کد خبر: ۷۷۸۸
۲۳ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۲:۱۹
محمد علیزاده، کشتی‌گیر و بازیگر همه‌ فن حریف

محمد علیزاده، کشتی‌گیر و بازیگر همه‌ فن حریف

محمد علیزاده که در سریال کلاه پهلوی بازی کرده، چندین مقام قهرمانی ملی و بین‌المللی را در عرصه ورزش کشتی به ثبت رسانده است، او توانمندی‌های خود در عرصه خوانندگی و آهنگ‌سازی و حتی نویسندگی نیز ثابت کرده است.

 فعالیت‌های سوژه این شماره ما از ورزش شروع می‌شود و دوباره به ورزش ختم، اما در طول این ۲۲ سال فعالیت ورزشی، هنر‌های مهم دیگری هم مرحله‌به‌مرحله به زندگی محمد علیزاده اضافه می‌شود. همین موضوع موجب می‌شود از یک کشتی‌گیر و قهرمان جهانی، امروز بتوانیم به‌عنوان یک کارگردان، هنرمند، آهنگ‌ساز، خواننده، نوازنده و نویسنده هم یاد کنیم.

 ورزشکار همه‌فن‌حریف یا هنرمند ورزشکارِ همه‌کاره چه فرق دارد؟ مهم این است که وی از لحظات زندگی‌اش، عاشقانه در راه علایقش بهره می‌برد و هم‌اکنون در سی‌وشش‌سالگی، جوانی ورزشکار و هنرمندی حاذق و پرتلاش شناخته می‌شود، به‌گونه‌ای‌که به هر نقطه از زندگیِ هنری و ورزشی او که انگشت بگذاریم، بالاخره حرف‌هایی برای گفتن پیدا می‌کنیم؛ حرف‌هایی که در عرصه هنر، از بازی در سریال «کلاه‌پهلوی» و نویسندگی در سریال «شاید برای شما هم اتفاق بیفتد»، شروع می‌شود و با شاگردی در تیم نویسندگی علی مشهدی ادامه می‌یابد و بعد از خوانندگی و آهنگ‌سازی و بازیگری تئاتر، در عرصه ورزش بر روی تشک کشتی در آن طرف مرز‌ها با کسب مدال طلای قهرمانی جهان به کشورمان برمی‌گردد.


اولین مدال جهانی و پیراهن تیم ملی


محمد علیزاده، یکی از جوانان فعال هنرمند و ورزشکار محله فرامرزعباسی است. او که در کارنامه کاری خود بیش از چندین مقام قهرمانی ملی و بین‌المللی را در عرصه ورزش کشتی به ثبت رسانده است، سخن خود را با یک عبارت آغاز می‌کند: «چه زود دیر می‌شود».

این عبارت را برای نام تمام سال‌های فعالیت هنری‌ورزشی خود بیان می‌کند و ادامه می‌دهد: این عبارت عنوان حرف‌ها و گفته‌های من برای سال‌های فعالیتم است، بعد از بیان این عبارت، کارنامه فعالیت‌های فرهنگی‌ورزشی خود را ورق می‌زند و می‌گوید: بعد از سه سال کار حرفه‌ای در رشته کشتی با تشویق پدرم در سال ۷۳ وارد مسابقات جهانی کشتی شدم و بلافاصله در اولین حضورم در مسابقات جهانی، مقام اول المپیاد جهانی نوجوانان جهان در کشور روسیه را در شانزده‌سالگی به خود اختصاص دادم.

او بیان می‌کند: هم‌زمان در همان سال، در اولین مسابقات کشوری نیز مقام سوم را به‌دست آوردم که همین موضوع باعث شد به اردوی تیم ملی دعوت شوم. در آن اردو توانستم نفر اول وزن خودم را شکست دهم و در وزن ۶۵ کیلو در سال ۷۳ پیراهن تیم ملی کشورم را به تن کنم.

ورزشکار و کشتی‌گیر برجسته جهان در ادامه می‌افزاید: تمام این مقام‌ها باعث شد که بعد از برگشت از مسابقات، حرفه‌ای‌تر ورزش کشتی را دنبال کنم و در سال ۷۴ در مسابقات جام جمهوری ترکیه، مدال طلای این دوره از مسابقات را از آن خود کنم. این مسابقات یک تورنمنت بین‌المللی بود که به میزبانی ترکیه در رده جوانان برگزار شد. درست به‌خاطر دارم در آن سال من هفده‌ساله بودم.

