کد خبر: ۸۴۴۵
۲۲ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۵:۰۰
هنرمند محله آزادشهر قلم و رنگ را با معنویت درآمیخته است

هنرمند محله آزادشهر قلم و رنگ را با معنویت درآمیخته است

زینب مسئله‌گو مدرک نگارگری ممتاز دارد. او این روز‌ها مشغول نوشتن کتابی در باره تذهیب است که به گفته خودش ابتکاری نو و تازه در حوزه هنر نگارگری است.

فرقی نمی‌کند دنیای هنر باشد، ورزش یا ادبیات، هر حوزه‌ای که بخواهی دست بگذاری اخبار موفقیت زیادی از بانوان به چشم می‌خورد. شبیه هنرمند این هفته که در شهرآرامحله به سراغش رفته‌ایم.

زینب مسئله‌گو، نیمی از عمرش را با هنر سپری کرده است و این تلاش مستمر باعث شده است که نام او در ردیف هنرمندان نگارگر شهرمان قرار گیرد. این بانوی هنرمند اردیبهشت ۱۳۵۵ در خانواده‌ای هنر دوست متولد شد.

خانواده‌ای که به قول خودش به غایت حمایتش کرده‌اند؛ این به غایت را چندبار تکرار می‌کند و می‌گوید: حمایت مایه دلگرمی و رشد هنرمند است، چه خانوادگی و دوستانه و مردمی باشد، چه از سمت نهاد یا ارگانی.  مسئله‌گو کارشناس گرافیک و تصویرسازی است.

مدرک نگارگری ممتاز را سال‌ها پیش از مرکز هنر‌های تجسمی تهران گرفته است و از سال ۱۳۷۵ آن را به صورت تخصصی ادامه داده است. حضور در نمایشگاه‌های داخل و خارج از کشور و تدریس «تذهیب» و «گل‌مرغ» در مجتمع امام رضا (ع) در بوستان ملت، سرپرستی واحد طراحی در کارخانه‌های چینی و همراهی با گروه هنری ساخت ضریح مطهر امام رضا (ع) از دیگر فعالیت‌های هنرمندی است که در محله آزادشهر زندگی می‌کند و کنار همه این‌ها کارگاه آموزشی کوچکی برای هنرجویانی دارد که علاقمند و دنبال کننده هنر نقاشی و نگارگری.

مسله گو این روز‌ها مشغول نوشتن کتابی در باره تذهیب است که به گفته خودش ابتکاری نو و تازه در حوزه هنر نگارگری است و امید دارد به کار نگارگران و هنرمندان بیاید.

بهانه هم کلامی ما با زینب مسئله‌گو نمایشگاه «فجرآفرین» بود که در بخش‌هایی از آن ظرفیت‌ها و توانمندی‌های مناطق مختلف مشهد به نمایش گذاشته شد. این هنرمند را در فضای کار نمایشگاهی مشغول کار زنده پیش روی بازدیدکنندگان دیدیم و در فرصتی که پیش آمد با او به گپ و گفت نشستیم.

 

قلم و رنگ دنیای مرا متفاوت کرد 

این هنرمند چگونگی شروع کار هنری‌اش را این‌طور به یاد می‌آورد: هر کس به چیزی علاقه‌ای دارد و من هم از کودکی عاشق نقاشی بودم و همه جریان از همان روز‌های کودکی‌ام شروع شد. روز‌هایی که قلم و رنگ دنیای من را متفاوت‌تر از دنیای دیگر بچه‌ها می‌کرد.

خانواده‌ام هم این موضوع را متوجه شده بودند، از همان روز هر چه در توان داشتند برای پیشرفتم مایه گذاشتند و من همه بضاعت امروزم را از مهربانی‌های پدرم دارم، از فداکاری‌های مادرم و همراهی خواهرم.

