد مردم با پای پیاده و دوچرخه انجام میشد، بیشتر کوچههای شهر باریک و تودرتو ساخته میشد. در این میان یکی از کوچهها عرضی بسیار بیشتر و حدود 8متر داشت و بین اهالی به همین نام معروف شده بود.
اصل شکلگیری حسینیه به سال1285 برمیگردد؛ زمانی که شمشیرسازهای محله عیدگاه تصمیم گرفتند برای دهه اول محرم مراسم عزاداری برپا کنند. چند نفر از آنها دور هم جمع شدند و در زمینی وقفی که اسمی از واقف آن ثبت نشده است مراسم سال اول را با شبیهخوانی شروع کردند. جمعیتی که برای دیدن نقش عمه سادات، شمر ملعون، علمدار کربلا و... سرازیر میشد، باعث شد تا این رویه در سالهای بعد هم ادامه پیدا کند.
اصغر صابری کرده 50سال در هیئتهای مختلف محله دم گرفت. او نماد زنده مداحی سنتی و چهارپایهخوانی در بازار بود. جدای از اسم و رسمش، آنچه او را خاص میکرد، بیسوادیاش بود که بهرغم آن، اشعار زیادی را حفظ بود و بدون حتی جدا انداختن یک واو با صدای رسا میخواند. در آبیرنگ انتهای کوچه بلوچیها خانه آبا و اجدادیاش بود که با وجود اینکه نیمهمخروبه بود، به هیچوجه قصد فروش یا واگذاری به غیر را نداشت. میگفت «این خانه ارث پدرم است، نمیتوانم از آن دل بکنم.»
یکی از مدارس علمیه مهم و معروف مشهد مدرسه نواب است. مدرسهای که درواقع صدقه جاریه میرزا محمدصالح رضوی است. میرزا محمدصالح رضوی، ملقب به صدرالممالک، پسر میرزا محسن نواب است که نسبش با 18واسطه به امام جواد(ع) میرسد و در مشهد، نقیبالاشراف سادات رضویه تقویه به حساب میآمده است.
از محله عیدگاه که روزگاری دروازههایش به روی تجار راه ابریشم باز بود و کاروانسراهای آن بسیار پررونق بودند و از ٨ آبانبار، ٢مدرسه، ١٦مسجد، ١٧تکیه، ٩کاروانسرا و تیمچه، ٧حمام، ٢٨کارخانه شعربافی و ١٤باغ، حالا یک راسته خیابان باقی مانده است و چند یادگار مخروبه. از قدیمیهای عیدگاه فقط بامشکی، عابدیان و جلالیان هنوز هم در محل هستند.