۸۰ سال یتیمی مدرسه عباسقلیخان
عباسقلیخان شاملو، بیگلربیگی کل خراسان در نیمه دوم قرن ۱۱ هجری قمری، یکی از بزرگان و رجال حکومتی طایفه شاملو بهشمار میرفت. شاملوها از طوایف قزلباش محسوب میشدند و منسوب به نواحی شام سوریه بودند که در تشکیل، تثبیت و ادامه حکومت صفویان نقش موثری داشتند.
به سبب همین خدمات بود که در ابتدای حکومت صفویه، در مناصب و مصادر مهم دولتی جای گرفتند و در طول حکومت صفویان، خدمات ارزندهای انجام دادند.
در اهمیت این طایفه همین بس که اولین امیرالامرای دولت صفوی که قدرتمندترین فرد دولت صفوی پس از شاه محسوب میشد و آخرین وزیر دولت صفوی قبل از سقوط، از خاندان شاملو بود.
حسینخان شاملو، پدربزرگ عباسقلیخان، از خواص درگاه شاهعباس اول بهشمار میرفت. حسینقلی بعد از جنگ مرشدقلی شاملو و علیقلیخان شاملو برخلاف بسیاری از شاملوها که به هرات بازگشتند، در رکاب شاهعباس باقی ماند. این وفاداری سبب ترقی او در دستگاه شاه شد.
او در آغاز منصب «قورچی شمشیر» را از آن خود کرد؛ یعنی کسی که شمشیر شاه در اختیار او قرار میگرفت و از جایگاه والایی بهرهمند بود. سپس در سال ۹۹۷ حاکم قم و فراهان شد. او همچنین در جریان حمله ازبکها، با تلاش بسیار، متجاوزان را از خاک خراسان بیرون راند و بهسبب همین امر در سال ۱۰۰۷ شاهعباس اول او را به بیگلربیگی هرات و امیرالامرایی خراسان منصوب کرد.
حسینخان به مدت ۲۰ سال در این منصب، بر خراسان بزرگ حکومت کرد و در سال ۱۰۲۷ هجریقمری چشم از دنیا فروبست. بعد از او، پسرش حسنخان به منصب بیگلربیگی خراسان رسید. اودر طول ۲۳ سال امیرالامرایی خراسان بارها حملات وحشیانه و غارتگرانه ازبکها را سرکوب کرد. وی در ایالات هرات، مجالس شعر دایر میکرد و این شهر را به محفل شعرا و فضلا و مجمع ادبی در قرن ۱۱ تبدیل کرده بود. حسنخان خود نیز شعر میگفت؛ دیوانی مشتمل بر ۳ هزار بیت از وی برجای مانده است که در آن اشعار، «حسن» و گاه «محروق» تخلص کرده.
علاوه بر این او کارهای بزرگی، چون ساخت مسجد جامع هرات را نیز انجام داده است. حسنخان شاملو در سال ۱۰۵۰ هجریقمری در زمان شاهصفی بدرود حیات گفت.
بعد از مرگ حسنخان، شاهصفی منصب او را به فرزند بزرگ وی، «عباسقلیخان» تفویض کرد. به این ترتیب عباسقلیخان شاملو، منصب بیگلربیگی کل خراسان را در دوره شاهصفی دریافت کرد و در دوران شاهعباس دوم و شاهسلیمان صفوی نیز این منصب را در اختیار داشت.
او قبل از انتصاب به این سمت، همانند جدش حسینخان، منصب قورچیشمشیری را بهدست آورده و مدتی نیز در مقام داروغگیِ قم و رشت خدمت کرده بود و در مدت ۳۴ سال حکمرانیاش بر خراسان بهخوبی اعتماد شاهان صفوی را به خود جلب کرده بود.
عباسقلیخان نیز مانند پدر، دستی بر قلم داشت و از طبع شاعری هم بینصیب نبود. وی در شعر، «عباس» تخلص میکرد. دستنویسهایی از اشعار وی به نام «مجمعالاسماء» هماکنون موجود است.
در کنار حکومتداری، عباسقلیخان بناهای عامالمنفعه بسیاری نیز در مشهد ساخت؛ ازجمله آبانبار، حمام، کاروانسرا، اما مهمترینش مدرسهای برای طلاب دینی بود؛ مدرسهای که امروز به نام مدرسه عباسقلیخان میشناسیمش.
مدرسه عباسقلیخان سالها پیش و بهدنبال اختلافی که بر سر تولیت آن بین ورثه پدید آمد، به مدت هفت دهه از اختیار خاندان شاملو خارج شد. در این دوران که پیش و پس از انقلاب اسلامی را شامل میشود، اداره فرهنگ پهلوی و سازمان اوقاف، عهدهدار امور مدرسه شدند.
