کوچکترین عکاس برنده جشنواره عکس هویت شد
وجود بارگاه امام هشتم(ع) باعث به وجودآمدن هویت خاص مذهبی در مشهد شده و بسیاری از نمادهای هویتی آن با مرکزیت حرم شکل گرفته است؛ مغازههای عکاسی، عطرفروشی، انگشترفروشی و... از نمادهای هویتی این شهر هستند که باوجود همه تغییرات هنوز باقی ماندهاند.
اگرچه مشهد به قول قدیمیها امروز دیگر آن یکدستی و یکرنگی قدیمش را ندارد اما با همه تغییرات و برخلاف همه نظرها هنوز هویت خود را حفظ کرده و ما بهعنوان یک مشهدی وظیفه داریم با هویت شهرمان آشنا شویم و در حفظ و انتقال آن به نسلهای آینده کوشا باشیم.
یکی از اقدامات شایستهای که میتوانیم با آن هویت این شهر را برای نسلهای آینده حفظ کنیم، عکاسی است. شاید شما هم تاکنون چند عکس قدیمی از مشهد دیده باشید؛ مکانهایی که امروز اثری از آنها نیست و این عکس تنها یادگاری و پیونددهنده ما با هویت گذشته شهرمان است.
مدتی قبل جشنواره عکس با موضوع هویت برای معرفی نمادهای هویتی مشهد توسط معاونت فرهنگیاجتماعی شهرداری مشهد برگزار و با استقبال گسترده شهروندان نیز روبهرو شد که این خود نشانه علاقه شهروندان به شهرشان است.
این مسابقه عکس مدتی قبل برگزار شد و نفرات برتر آن نیز معرفی شدند. برای آشنایی بیشتر با موضوع جشنواره و چگونگی برگزاری آن به سراغ نوجوانی که رتبه اول این جشنواره را به دست آورده، رفتیم تا گفتگوی دوستانهای با او داشته باشیم.
نفر اول جشنواره عکس هویت مشهد خودش را اینگونه معرفی میکند: سالار سعیدی، ساکن بولوار هنرستان هستم و در پایه سوم راهنمایی در مدرسه نور امام رضا(ع) مشغول به تحصیلم. عکسهای من در بین عکسهایی که به جشنواره عکس هویت ارسال شده، مقام اول را کسب کرده است.
کتابهای مصور باعث علاقهام به عکس شد
سالار که حالا عکاس حرفهای شده و به عکاسی عشق میورزد، از روزهای شروع علاقهاش به عکاسی و زمانیکه اولین مجموعه عکس را دیده، چنین میگوید: کلاس اول بودم که به کتابخانه مدرسه رفتم، درگوشه یکی از قفسهها یک مجموعه کتاب با عکسهای رنگی زیبا چیده شده بود.
با سرعت یکی از آنها را برداشتم، شروع به ورقزدن کردم، عکسهای زیبایی از پرندگان و طبیعت در آن وجود داشت و رنگهای زنده و شاد این کتاب من را مجذوب خود کرد. کتاب را امانت گرفتم و به خانه بردم.
هنوز یادم است چندین بار کتاب را ورق زدم، روز بعد هم به سراغ بقیه این مجموعه کتابها رفتم. بعد از این ماجرا هروقت با مادرم به کتابخانه میرفتم دنبال کتابهایی با عکسهای رنگی میگشتم و به مادرم اصرار میکردم که حتما یکی از آنها را برایم بخرد.
اولین عکاسیام با دوربین خانوادگی بود
سالار ماجرای اولین عکسی که گرفته بود را اینگونه تعریف میکند: چند سال پیش که به همراه خانواده به سفر شمال رفته بودیم، پدرم یک دوربین عکاسی با خود آورده بود.
بین راه کنار یک آبشار زیبا توقف کردیم، پدرم مشغول عکسگرفتن شد. من هم به پدرم اصرارکردم که اجازه دهد چند عکس بگیرم. تا آن زمان هیچ عکسی نگرفته بودم به همین دلیل پدرم میترسید دوربین را خراب کنم و راضی نمیشد، اما با اصرار من و مادرم رضایت داد. پدرم ابتدا عکسگرفتن با دوربین را به من یاد داد و بعد از آن چند عکس از آبشار گرفتم.
از شمال که برگشتیم، پدرم برای ظاهرکردن عکسها به عکاسی رفت، او به عکاس گفت: ممکن است بعضی عکسها زیاد خوب نیفتاده باشد و بهتر است آنها را حذف کنی، اما زمانیکه عکاس عکسها را ظاهرکرد، به پدرم گفت: همه عکسها خوب بود و چندقطعه آن خیلی حرفهای گرفته شده است. عکسهایی که از آنها تعریف کردهبود همان عکسهایی بودند که من برای اولین بار گرفته بودم.