او با لذت تمام از روز‌هایی حرف می‌زند که به صورت آماتور نقاشی می‌کرده است و، اما شروع کار حرفه‌ای‌اش از سال ۱۳۷۵ بوده است. می‌گوید: علاقه و دوست داشتن است که چیزی را ماندگار می‌کند؛ هیچ چیز در زندگی به اندازه ایستادن و ماندن پای یک کار هنری لطف ندارد.

 

رفتن به مسیری مقدس

بر این باور است که هنر اصلا برای این است که آدم گمشده‌های خود را در مسیر مقدس و خوب پیدا کند. اعتقاد دارد هنری ماندگار و جاوید می‌ماند که راهی به سمت تعالی پیدا  کند و او برای این نگارگری را انتخاب کرده است که نگارگر بیش از عالم ماده به عالم معنا توجه دارد.

خاطرنشان می‌کند: نگارگر کوشش دارد عالم بالا را به تصویر بکشد. تصاویر زیبا و عرفانی که بیننده را به عالم دیگر متصل می‌کند، چیزی که در جهان هستی مانند آن نیست، ولی هنرمند ما از طبیعت الهام می‌گیرد و نقوش را آن‌طور که در تخیلش تصور می‌کند ترسیم می‌نماید.

نگارگری یعنی نقاشی اصیل ایرانی، نگارگری، هنر ملی ماست. شناخت زیبایی‌های هنر نگارگری بدون شناخت آثار ادبی و شعر ایرانی از یک‌سو و دیدگاه‌های عارفانه از سوی دیگر ممکن نیست.

او تعریف می‌کند: زمانی که نقاشی در ایران رایج شد، چون کشیدن چیزی عین و مانند واقعیت، توهین به خلقت بود، با الهام از طبیعت و تلفیق آن، آثاری خلق شد که حس و حال دیگری دارد، به همین خاطر است که در نگارگری اغراق و مبالغه زیاد دیده می‌شود.  

 

بانوی هنرمند محله آزادشهر دنیای قلم و رنگ را با معنویت درآمیخته است

 

انقلابی در حوزه نگارگری

مسئله‌گو مشغول تالیف مجموعه‌ای است که به گفته خودش بازخورد‌های بسیار خوبی هم از استادانش گرفته تا جایی که یکی از آنان در خصوص کار و ابداع او گفته است این کار انقلابی در حوزه نگارگری است.

خودش می‌گوید: بهانه نوشتن این کتاب جای خالی نقاشی و هنر ایرانی در صدا و سیما و دیگر رسانه‌ها بوده است، موضوعی که همیشه فکر من و خیلی از هنرمندان را مشغول کرده است.

این هنرمند خاطرنشان می‌کند: چرا میل و گرایش به هنر و سبک غربی در جامعه زیاد شده است؟ چرا وقتی بسیاری از عناصر هنر مال ایران و مردم ایرانی است نباید از آن در متن زندگی استفاده کرد؟ هر روز بیشتر از قبل احساس می‌کردم این هنر مهجور و تنهاست و به انزوا رفته است و در انحصار عد‌های خاص قرار گرفته است.

در حالی که نگارگری خیلی فراتر از حرف‌هایی است که درباره آن زده می‌شود. متاسفانه در خیلی از آثار، رنگ‌ها با مفاهیم تفسیر و الهام همخوانی ندارد و همه این‌ها به خاطر نداشتن مطالعات قوی و بنیادی است.  

او یادآور می‌شود: تذهیب و نگارگری، هنری شهودی و ماورایی است و هر رنگ و خط اجازه ورود به آن را ندارد. هنرمند در این رشته روی لبه تیغ راه می‌رود و باید در استفاده از قالب‌های عرفانی و فلسفی هوشیار باشد و من فکر کردم اول باید در بحث تئوری وارد شد، به همین خاطر در این مجموعه با همراهی چهار هنرجوی نگارگر تمام مکاتب دوره‌های مختلف را بررسی کرده‌ایم.

