نگارخانه

محمدجعفر پاکروان حدود دو دهه است که، به گفته خودش، ایستادن مقابل بوم و خلق کردن برایش جدی‌ترین کار و کنش است و از این طریق روایت خودش را ارائه می‌کند. نگاه به مجموعه آثار او به ما می‌گوید که نقاشی تجربه گراست.
نازنین خاندان با همکاری چند نفر از دوستانش تابلویی از واقعه کربلا کشیده که حائز مقام برتر شد. آن‌ها با رد پیشنهاد خرید تابلوشان به مبلغ صد‌میلیون‌تومان، نقاشی را به آستان قدس رضوی اهدا کردند.
رضا فردوسی تلاش کرده حوزه‌های مختلف هنری را تجربه کند و از فرصت‌های موجود برای فراگیری این زمینه‌ها بهره ببرد. او این‌روزها آثارش را در قالب‌های متنوع در معرض دید قرار داده است.
استاد احمد تولایی می‌گوید: دلم می‌خواست شخصیت و روحیات افراد را بتوانم در پرتره هایم در بیاورم. در نقاشی می‌توان ویژگی‌های شخصیتی افراد را قوی‌تر یا ضعیف‌تر نشان داد.
علاقه‌مندی به مطالعه و کتاب‌خوانی، از سیدحسن هراتی شخصیتی فرهنگی و هنری ساخته که در طول زندگی‌اش، نقاشی و نگارگری، پژوهش‌گری معارف شیعی، نویسندگی و عکاسی را تجربه کرده است.
نگارخانه رضوان در این روز‌ها میزبان نمایشگاه خوشنویسی «محفل عشق» مربوط به آثار گروهی از هنرجویان دوره فوق ممتازی است که سال هاست زیرنظر مریم موسوی مشق می‌کنند.
عباس عطاپور، بیشتر از ۲۰ سال است که در هنر تذهیب فعالیت دارد. تذهیب تابلو‌های ورودی صحن‌های حرمین امام موسی‌کاظم(ع) و حضرت جوادالائمه(ع) از جمله آثار اوست.
سمانه دوستی‌نیا آثار متعدد نگارگری دارد. او ایوان طلا، سقاخانه، معراج رسول گرامی اسلام (ص)، بت‌شکنی حضرت ابراهیم (ع) را نگارگری کرده و تا کنون آثارش را در نمایشگاه‌های متعدد خارج از کشور عرضه کرده است.
میرزا حمید قربانپور می‌گوید: کار من اسم خاصی ندارد؛ تنها یک تلاش دلی است که خودم شروع کرده‌ام؛ تلفیقی از کار تذهیب، گل و مرغ، کاشی‌کاری و دیگر هنر‌های سنتی؛ کتاب‌های قدیمی را ورق می‌زنم.
زینب مسئله‌گو مدرک نگارگری ممتاز دارد. او این روز‌ها مشغول نوشتن کتابی در باره تذهیب است که به گفته خودش ابتکاری نو و تازه در حوزه هنر نگارگری است.
محمدرضا لطفی عکاسی است که تصاویر زیبایی از حرم امام رضا (ع) جمع آوری کرده است، منزل او درحال حاضر نگارخانه‌ای با بیش از ۳۰ هزار تصویر و عکس خاطره انگیز از بارگاه منور رضوی است.
هدی اخلاقی، هنرمند و گرافیست جوانی است که در محله احمدآباد سکونت دارد. او که کارش با تار و پود است، به کودکان حاشیه شهر نیز هنر می‌آموزد تا به قول خودش دنیای آن‌ها را رنگی کند.
هادی خورشیدی می‌گوید: گل و مرغ شرح عشق است و داستان شیدایی بلبل و مرغ در مقابل گل را توصیف می‌کند که کاملا با مضامین ادبیات ما مرتبط است.
مهدی فخارالحسینی از نقاشانی است که پیش از این آثارش در نمایشگاه گروهی نگارخانه مجتمع نمایش داده شده است. او درباره وضعیت این روزهای هنرمندان و مخاطبان می‌گوید: شیوع کرونا ضربات سنگینی را به فضاهای هنری وارد کرده است که ضررهای اقتصادی به بخش خصوصی و هنرمندان قسمتی از آن است اما مهم‌ترین نکته‌ قطع ارتباط هنرمند و مخاطب است که سبب زیان هر دوطرف می‌شود.
محمود صناعی بیش از 10نمایشگاه در فضای مجازی برگزار کرده و حدود 100اثر را در آن‌ها به نمایش گذاشته است. او با تأکید بر حفظ جایگاه هنرمند در مدار گردش مالی می‌گوید: با برگزاری نمایشگاه در فضای مجازی شرایطی فراهم می‌شود تا علاقه‌مندان به هنر از شهرهای دیگر هم در نمایشگاه حضور یابند. در مشهد نیز با فرهنگ‌سازی مناسب می‌توان جایگاه هنر را تثبیت کرد. ما فردی داریم که اپراتور خط‌کشی اداره راه است اما بیشترین خرید آثار هنری را در نمایشگاه‌هایی که تاکنون برگزار کرده‌ایم داشته است. این شخص با اینکه در مناطق پایین‌شهر زندگی می‌کند اما به خرید اثر هنری علاقه دارد.
من فرزانه دلارامی نقاش زندگی هستم. دنیای من نمایشگاهی از مهر و عشق شماست. گاهی که احساس تنهایی می‌کنم و به در و دیوار احساسم رنگ می‌پاشم تا جهان شما رنگارنگ شود. کشف استعدادم را مدیون استاد کیانیان هستم. ایشان با ایجاد این گروه بسیاری از توان‌یابان را استعدادیابی کرده‌اند و در همان زمینه مسیر پیشرفت را برایشان هموار کرده‌اند.
عذاب بزرگی بود درس خواندن و کارکردن در محیطی که دوستش نداشتم. محیط کار در کارخانه با روحیاتم سازگار نبود. یک‌بار که مقداری از حقوقم بدون دلیل کم شده بود پیش مدیر کارخانه رفتم و علت کسر از حقوقم را پرسیدم، او هم گفت حقوقت زیادی زیاد شده به همین دلیل کمش کردیم. شاید هر کسی به یک تلنگر نیاز دارد و من هم به همین تلنگر نیاز داشتم تا تصمیم بگیرم از فردا سرکار نروم.
افشین باقری از دوسال پیش، پادکستی خریداری می‌کند که در آن داستان‌ها و روایات شاهنامه توصیف شده است. شنیدن این پادکست‌ها باعث تعلق خاطر و دلبستگی او به فردوسی و شاهنامه می‌شود.
در دوره راهنمایی بر خلاف بسیاری از بچه‌ها که علاقه چندانی به نقاشی نداشتند،‌ کلاس مورد علاقه من هنر بود و بسیاری از نقاشی‌هایی که می‌کشیدم باعث تعجب معلم‌ها می‌شد. آن‌ها نقاشی‌هایم را تحسین و آن را روی دیوارهای سالن و کلاس نصب می‌کردند. این کارها به من انگیزه می‌داد تا نقاشی را ادامه دهم.