عکاسی با موبایل
به دلیل استعداد و علاقه من به عکاسی، پدرم یک روز به خانه آمد درحالی که یک موبایل شیک برایم خریده بود، از امکانات این گوشی، مجهزبودن آن به دوربین عکاسی با کیفیت بالا بود. آن شب از خوشحالی تا صبح نخوابیدم. روز بعد مدرسه تعطیل بود، صبح زود خودم را به نزدیکترین پارک محله رساندم و از هر چیزی که به نظرم جالب بود، عکس میگرفتم.
عکسهای زیادی گرفتم، به خانه رفتم و آنها را در کامپیوتر تماشا کردم، به نظرم بد نمیآمدند. بعد از آن به کتابخانه رفتم و چند کتاب درباره روش صحیح عکاسی تهیه کردم و به این ترتیب با برخی اصول عکاسی آشنا شدم. هر روز عکس میگرفتم و بهترینها را در کامپیوترم نگهداری میکردم.
شرکت در جشنواره هویت
بعد از مدتی بهوسیله یکی از دوستانم مطلع شدم که فرهنگسرای فنآوری و رسانه، مسابقه عکسی باعنوان هویت مشهد برگزار کرده است. من هم با ارسال ۸۰ قطعه عکس که بیشتر آنها را از تندیسها، پارکهای مشهد و حرم امام رضا (ع) گرفته بودم، در این مسابقه شرکت کردم.
سالار درباره مسابقه میگوید: ۱۹ هزار قطعه عکس تا ۲۰ مرداد برای شرکت در مسابقه به فرهنگسرای فناوری و رسانه فرستاده شد که از این میان هزار اثر برای شرکت در مسابقه هویت توسط کارشناسان موردبررسی قرار گرفت. سرانجام بعد از بررسی چندروزه کارشناسان، نفرات برتر این مسابقه معرفی شدند.
تعجب داوران مسابقه
سالار که خودش هم فکر نمیکرد رتبه اول این مسابقه را کسب کند، میگوید: ۶ شهریور از فرهنگسرای بهشت ما را دعوت کردند و در آنجا گفتند که من در مسابقه هویت رتبه آوردهام، البته به من نگفتند که چه عنوانی کسب کردهام، فقط گفتند برای گرفتن جایزه به فرهنگسرای بهشت بروم.
داوران گفتند من کوچکترین عکاس شرکتکننده در جشنواره هستم
روز بعد همراه خانوادهام به فرهنگسرای بهشت رفتیم. داوران جشنواره وقتی من را دیدند به دلیل سن و سال کمی که داشتم، باور نمیکردند عکاس این عکسها من باشم.
داوران برای اثبات این مطلب از من خواستند که دوباره در حضور ناظر جشنواره چند عکس دیگر بگیرم. آنها دوربینی به من دادند و از من خواستند که ۲۰ قطعه عکس از مناطق اطراف حرم و المانهای برخی از پارکهای مشهد بگیرم، من هم عکسها را گرفتم.
داوران بعد از آنکه عکسها را دیدند، مطمئن شدند که عکاسی حرفهای هستم. با ناباوری به من گفتند رتبه اول مسابقه عکس هویت را کسب کردهام، همچنین آنها گفتند من کوچکترین عکاس شرکتکننده در جشنواره هستم، به همین دلیل رتبه اول کوچکترین عکاس جشنواره را نیز کسب کردم.
کسب رتبه اول در بین آن همه عکاس برای من شگفتآور بود، چون بهترین رتبهای که فکر میکردم کسب کنم رتبه دهم مسابقات بود. در لحظه شنیدن این خبر از خوشحالی فریاد کشیدم، پدر و مادرم هم خیلی خوشحال شده بودند.
ساخت فیلمی از شهرم مشهد
سالار سعیدی درحالیکه تندیس مسابقه را در دست دارد، میگوید: من از مسئولان فرهنگسرای فناوری و رسانه که برگزارکننده این مسابقه بودند، تشکر میکنم و از آنها میخواهم این مسابقات را بهصورت رتبهای و تا مرحله حرفهای ادامه بدهند و در کنار آن نیز کلاسهای عکاسی برای علاقهمندان به عکاسی نیز برگزار کنند.
سالار در پایان از بزرگترین آرزویش میگوید: از کودکی که بهصورت اتفاقی شروع به عکاسی کردم، هر روز علاقهام به این هنر بیشتر شد و کسب رتبه اول نیز باعث افزایش علاقه ام به هنر عکاسی شده است.
من دوست دارم در رشته عکاسی و فیلمبرداری ادامه تحصیل بدهم و با گرفتن عکسهای حرفهای و کسب مقامهای کشوری، افتخارات زیادی برای شهرم کسب کنم، البته بزرگترین آرزوی من ساختن یک فیلم درباره هویت مشهد و مردم آن است.
* این گزارش چهارشنبه، ۱۷ مهر ۹۲ در شماره ۷۴ شهرآرامحله منطقه ۹ چاپ شده است.