علیزاده با تاکید بر اینکه در سال ۷۵ در مسابقات جام احیای یونان نیز مدال طلا کسب کردم، یادآوری می‌کند: آنجا هم مسابقات از سری مسابقات تورنمنت بین‌المللی بود. برای مسابقات یونان درواقع سه نفر اولِ مسابقات ایران اعزام شده بودند که باز نفر اول مسابقه احیای یونان برای مسابقات جهانی اعزام می‌شد و من با کسب مدال طلا در آن سال، موفق شدم بار دیگر به‌نمایندگی از ایران به مسابقات جهانی اعزام شوم.



تنها نماینده ایران در مسابقات جهانی روسیه

علیزاده اذعان می‌دارد: با اول شدن در مسابقات یونان، سال بعد یعنی درست سال ۷۶ بود که دوباره به‌عنوان نماینده ایران به مسابقات جهانی روسیه اعزام شدم. در آن سال در رده جوانان جهان به کشتی‌گیر میزبان یعنی کشور روسیه باختم و مدال برنز کسب کردم.

او ادامه می‌دهد: در سال ۷۷ بعد از بازگشت از روسیه برای مسابقاتِ جایزه بزرگ جهان در ازبکستان شرکت کردم که آنجا در رده جوانان، جایگاه پنجم جهان را کسب کردم. آن سال من در وقت اضافه به کشتی‌گیر معروف «ساندرز آمریکایی» که نفر دوم المپیک جهان بود، باختم.

این مربی کشتی که تاکنون بیش از ۱۰۰ ورزشکار و کشتی‌گیر را بر روی تشک کشتی تربیت کرده است، اضافه می‌کند: در سال ۷۸ برای مسابقات پلیس‌های جهان در سوئد و ارتش‌های جهان در کرواسی انتخاب شدم. آن سال من سرباز بودم و می‌توانستم در این مسابقات شرکت کنم.

 با وجود ماه‌ها تلاش و پشتکار و کار حرفه‌ای، رفتن تیم به کرواسی و سوئد در آن سال، بنا به دلایلی لغو شد و با وجود اینکه برای انتخابی این دو مسابقه نفر اول در کشور شده بودم، به همراه دیگر افراد انتخابی به‌عنوان نمایندگان ایران به این سری از مسابقات اعزام نشدیم.


بدترین سال زندگی

علیزاده سال ۷۹ را  بدترین و تلخ‌ترین سال زندگی خود عنوان می‌کند و می‌افزاید: در این سال برای شرکت در مسابقات ملی و بین‌المللی، آمادگی جسمی فراوانی داشتم، اما با فوت پدرم گویی نیمی از وجود من هم رفت. در این سال متاسفانه پدرم را از دست دادم و این خاطره تلخ هنوز که هنوز است، آزارم می‌دهد.

اواخر سال ۷۹ در مسابقات تورنمنت بین‌المللی جام جهان‌پهلوان تختی به میزبانی ایران و مشهد به کشتی‌گیر سیاه‌پوست به نام جو ویلیامز باختم و در وقت اضافه با ناداوری شکست خوردم.
 

از سال ۸۰ هم‌زمان با ورود به دانشگاه، وارد عرصه تئاتر شدم و در این حرفه هنری، شروع به فعالیت کردم


برگی هنری از یک زندگی ورزشی

قهرمانی‌های کشوری و جهانی تنها بخشی از رزومه ورزشی زندگی این ورزشکار و قهرمان ملی ما در سکو‌های جهانی است. محمد علیزاده، کشتی را تا سال ۸۰ به‌صورت حرفه‌ای و جدی دنبال می‌کند تا اینکه در سال ۸۰ به‌دلیل داشتن مقام جهانی می‌تواند بدون کنکور در رشته تربیت‌بدنی وارد دانشگاه شود. او در ادامه بیان می‌کند: ورود من به دانشگاه، عرصه دیگری از علایقم را برایم روشن کرد و بهتر بگویم؛ دانشگاه مسیر همواری برای بروز و ظهور علایق دیگرم شد.

او می‌افزاید: از سال ۸۰ هم‌زمان با ورود به دانشگاه، وارد عرصه تئاتر شدم و در این حرفه هنری، شروع به فعالیت کردم. از کودکی کم‌و‌بیش به تئاتر و کار‌های هنری در سینما علاقه داشتم، اما شاید تا آن سال هیچ‌گاه زمینه‌ای برای بروز و رشدش مهیا نشده بود.