او می‌گوید: بخشی از موضوعات این مجموعه شامل معجزه امام رضا (ع)، عبور سیاوش از آتش، تولد حضرت مسیح و واقعه کربلا و عصر عاشوراست که بخش اصلی کار  انجام شده است و امید است این مجموعه کوچک کمکی باشد به این هنر اشراقی و بزرگ.

معنویت در هنر تاثیرگذار است، استاد فرشچیان نمونه خوبی در هنر نگارگری است

    

هنرمندانی که دنیایی نیستند 

او در میان صحبت‌هایش یاد می‌کند از آن‌هایی که هنرشان رنگ و بوی معنویت دارد و خیلی‌ها خواسته‌اند از آن تقلید کنند، اما نتوانسته‌اند، چون ربطی به دنیای ماده نداشته است؛ از استاد فرشچیان یاد می‌کند و می‌گوید: معنویت در هنر تاثیرگذار است، استاد فرشچیان نمونه خوبی در هنر نگارگری است، ایشان معمولا بدون وضو کاری را شروع و تمام نمی‌کنند و همین ویژگی است که هنرشان را ممتاز و خاص کرده است و هیچ کس نتوانسته است هنر استاد را تقلید کند؛ چون حس و حال اثر او دنیایی و مادی نیست و ماورا همه این چیز‌ها و حرف‌هاست. 

 

حسودی کرده‌ام، اما به هنر

هنرمند نگارگر محله ما آرامش و آرام زندگی کردن را  به هر چیز دیگری ترجیح می‌دهد. می‌گوید:  از شهرت و مقام گریزانم، مگر در جایگاهی که خدا باشد؛ اگر خدا مرا برگزیند و انتخاب کند هر آن چیزی که بخواهد اتفاق می‌افتد و کسی جلو دارش نیست، اما اگر موضوعی مورد قبول خدا نباشد، اما مورد لطف دیگران قرار گیرد، هیچ وقت ماندگار نمی‌ماند.

او ادامه می‌دهد: تا به حال نشده به کسی حسادت کنم، جز در مواردی خاص، شاید غبطه خورده باشم به مقام هنرمندانی، چون استاد فرشچیان و بار‌ها رو به خدا با حسرت گفته باشم «خوش به حال این افراد و خوش به سعادت دست‌هایی که تو قلم دست‌شان داده‌ای. خدایا مرا هم هم ردیف آن‌هایی بگذار که در چشم و دل تو عزیزند.» برای من خیلی مهم است که خدا مرا ببیند و بخواهد  نگه دارد و نه غیر او. اصلی که در لا به لای هنر نگارگری به آن رسیده‌ام.

 

آموختن را دریغ نکنید 

مسئله‌گو کارگاه آموزشی کوچکی دارد که در آن هر آنچه را که از هنر آموخته در اختیاز هنرجویانش می‌گذارد. این سخاوت را از آموزگاران و استادانش به یادگار دارد.

خودش چنین می‌گوید: استاد نگارگری‌ام هنرمند شریف و متعهدی بود که قلم را دستم داد و گفت: «مبادا به خاطر روشن نگه داشتن چراغ آموزشگاه از این که بخواهید هنر را کامل در اختیار کسی قرار دهید دریغ کنید.» و من این حرف را آویزه گوشم کردم.  

او خاطرنشان می‌کند: کم نیستند افراد و هنرمندانی که به دنبال کارگاه و آموزش هستند، اما آن قدر سنگ جلوی پای‌شان انداخته می‌شود که از ادامه کار صرف نظر می‌کنند و بهتر می‌بینند که سراغ کار و حرفه دیگر بروند.  

