مسئولان مدرسه خبرچینی کرده و آمار ما را به ساواک و شهربانی داده بودند و خیلی طول نکشید که چندتانک با کلی نیروی مسلح ساواک وارد مدرسه شدند. راه فراری برای ما نگذاشته بودند. از جمع همه بچههای مدرسه، 6نفر را دستگیر کردند و بردند که یکی از آنها من بودم. دستها و چشمهایمان را بسته بودند و نمیفهمیدیم که دارند ما را با خودشان کجا میبرند. پایمان که به زمین سفت رسید، تا جایی که جا داشت و خوردیم ما را کتک زدند.
محله
پایین خیابان
محله پایین خیابان به دستور شاهعباس اول صفوی بهطول یک کیلومتر از حرم مطهر تا دروازه پایینخیابان ایجاد شد. از آنجا که بخش انتهایی خیابان اصلی شهر در این محله قرار داشت، مردم مشهد به این محله «ته خیابون» میگفتند. اکنون بسیاری از هتلهای معروف مشهد در پایین خیابان قرار دارد.
ولی شفیعی مانند خیلی از ایرانیها صبح 13دی وقتی خبر شهادت سردار را شنید، یک جمله به زبان آورد: «مرد شجاع ایران، چقدر مظلوم بودی.» او همان زمان به خودش قول داد که سردار مظلوم ایران را با هنرش بیشتر نشان دهد. از آن زمان تاکنون علاوه بر کشیدن بزرگترین نقاشیدیواری مشهد از سردارسلیمانی در خیابان شهیدنوابصفوی، 6تصویر دیگر از او را در معابر مشهد و مدرسهها نقاشی کردهاست؛ نقاشیهایی که طبق گفته خودش افتخار کارنامه کاریاش در طول 17سال است.
خانه حاجمحمدحسین ناظران، تاجر برنجفروش محله پایینخیابان، که در زمان قاجار بنا شد، از ابتدای دهه70 مکانی برای اسکان زائران در فصلها و ایام خاص شد و مردادماه سال 98 بهدنبال تذکر سازمان میراث فرهنگی به مالک فعلی (انصاری) سرانجام مجوزهای لازم برای ساختوساز و بازسازی را گرفت.
زورخانه شهدا در محله عیدگاه جزو قدیمیترین زورخانهها محسوب میشود و پیشکسوتان پیشتر از آن استفاده میکردند، اما استقبال جوانان باعث شد زورخانه دیگری در محله پایینخیابان مخصوص تمرین و آموزش جوانان و به همان سبک زورخانه شهدا با نام استاد ریاحی بهوسیله شهرداری مشهد در مجموعه ورزشی وحدت افتتاح شود. 2مکانی که این روزها تنها زورخانههای اطراف حرم مطهر رضوی هستند.
یهودیها بناهای زیادی را در کوچهپسکوچههای محله عیدگاه که ساکن آن بودند، احداث کردند که امروزه به بناهای تاریخی تبدیل شدهاند و هویت یک دوره از تاریخ مشهد را بهدوش میکشند. یکی از این بناها حمام است. حمامی که بهگفته قدیمیهای محله حمامی با معماری خاص بوده است و تا زمانی که درهای محله جدیدها بهسوی مردم مشهدی باز نشده بود، فقط یهودیها حق استفاده از آن را داشتند.
در شهر امام هشتم(ع) که روزانه سفرههای بیریای بسیاری به نام اهلبیت(ع) پهن میشود، سفره ریشهداری هست که بیش از 7دهه قبل هرچهارشنبه شب 200نفر از مردم بهخصوص نیازمندان را دورهم جمع میکند تا میهمان اهلبیت(ع) شوند؛ سفرهای که بهنام مسجد موسیبنجعفر(ع) شناخته میشود.
عیدگاه که زمانی از جنوب شهر تا بست مقدس امتداد داشت، امروز در یک کوچه و 14فرعی آن خلاصه میشود؛ محدودهای که ساختمانهای نوشده آن دیگر تصویری از نمای پیشین را ندارند، اما نام قدیمی عیدگاه همچنان در آن زندهاست. همچون گذشته سیروس، زنجیر، باغحسنخان و شمس از فرعیهای معروف آن است.
جزو اولین نفراتی بود که به عشق رانندگی و گرفتن فرمان و پیچاندنش به این طرف و آن طرف بعد از گرفتن گواهینامه برای خرید پیکان در مشهد ثبتنام کرد. اصغر رستمزاده خراسانی، هشتادساله در ابتدای جوانی تصدیق رانندگیاش را میگیرد و بعد از چندسال به محض آغاز تولید پیکان بهعنوان نخستین نفر از مشهد برای گرفتن این خودرو ثبتنام میکند.
از آن دوران خوش، نمای بنا و کاربری آن تغییرات زیادی کرده است و تنها راه تشخیص این بنا با بناهایی که در ابتدا ساخته شد، فقط طاق و در و پنجرههای چوبی ورودی آن است. سری به جوادیهای زدهایم که روزگاری در زمان آتش گرفتن مهدیه، پاتوق شمار زیادی از شاگردان این بزرگمرد محسوب میشد و درِ آن هرساعتی از شبانهروز در خیابان طبرسی به روی مردم باز بود.