البته باید بگویم که کار تئاتر و نمایش را از سال ۷۹ کم‌وبیش آغاز کرده بودم و در آن سال نمایش «استاد پینه‌دوز» را با استاد رضا صابری کار کردم که در دهه خودش پرمخاطب‌ترین نمایشِ اجراشده بود. یادم می‌آید در روز‌های اجرا تماشاچی‌ها از در و پنجره به داخل می‌آمدند و حتی بدون صندلی، نمایش را به‌صورت ایستاده نظاره می‌کردند، اما این هنر را از سال ۸۰ رسما دنبال کردم.

 

همه‌فن‌حریف


تماشاچی؛ وجه مشترک تئاتر و کشتی

او از اینکه چرا در ادامه راه به‌سراغ تئاتر و نمایش رفته است، می‌گوید و می‌افزاید: کشتی و تئاتر و نمایش درحقیقت یک وجه اشتراک داشت. آن هم وجود تماشاچی بود؛ یعنی کسی که به تو انرژی بدهد و تو را حس کند، اما این یکی با آن بسیار تفاوت داشت؛ تماشاچی در تئاتر با وجود اینکه در سکوت تو را نظاره می‌کند، احساس بیشتری به تو منتقل می‌کند. نمی‌دانم، شاید دلیلش هم همان سکوت محض هنگام اجراست. خلاصه اینکه همه این عوامل دست‌به‌دست هم داد تا من بیشتر در این هنر غرق شوم.


کشتی و تئاتر با هم 

 بازیگر تئاتر محله‌مان می‌گوید: در سال ۸۰ در المپیاد ورزشی دانشجویان کشور در مسابقات کشتی در سالن شهیدبهشتی شرکت کردم. آن سال در افتتاحیه مسابقات در همان سالن نمایش «نَمیرم از این پس که من زنده‌ام» را بازی کردم و عصر همان روز در همان سالن به‌عنوان ورزشکار روی تشک کشتی قرار گرفتم و اتفاقا مدال طلا کسب کردم.


ورود به عرصه نویسندگی

او تاکید می‌کند: حضور در عرصه تئاتر به‌صورت محسوس و پررنگ، باعث شد استعداد نویسندگی نیز در من شکوفا شود. این بود که از سال ۸۲ اولین نمایشنامه خود را به نام «خشت کافه» نوشتم و در همان سال نمایشنامه دیگری  را به نام «چه زود دیر می‌شود» به رشته تحریر درآوردم. در سال ۸۳ هم‌زمان با قهرمانی در مسابقات دانشجویان کشور، نمایشنامه‌ای را با نام «رازقی‌ها» به جشنواره منتخب دانشجویان کشور ارسال کردم که در سمنان، نمایشنامه منتخب شد؛ چراکه در آن نمایش، هم کار نویسندگی برعهده من بود و هم بازیگری. در نویسندگی، رتبه اول و در بازیگری، رتبه دوم را کسب کردم.


جایزه بهترین آهنگ‌سازی و خوانندگی

این ورزشکار، نویسنده و بازیگر تئاتر که از سال ۸۱ هنر آهنگ‌سازی را هم در کارنامه کاری خود به ثبت رسانده است، در ادامه از موفقیت‌هایش در حوزه هنر آهنگ‌سازی می‌گوید و می‌افزاید: در سال ۸۱ در جشنواره تئاتر استان جایزه بهترین آهنگ‌سازی را برای نمایش «زن و مرد» دریافت کردم که دریافت این جایزه هم به‌دلیل کسب مقام اول بنده در این حوزه بود.

در جشنواره‌های نمایش‌های کوتاه استان در تربت نیز در بخش موسیقی، دوباره مقام اول را کسب کردم. او در ادامه به جشنواره موسیقی در سال ۸۴ در درگز اشاره می‌کند و می‌گوید: در آن سال نیز در بخش خوانندگی و نوازندگی نفر اول جشنواره شدم.


سفر به تهران و شاگردی علی مشهدی

نویسنده و ورزشکار هم‌محله‌ای ما در خیابان فرامرز در ادامه، از روند فعالیت‌های هنری‌اش در پایتخت می‌گوید و توضیح می‌دهد: سال ۸۷ اوج شکوفایی قلم من در حوزه نوشتن و نویسندگی بود و همین موضوع باعث شد که به تهران بروم تا در آنجا علاقه‌ام را حرفه‌ای‌تر دنبال کنم. سال ۸۷ به تهران رفتم و همان سال با علی مشهدی آشنا شدم و اتفاقا این آشنایی و تست نویسندگی من توسط وی باعث شد که من در گروه نویسندگی ایشان قرار بگیرم.