 

درد بزرگ جامعه هنری ما 

او در قسمتی از حرف‌هایش از درد جامعه هنری می‌گوید. دردی که آن را دیده و حس می‌کند. این هنرمند نگارگر یادآور می‌شود: جامعه هنری ما دچار درد بزرگی شده است و این همان درد غریبه بودن بعضی از هنرمندان به اصل و پایه هنر است، به نداشتن آگاهی از هنر و استفاده ابزاری یا استفاده بازاری از آن، تخریب هنر و هنرمند توسط اشخاص هنرمندنما، استفاده از هنر به عنوان ابزار کسب و کار و نه ترویج خود هنر.

او ادامه می‌دهد: خیلی از هنرمندان با همه تخصص و هنری که دارند گمنام می‌ماند. بعضی‌ها به حق  هنرمندند، اما خاموش و ساکت و گمنام می‌مانند و به خاطر وضعیت اقتصادی مجبور می‌شوند تن به خلق هر کاری بدهند که با روحیات‌شان سازگار نیست.

خیلی از این‌ها بی آنکه حرف‌های‌شان را بزنند و شنیده شوند، بی‌آنکه آثارشان دیده شود، خاموش می‌شوند و می‌میرند و این غیر منصفانه است که هنرمندی بدون آن که جایگاه واقعی خودش را پیدا کند، خاک و مدفون شود.

مسئله‌گو خاطرنشان می‌کند: در کنار این افراد که مظلوم واقع می‌شوند، یک سری تقلید‌ها و هنجار شکنی‌ها خارج از کشور وجود دارد که بعضی هنرمندان ایرانی بدون هیچ اندیشه‌ای آن را دنبال و پیاده می‌کنند. کافی است شخصی در کارنامه کاری‌اش نمایشگاه خارجی داشته باشد.

متاسفانه افرادی پیدا می‌شوند بی‌آنکه که تجربه و سررشته‌ای در این کار داشته باشند، فقط و فقط به خاطر این عناوین و برخی از مسائل غیر هنری سراغ این افراد می‌روند و آثارشان را با قیمت‌های گزاف می‌خرند، بدون آن که مخاطب متوجه بشود چه چیزی خیرده است. 

 

بانوی هنرمند محله آزادشهر دنیای قلم و رنگ را با معنویت درآمیخته است

 

هنرمند نباید از مردم فاصله بگیرد

کنار هنر زیستن، ارتباط او را با دنیا و آدم‌های اطراف بیشتر می‌کند. اتفاقی که برای زینت مسئله‌گو افتاده است با همه فرصت محدودی که دارد می‌گوید: ارتباط من و هم محله‌ای‌ها بیشتر در مناسبت‌های مذهبی و خاص است.

این ایام خاص باعث می‌شود که در محله ما مانند محله‌های دیگر شهر همبستگی و اتحاد بیشتری میان همسایه‌ها ایجاد شود. به عنوان مثال در محرم و صفر و روضه‌های خانگی که رفت و آمد‌های خانه به خانه و نشست‌های دور همی بیشتر می‌شود.

غیر از آن مراسم نذری‌پزان هم همین حال و هوا را دارد. نذری پزان را دقیقا  به خاطر این ویژگی دوست دارم که آدم‌ها را کنار هم قرار می‌دهد. من هم مانند دیگر هم محله‌ای‌هایم در این امور و مراسم‌ها شرکت می‌کنم، چون معتقدم هنرمند نباید از مردم و جامعه‌اش فاصله بگیرد. 

 

سپاسگزار استادانم هستم

مسله‌گو حرف‌هایش را با تقدیر از همه کسانی ادامه می‌دهد که نگارگری را به او آموختند، از استاد باسط که قلم نگارگری را برای اولین بار دستش داده است تا همراهی‌های و آموزش‌های دکتر اسکندرپور، استاد رزاقی، استاد مهدوی، استاد احمد آبروانی و همه کسانی که یاری‌گر او بوده‌اند.

 

* این گزارش پنج شنبه، ۶ اسفند ۹۴ در شماره ۱۸۳ شهرآرامحله منطقه ۱۱ چاپ شده است.

آوا و نمــــــای شهر
03:04
03:44
اینستاگرام