هیچکس در مدرسه شبانهروزی «حاجرضا مقدم» خودش را فقط یک دانشآموز نمیداند؛ بلکه چونان خانهای است که یک خانواده عیالوار صدنفره دارد و هر یک از دختران عضوی از آن هستند.
خانه امیری سومین خانه تاریخی اطراف حرم مطهر که بازسازی و مرمت شد. این خانه تاریخی ۱۰۸ ساله ویژگیهای منحصربهفردی دارد که یکی از آنها اجرای معماری ۲ دوره صفویه و قاجار در نمای شرقی خانه است. یکی از مهمترین نکات در بازسازی و مرمت این اثر تاریخی، کشف جبهه شمالی این خانه و همچنین کوچه مخفی در این بنای تاریخی است.
چندتن از استادهای مرمتکار مشهد از چندسال پیش دست به اجرای طرحی با نام «دوبارهچینی» آثار تاریخی زدهاند؛ طرحی که در روند آن مصالح اثر درخطرتخریب، جمعآوری و در مکان جدید بازنمایی میشود. در این راستا هفته گذشته از دوبارهچینی سردر خانه اسماعیلی رونمایی شد که ساختمانش سال1392خراب شده بود.
از عباسقلی خانی که مردم مشهد در ذهن دارند تا آن «بیگلربگ» و «واقف بزرگ دوران صفویه»، زمین تا آسمان فاصله است. عباسقلی خان گزارش ما همان کسی است که مدرسه عباسقلی خان را ساخت و 76پارچه آبادی وقفش کرد. مدرسه ای که اکنون تنها مدرسه قدیمی به جامانده از دوره صفویه است و همچنان کاربری مدرسه دارد و در این مدت چند هزار طلبه را تربیت کرده است.
مسجدی که در دهه60 و روزهای جنگ از محفلهای مهم فکری جوانان و یکی از مراکز ساماندهی آنها برای اعزام به میدان نبرد بود، برای اینکه دوباره جوانترها آن را خانه دوم خودشان بدانند، قرائتخانه راه انداخته است. این قرائتخانه فقط با 50متر مساحت، هرروز نیمکتهایش پر از جوانهایی است که درسخواندن در مسجد را به دیگر کتابخانههای عمومی ترجیح دادهاند.
ماجرای این کارآفرینی از یک پیشنهاد ساده آغاز شده است. خانم زهرا موسوی، مدیر هنرستان، وقتی متوجه وضعیت اقتصادی خانواده برخی دانشآموزانش میشود، برای برگزاری یک جشنواره در فضای مدرسه برنامهریزی میکند. سیما درباره آن روز اینگونه توضیح میدهد: عنوان مراسم «جشنواره غذا» بود. با راهنمایی خانم مدیر و دبیر کارآفرینیمان قرار شد من هم در آن شرکت کنم
جملهای غریب و ناآشنا برای مشهدیها و زائرانی که برای سوغات به مغازهشان میروند را بزرگ، با خطخوش روی یک تکه مقوا نوشته و بالای سرش نصب کرده است؛ «جنس فروخته شده باکمال احترام و بارضایت پس گرفته میشود». جملهای که با شنیدههای ما از بسیاری کاسبان مغایرت دارد، اما اعتقاد قلبی سید عبدالکریم کاظمی و سجاد سجادیان همین است.
کوچه پس کوچههای پایینخیابان را مثل کف دست میشناسد. از روزی که ساختمان حاجیلته سر به آسمان برد و خودش را از خانههای نقلی محله بالاتر کشید را به یاد دارد تا حالا که محله پایینخیابان هزار تکه شده است. محمود ناظرانپور متولد و بزرگ شده محله پایینخیابان است و این هفته با خاطرهگوییهایش ما را به پایینخیابانی میبرد که قزلباشان هرصبح در میدانگاهی نزدیک نوغان مراسم صبحگاه برگزار میکردند و هندیها برای خود کوچهای مخصوص در نزدیک حرم مطهر داشتند. با خاطرههای ناظرانپور به خانهها، کوچهها و کاروانسراهایی میرویم که شاید امروزیهای محله پایینخیابان از وجود این مکانها خبر ندارند.
نخستین مطبعه چاپ سربی در مشهد، «مطبعه طوس» است. براساس یک پژوهش ارزشمند، تعداد ۲۵ عنوان کتاب طبعشده در این مطبعه شناسایی شده است.
کوچه محمدیه9 خانه دیگری هم دارد، به نام شهیدپاسدار غلامحسن نهانی که تنها همسایه دهنویهاست. این خیابان که درمجموع 6شهید دارد، از حدود 2دهه گذشته به نام شهیدان دهنوی تابلو خورده و از سال1396 هم خانه دهنویها با داشتن نشان ایثار مقام معظم رهبری به «خانهموزه شهدا» تبدیل شده است.
«عباس برای کمککردن به آدمها سرش درد میکرد.» این جمله کوتاهترین تعریفی است که خانواده شاهی و همسایههایشان در بالاخیابان از عباس 40سال پیش دارند؛ پسری فنی و خوشاخلاق که وقتی نیاز رزمندهها به تعمیرکار را شنید، به بهانه رفتن به سربازی، مادر را راضی کرد و در هفدهسالگی عازم میدان جنگ شد و با همان عشقی که به کارش داشت، هنگام تعمیر موتور قایق به شهادت رسید.