همان سال هم‌زمان با نویسندگی، علی مسعودی مرا به عوامل سریال «کلاه پهلوی» معرفی کرد و در آن سریال نقش یک کافه‌چی را برعهده گرفتم. از سال ۸۷ من به همراه علی زندی، در تیم نویسندگی علی مسعودی قرار گرفتیم و همین موضوع باعث شد تا با او هم‌خانه شویم. در سال‌های زندگی با علی مسعودی از او چیز‌های زیادی یاد گرفتم و درحقیقت شاگردش شدم.

علی مسعودی مرا به عوامل سریال «کلاه پهلوی» معرفی کرد و در آن سریال نقش یک کافه‌چی را برعهده گرفتم


نویسندگی سریال «راه طولانی»

او اضافه می‌کند: در سال ۸۸ نویسندگی سریال «راه طولانی» با بازی رضا کیانیان، به تیم نویسندگی ما به سرپرستی علی مسعودی سپرده شد. کار دوم با علی مشهدی، نویسندگی سریال «شب شیشه‌ای» بود. همچنین به‌صورت مستقل، فیلم‌نامه‌ای با نام «حج پاکان» نوشتم که تهیه‌کننده آن کار، داریوش بابائیان بود. بعد از کار‌های مشترک با علی مسعودی، تله‌فیلمی را به نام «مردان دروغ نمی‌گویند»، نوشتم که همه این کار‌ها ساخته شده‌اند.

او از ادامه کار نویسندگی در تهران می‌گوید و می‌افزاید: کار‌های آیتمی هم زیاد نوشتم؛ ازجمله کار آیتمی «سیگنال موجود است» و نیز چند آیتم از سریال «شاید برای شما هم اتفاق بیفتد». «قصه‌های آبادی» به کارگردانی مهدی رضازاده در مشهد نیز از دیگر کار‌های آیتمی من بود.


بازگشت به مشهد

او بیان می‌کند: سال ۹۳ بود که تلویزین و سیما مبلغ حق‌الزحمه‌ها را کاهش داد و همین موضوع مهم‌ترین عامل برای ریزش و کاهش دستمزد ما شد، طوری‌که شاید بتوان گفت ماندن در تهران صرف نمی‌کرد. این بود که از سال ۹۳ دوباره به مشهد برگشتم و وارد کار‌های اقتصادی شدم. هم‌زمان کار تئاتری به نام «ثانیه‌های لعنتی» را هم دنبال کردم. «شب شاد شاندیز» عنوان نمایشنامه دیگری از بنده بود که در مسابقات کشوری جایزه گرفت.
 


از کشتی، همراه کشتی، دوباره با کشتی

او ادامه می‌دهد: بعد از بازگشت، دوباره هم‌زمان کار کشتی را پیگیری کردم و توانستم مربیگری مسابقات لیگ برتر کشتی را برعهده بگیرم. در حال حاضر نیز به‌عنوان مربی تیم ملی نونهالان استان انتخاب شده‌ام و دوست دارم تا زمانی که در این تصدی هستم، به غیر از کشتی، اولویت دیگری نداشته باشم. او در ادامه به نوشته شدن نمایشنامه کمدی «آقاتورج در بهشت» اشاره می‌کند و اینکه این نمایشنامه قرار است از بیستم تیرماه اجرا شود. علیزاده می‌افزاید: معمولا رگه‌هایی از کمدی در همه کارهایم مشاهده می‌شود. شاید هم این شیوه نگارش را از علی مسعودی و در اثر هم‌نشینی با او آموخته باشم.


حرف آخر

او درددل‌هایی هم دارد و بیان می‌کند: خراسان سال‌هاست که در حوزه کشتی دچار رکود شده است. ۱۷ تا ۱۸ سال است که این استان مدال‌آور نیست. علت هم شاید استفاده از افراد ناکارآمد و غیرمتخصص در حوزه‌های مختلف این رشته ورزشی باشد. افرادی که روی کار می‌آیند، معمولا تخصص ندارند و تنها هیجان مربیگری دارند. در خراسان، استعداد و تعداد افراد خلاق زیاد است، اما حامی و حمایت‌کننده اندک. بیشترین دغدغه من این روز‌ها به‌عنوان یک ورزشکار همین است.



*این گزارش شنبه ۲۹ خرداد ۹۵ در شماره ۲۰۱ شهرآرا محله منطقه دو چاپ شده است.

آوا و نمــــــای شهر
03:04
03:44
اینستاگرام