در همین دوران، لطمات بسیاری به بنای مدرسه وارد آمده است؛ ازجمله نقاشیها و طرحهایی است که در نمای بنای مدرسه عباسقلیخان اجرا شد. به اعتقاد بسیاری از کارشناسان میراثفرهنگی، بیشتر این طرحها مندرآوردی است و هیچ ضابطه خاصی ندارد.
در برخی جاها حتی کاشیهای بنا را با گچ پوشانده بودند. بعد از آنکه شاملوها موقوفه خود را در اختیار میگیرند، تلاش میکنند معماری مدرسه به شکل پیشین خود یا همان شمایل دوره صفوی برگردانده شود. این کار زیر نظر استادان میراثفرهنگی و با توجه به معماری دوره صفوی مدرسه، صورت میگیرد.
مدرسه عباسقلیخان دارای یک ایوان ورودی بوده که در عقبنشینی مدرسه از بین رفته است. این عقبنشینی یا به روایت دیگر جابهجایی سردرِ مدرسه عباسقلیخان اتفاق نادری است که پیشتر در منطقه ما تجربه نشده بود. طاق جلوی بنا توسط ریل به عقب کشیده میشود.
در این جابهجایی مقداری از مقرنسهای طاق میشکند و از بین میرود، اما کل سازه سالم باقی میماند. آنطور که قدیمیها میگویند، در گذشته در فاصله دو طاق، ایوانی بزرگ و زیبا نیز قرار داشته که در جابهجایی، ایوان حذف شده و دو طاق به هم نزدیک میشوند.
لولههای گاز، آب و کابلهای تلفن و برق تا چند سال قبل به شکلی بسیار زشت و شلخته بر دیوارهای این بنا خودنمایی میکرد، اما با تلاش مهندسان عمرانی، تجهیزات این شرکتهای خدماتی به کانالهای زیرزمینی منتقل و بر زیبایی بنا افزوده شد.
یکی از معضلاتی که ساختمانهای قدیمی با آن روبهرو هستند، مسئله رطوبت است. معماران در گذشته برای مقابله با رطوبت بالارونده زمین، از سیستمی به نام گربهرو در احداث ساختمانها بهره میبردند؛ به این ترتیب که از در کف تمام حجرهها حفرههایی تعبیه میشد که با حفرهای که دورتادور مدرسه حفر شده بود، مرتبط بودند.
به این ترتیب هوا در زیرزمین و از آنجا در کف اتاق جریان مییافت و هم رطوبت منتقل و هم هوای اتاق، معتدل میشد. این حفرهها در سالهای گذشته یا مسدود شده یا از بین میروند و موجب میشوند هم حجرهها رطوبت داشته باشد و هم اتاقها بوی نم بدهد
مدرسه عباسقلیخان با ۳ هزارو ۲۰۰ مترمربع مساحت دارای ۹۱ حجره در دو طبقه است. برخی از این حجرهها بعد از بازسازی، با شکل اولیه خود تغییر میکنند و برخی هم در همان حالت قبلی باقی میمانند.
سه ضلع فوقانی این مدرسه تاکنون بازسازی شده و فقط ضلع شرقی آن مانده است. در طول ۳۶۰ سالی که از احداث بنا میگذرد، هر زمان که سقف مدرسه به تعمیر نیاز داشته، با اضافه کردن لایهای تلاش کردهاند آن را مرمت کنند.
اینگونه است که امروز برای رسیدن به سقف اصیل و اصلی بنای مدرسه، بیش از ۳۰ سانتیمتر از سقف خاکبرداری شده است. برداشتن همین لایههای اضافه در سبکسازی سازه و افزایش طول عمر آن بسیار تاثیر دارد.
در بنای مدرسه چند نورگیر تعبیه شده بود. متاسفانه بهجز نورگیرهای ضلع شرقی مدرسه، بقیه در بازسازی مدرسه از بین رفتهاند؛ به این ترتیب که با قرار دادن نورگیرهای سیمانی و بتونی که بیش از ۲۰ تُن وزن دارند، نه تنها شکل آن را برهم زدهاند که وزن زیادی را نیز به بنا تحمیل کردهاند.
شکافهایی که در دیوارهای ضلع شرقی مدرسه وجود دارد، ناشی از فشار همین نورگیر بتونی است. تخریب این نورگیرها بدون آسیب به سازه اصلی، بسیار سخت است.
*این گزارش پنجشنبه ۱۳ خرداد ۱۳۹۵ در شماره ۱۹۱ شهرآرا محله منطقه ثامن چاپ شده است.